طرفداری: ۵ ژوئن ۱۹۸۵ است و داستان ما در کپنهاگ آغاز می شود. دانمارک به تازگی با نتیجه ۴-۲ اتحاد جماهیر شوروی را در گروه ۶ رقابت ها شکست داده است. وقتی در مورد دهه ۸۰ صحبت می کنیم نباید از هیچ چیزی شگفت زده شویم. در این بازی هواداران پرشور و شوق، عاشق و پارتیزان هم حضور داشتند. هردو طرف این بازی، قادر به اجرای بازی زیبا و چشم نوار بودند. در این مصاف حساس، شوت دیوانه کننده اولگ پروتاسوف، ضربه پایانیِ بی نظیر گوتسمانوف و چندین صحنه دفع توپ از روی خط دروازه و تیرک های زیاد، بینندگان را از فوتبال زیبا سیر کردند. البته که درخشش سنگربان دانمارکی ها را هم نباید بی اهمیت جلوه داد. مایکل لادروپ و پربن لارسن هم درخشیدند.

لارسن، شخصیتی مرموز دارد، کسی که قطعا زیر سایه لادروپ نتوانست خودش را در سه دهه گذشته مطرح کند. الکیائر لارسن به خاطر سبک بازی بی همتایش، بسیار مورد احترام فوتبال دوستان بود. اگر منصف باشیم، غیرممکن است که ایده مقایسه او با لادروپ را بدون بررسی آن، دور بیندازیم اما مشکل اصلی اینجاست در موقع مقایسه، به تفاوت های آن ها بیشتر پی می برید تا اینکه بتوانید نقطه ای مشترک در آن ها پیدا کنید.

از لحاظ دید کلی، شما لادروپ را ترجیح می دهید اما لارسن هم با فوتبال هیجان انگیزش، شما را هیپنوتیزم می کند. همه چیز به مانند شفافیت شیشه، به نفع لادروپ بود اما لارسن هم با فوتبالی که ارائه می کرد، هیجانی نوسانی به هواداران منتقل می کرد. لادروپ یک حرفه ای بود و همیشه به شرایط فیزیکیاش توجه می کرد در حالی که لارسن قبل از بازی های بزرگ، در مهمانی های شبانه شرکت می کرد و سیگار می کشید. تسلط عالی لادروپ بر روی توپ که انگار از قبل برنامه ریزی شده تا در زمین چه کارهایی انجام دهد نفس را می برید اما، لارسن اغلب مانند مردی که سعی در کنترل یک سگ کوچولو و هیجان انگیز را زیرپای خود داشت، خودش را نشان می داد.

از تقابل ناکام با لادروپ تا قهرمانی با هلاس ورونا

در حالی که دوران حرفه ای لادروپ، کتابی از استعداد های بی نظیرش بود، لارسن مسیری عصبی و سخت را در پیش گرفت. او پیش از حضور در یوونتوس، بارسلونا و رئال مادرید، در لیورپول دلربایی می کرد اما لارسن، بهترین دورانش را در لوکرن و هلاس ورونا سپری کرد. از این نظر، این دو به هیچ وجه قابل مقایسه نیستند.

سال های ابتدایی بازی لارسن به عنوان یک بازیکن حرفه ای، مشخصا هیچ ارتباطی با کم فروغی او در سالی های آتی نداشت. در سن ۱۸ سالگی به تیم ملی زیر ۲۱ ساله های دانمارک دعوت شد تا خیلی زود به عنوان یکی از پرطرفدارترین نوجوانان اروپا تبدیل شود. پربن موفق شده بود در ۱۵ بازی برای ونلس، هفت گل به ثمر برساند.

پیشنهاد ویژه :   شمس آباد نیوز : شمس آباد - روبرتو باجو؛ قهرمان ایتالیایی‌ها/ بودای کوچک؛‌ شعری در حرکت

در سن ۱۹ سالگی و در ابتدای سال ۷۷-۱۹۷۶ باشگاه اشتوتگارت با کلن رقابت سختی برای جذب او انجام داد اما چیزی جز ناکامی عایدشان نشد تا لارسن به اف سی کلن در بوندسلیگا بپیوندد. اولین بازی او در نیمه دوم بازی برگشت جام یوفا مقابل گراس هوپرز رخ داد. خیلی زود با حرکاتی انفجاری، دو گل به ثمر رساند تا در زوریخ با نتیجه ۳-۲ پیروز به خانه برگردند.

کم کم لارسن خودش را اثبات می کرد. او در شکست برابر بروسیا مونشن گلادباخ بازی و در مقابل دویسبورگ هم گلزنی کرد تا خودش را به عنوان یکی از بازیکنان اصلی، به مربی تیم اثبات کند. با این حال در بازی مقابل کوئیئز پارک رنجرز در جام یوفا ۳-۰ شکست خوردند تا کامبک نزدیک کامل آن ها در بازی برگشت هم چاره ساز نباشد. او در ماه های پاییز سال ۱۹۷۶ به طور مرتب بازی کرد. از زمستان تا بهار هم تحت رژیم سخت هانس وایس والرِ افسانه ای به کار کردن ادامه داد. او با رویکرد و نگرش سبک بازی آلمانِ غربی وایس والر مشکل داشت و البته زندگی در این محیط برایش سخت شده بود.

زندگی برای برای پربن جوان سخت تر می شد. در یکی از رویداد های مهم که پیش از بازی حساس کلن در کل شهر پیچیده بود، خبر دیده شدن لارسن در یک کلاب شبانه بود که گفته می شد در حال خوشگذرانی بود. خبر به گوش وایس والر رسید تا منجر به بحث او با پربن شود. این پسر دانمارکی به جای آن که این ماجرا را تکذیب کند، به وایس والر گفت اتفاقا رسانه ها دروغ نگفته اند اما چیزی که می نوشیدم وودکا بود و تعداد کسانی که با آن ها خوشگذرانی کردم، دو نفر بود!

پس از چندماه محرومیت، پربن به تمرینات تیم بازگشت و به عنوان یار تعویضی در فینال جام حذفی آلمان به زمین آمد. پس از سه هفته، در بازی ملی دانمارک مقابل فنلاند که در هلسینکی برگزار شد، دوبار گلزنی کرد تا دانمارکی ها ۲-۱ پیروز میدان شوند. در فصل ۷۸-۱۹۷۷ او نمایش های عالی داشت و برای فصل آتی، نوید یک بازیکن  سرحال را می داد. در فوریه ۱۹۷۸، هردو طرف [باشگاه و بازیکن] به این نتیجه رسیدند بهترین راه حل، فراموش کردن اتفاقات است. با این حال، پربن همیشه اعلام می کرد وایس والر بهترین سرمربی است که زیر نظرش بازی کرده است.

هردو طرف تمایل به صلح داشتند. فوریه ۱۹۷۸، کلن در آستانه قهرمانی در لیگ و جام حذفی بود. پربن هم با اینکه استعداد زیادی داشت اما هنوز هم ۲۰ ساله بود. اوضاع خوب پیش نرفت تا لوکرن بلژیک، فرصت امضای قرارداد با لارسن را از دست ندهد. در بلژیک او محیط بهتری برای نشان دادن خودش پیدا کرد. در اینجا دیگر از فشار زیاد خبری نبود.

پیشنهاد ویژه :   سیاسی : باید به سمت خلع سلاح جهانی حرکت کنیم/ نشست تهران می‌تواند نقش مهمی در جهت صلح پایدار ایفا کند

لوکرن در تاریخ همواره بعد از باشگاه های اندرلخت، کلوب بروخه و استاندارد لیژ می آمد. با آمدن لارسن بعید بود که لوکرن به افتخاری دست یابد اما، بازی روان و شناور کمترین چیزی بود که هواداران انتظار داشتند. لارسن از حضور در لوکرن خوشحال بود چون با گرگوژ لاتو و لوبانسکی لهستانی، خط یورش خوبی تشکیل داده بودند و بازی هجومی به نمایش می گذاشتند.

فصل ۸۱-۱۹۸۰ اوج کار بود. نایب قهرمانی در لیگ و قرار بردن پشت سر اندرلخت و حضور در فینال جام حذفی بلژیک و البته شرکت در مرحله یک چهارم نهایی جام اروپا، بهترین نتیجه تاریخ لوکرن بود. آن ها دندی یونایتد و قهرمان لالیگا یعنی سوسیه داد را شکست داده بودند اما مقابل آلکمار کم آوردند. در ژوئن۱۹۸۱، دانمارکی ها، قهرمان جام جهانی یعنی ایتالیا را در مرحله گروهی ۳-۱ شکست دادند تا نقطه ای روشن در تاریخ این کشور رقم بخورد. لحظه ای که ملت دانمارک باور داشتند می توانند به فتح قله های دیگر بیاندیشند.

دو سال بعد، دانمارک یکی از بهترین تیم های اروپا بود. یکی دیگر از پیروزی های تاریخی آن ها، در ومبلی و در سال۱۹۸۳ رقم خورد. نمایش تیم در آن بازی و خوش شانسی انگلیس باعث شد تنها یک گل اختلاف دو تیم باشد اما این نتیجه نبود که همه را خوشحال می کرد، بلکه عملکرد و نمایش زیبا بود. نوبت به بازی مقابل یوگوسلاوی رسیده بود. پیروزی ۵-۰ مقابل این تیم که گل چهارم را پربن به ثمر رساند، جواز حضور این تیم در مرحله بعد و بازی برابر بلژیک را صادر کرد. استراسبورگ باید شاهد یک تقابل بزرگ می شد.

از تقابل ناکام با لادروپ تا قهرمانی با هلاس ورونا

بلژیک کشوری بود که لارسن آزادی خودش را مدیون آنجا می دانست. جایی که توانست از فوتبال لذت ببرد. بلژیک خیلی زود مقابل دانمارک ۲-۰ پیش افتاد اما این لارسن بود که یک پنالتی جنجال برانگیز برای تیمش به ارمغان آورد. فرانک آرنِسن آن را تبدیل به گل کرد تا ادامه بازی جذاب تر شود. سرعت زیاد بازی در نیمه دوم هم ادامه پیدا کرد تا در دقیقه ۵۶، کنث بریل گل تساوی را به ثمر برساند. حال اهمیت بازی عوض شده بود چون با این نتیجه دانمارک به نیمه نهایی می رفت. هم تیمی های لارسن توپ را به او می رساندند تا با حرکات خود، باعث اشتباه خط دفاع بلژیک شود. شش دقیقه به پایان بازی، بازهم لارسن قهرمان ملی شد و پس از پشت سر گذاشتن مدافعان حریف، توپ را به دروازه پیفاف فرستاد تا با نتیجه ۳-۲، دانمارک به نیمه نهایی برسد.

پیشنهاد ویژه :   ورزشی : شمس آباد - علی کریمی: آقای خاموش! آقای تاج! دقیقا کجایید؟

حالا نوبت تقابل با اسپانیا در نیمه نهایی بود.سورن لربی خیلی زود دانمارک را پیش انداخت امتا آنتونیو ماکدا بازی را به تساوی کشاند. مطابق تمام داستان هایی که در آن قهرمان، کار غیرمنتظره ای انجام می دهد، در ضربات پنالتی نوبت لارسن بود که از ۱۲ یاردی، توپ را به بیرون بزند. شکست بدتر برای لارسن در تابستان اتفاق افتاد. او مجبور به جدایی از لوکرن شد تا هلاس ورونا، او را به سری آ بکشاند.

از تقابل ناکام با لادروپ تا قهرمانی با هلاس ورونا

ورونا در ۱۹۷۶ و ۱۹۸۱ به فینال کوپا ایتالیا رسیده بود و یک دهه می شد که خود را به بالاترین سطح رسانده بودند. ورونا که بازهم به دسته پست تر سقوط کرده بود، به لطف اوسوالدو بانیولی خیلی زود به سری آ بازگشت. برخلاف باور عموم، قهرمانی ورونا در سری آ عجیب نبود. آن ها در اولین سال بازگشت به سری آ، چهارم شدند و جواز حضور در جام یوفا را هم کسب کردند. در فصل ۸۴-۱۹۸۳، با اضافه شدن پربن، ورونا می خواست کار خارق العاده ای انجام دهد. با افول یوونتوس و انقلاب در رم بواسطه اسون گوران اریکسون، و سردرگمی میلان و اینتر در ساخت تیم شان، راه برای تیمی با برنامه چون ورونا باز شد تا با ترکیبی از بازیکنان جوان و باتجربه، قهرمان سری آ شوند. 

این تیم در دروازه، کلودیو گارلا و در خط دفاعی، ستاره آلمان غربی یعنی هانس پیتر بریگل را در اختیار داشت. خط هافبک متشکل از دی گنارو و پیترو فانا بود و جوزپه گالدریسی و لارسن هم مسئولیت گلزنی را برعهده داشتند. آن ها تا ژانویه شکست ناپذیر بودند. در بازی مقابل آتالانتا که به پیروزی احتیاج داشتند، بازهم ستاره دانمارکی بود که به معاونت ورونایی ها آمد. 

از تقابل ناکام با لادروپ تا قهرمانی با هلاس ورونا

در غیاب پربن، دانمارک موفق نشد به جام جهانی ۹۰ ایتالیا برود. دوران بازیگری پربن غنی و پر از اتفاقات عجیب بود. یک عنوان سری آ، قرارگرفتن در اجتماع سه بازیکن برتر توپ طلا ونزدیک به فتح یورو ۸۴، از افتخارات او به شمار می  رود. با این حال پربن به مانند لادروپ درخششی نداشت تا در یادها ماندگار شود. او مدت کوتاهی در سیلکبرگ به عنوان مربی مشغول به کار شد اما دوران ناخوشایندی بود که خیلی زودهم به پایان رسید. گاه و بی گاه او در برنامه تلویزیونی شرکت می کند. لارسن همواره زیر سایه لادروپ به بازی ادامه داد اما نمی شود منکر این شد که پربن الکیائر لارسن، یکی از آخرین یاغی های بزرگ فوتبال بود.

به قلم Steven Scragg از وبسایت Thesefootballtimes

این خبر را به اشتراک بگذارید :