به گزارش گروه بین الملل شمس آباد،  روزنامه الاخبار لبنان در مجموعه‌ای از مقالات به بررسی ابعاد مختلف اتفاقات و تصمیمات اخیر عربستان پرداخته و به قلم تحلیلگران مسائل منطقه این تحولات را مورد ارزیابی قرار داد. فواد ابراهیم تحلیلگر مسائل راهبردی عربستان در رابطه با اقدام سلمان بن عبدالعزیز شاه این کشور مبنی بر برکناری محمد بن نایف از تمامی پست‌های حاکمیتی و جایگزینی محمد زمان پسرش در سمت ولایت عهدی نوشت که این تصمیم غافلگیرکننده نبود.

این مقاله به بررسی نکاتی در رابطه با این اقدام پرداخته است که آنها را در موارد زیر برمی‌شماریم:

  • برای اولین بار در تاریخ عربستان سعودی شاهی از فرزندان عبدالعزیز موفق شد پسرش را به عنوان ولیعهد انتخاب کند. این در حالی بود که پادشاهان گذشته از جمله سعود و فهد و عبدالله که چنین اقدامی را دنبال کرده بودند، در روند انجام آن ناموفق بودند. این اتفاق باعث می‌شود انحصار حاکمیت عربستان در خانواده سلمان بن عبدالعزیز باقی بماند. اصلاح ماده پنجم از اساسنامه حاکمیت سعودی مبنی بر عدم اجتماع بین پست‌های پادشاهی و ولایتعهدی در یک شاخه واحد از خاندان آل سعود تا حد زیادی شبیه به اقدامی بود که بر اساس آن تعیین جانشین ولیعهد در دوره پادشاهی ملک عبدالله ایجاد شد. با این تفاوت که اقدام قبلی بخشی از اساسنامه حاکمیتی نبود، اما اصلاحات دوم در متن اساسنامه حاکمیت سعودی قرار داده شده است به نظر می‌رسد که تأکید بر عدم اجتماع بین پادشاه و ولیعهد در یک شاخه واحد از خاندان آل سعود نشان دهنده توافقی بود که پیش از این بین شاه و شاهزادگان ارشد آل سعود ایجاد شده و مناقشات زیادی در این رابطه انجام شده است تا شاخه های دیگر خانواده از فرزندان عبدالعزیز از حق خود برای رسیدن به پادشاهی محروم نشوند.
  • با توجه به لغو منصب جانشین ولیعهد به نظرمی رسد که ایجاد این منصب در دوره پادشاهی ملک عبدالله برای قرار دادن پسرش متعب بن عبدالله در تخت پادشاهی عربستان بود، اما سلمان در این رایطه موفق تر عمل کرد. به این ترتیب ملک سلمان این منصب را لغو کرد تا محمد بن سلمان بتواند هر کسی را که مناسب می‌داند برای ولایتعهدی خود انتخاب کند، البته به شرطی که این فرد از فرزندان یا برادران یا برادرزاده‌ها و خواهرزاده‌هایش نباشد. البته در قدرت پادشاه عربستان برای تعدیل موادی از اساسنامه این کشور هیچ محدودیتی وجود ندارد و پیش ‌از این نیز سلمان و عبدالله اصلاحاتی را در این اساسنامه انجام داده‌اند. اساسنامه پادشاهی آل سعود مرجعیتی غیر ثابت وغیر مقدس است و هر پادشاهی می تواند بخش هایی از آن را تغییر دهد.
  • به این ترتیب حاکمیت عربستان از نسل دوم به نسل سوم یعنی نوادگان عبدالعزیز منتقل می‌شود، البته این موضوع با پروتکل‌های خانوادگی در تناقض است. به‌عنوان مثال عبدالعزیز بن سعود بن نایف که متولد ۱۹۸۳ ( ۳۴ ساله) است، بر پدرش سعود که امیر منطقه الشرقیه است، ریاست پیدا کرده است. چرا که فرمانداری بخش‌های مختلف عربستان زیر مجموعه وزارت کشور قرار دارد. این موضوع ابهاماتی را در زمینه اختیارات و مرجعیت قوانین سعودی ایجاد می کند.
  • بیعت با ولیعهد جدید با دعوت اجباری هیئت بیعت صورت گرفته که در سال ۲۰۰۶ تاسیس شده است. این در حالی است که این هیئت بعد از مرگ مشعل رئیس ندارد. رئیس هیئت بیعت کسی است که اختیار دعوت به برگزاری نشست‌های هیئت و انتخاب ولیعهد را بر عهده دارد. این بدان معنا است که نشست هیئت مذکور بنا به دستور پادشاه انجام شده و نایب رئیس هیئت یا رئیس سِنی خاندان حاکم نقشی در این میان نداشته اند. به هر حال هیئت مذکور از زمان تشکیل تاکنون هیچ نقش مؤثر و تأثیرگذاری در سیاست‌گذاری‌ها بر عهده نداشته است. موسس این هیئت (ملک عبدالله)  نیز همان کسی بود که برای اولین بار اقدامات آن را تخلف کرد و نایف را به عنوان ولیعهد انتخاب کرد وبعد از مرگ نایف، سلمان را ولیعهد کرد.  
  • با این اقدام دایره رقابت در حاکمیت در میان شاهزادگان سعودی کاهش پیدا کرده و منحصر به خانواده سلمان می شود. به این ترتیب دوگانگی که از زمان مرگ ملک عبدالعزیز در کشور در رقابت بر سر پادشاهی وجود داشت، با برکناری محمد بن نایف به پایان رسید و جای خود را به یک‌جانبه‌گرایی سیاسی داد که ویژگی اساسی حاکمیت سعودی در مرحله آینده خواهد بود. البته این موضوع به معنی ثبات در دولت و روان تر شدن انتقال قدرت در حاکمیت نخواهد بود، چراکه شکست‌خورده‌های این تغییرات به اندازه‌ای زیاد شدند که پیش بینی اتفاقات و واکنش‌های آنها در صورت مرگ پادشاه و حتی قبل از مرگ وی مشکل به نظر می رسد.
  • نکته قابل توجه دیگر در این رابطه استفاده از رشوه پولی برای خرید سکوت ملت در قبال این تغییرات و انجام بی‌سروصدای دستورات پادشاه است. این در حالی است که عربستان سعودی فاقد سیاست اقتصادی مشخص است که این پرداخت های اجتماعی را توجیه کند. در سوی دیگر با کاهش قیمت نفت کسری عظیمی در بودجه دولتی به وجود آمده و پشتوانه نقدینگی و ارز خارجی عربستان بر اساس آخرین آمارها دچار افت شدید شده است. این همدستی های مالی در حالی انجام شده است که دولت به دنبال اعمال سیاست‌های مالیاتی جدید و افزایش نجومی مالیات‌ها بر نوشیدنی‌های گازدار و دخانیات بر آمده و بحث مالیات بر درآمد نیز مطرح شده است.
  • تصمیمات جدید می‌طلبد که در آینده‌ای نزدیک دو شورای تاسیس شده یعنی شورای امور سیاسی و امنیتی که ریاست آن برعهده محمد بن نایف بود و شورای امور اقتصادی و توسعه که محمد بن سلمان مسئولیت آن را برعهده داشت، در آینده منحل اعلام شوند.

 

تحلیل فیلم بیعت محمد بن نایف با محمد بن سلمان

خلیل کوثرانی تحلیلگر مسایل راهبردی منطقه در مقاله دیگری در روزنامه الاخبار می‌نویسد که کودتای سحرگاهی صورت گرفته در عربستان آخرین موانع را از مقابل شاهزاده آرمانگرای عربستان برداشت.  مجموعه اوامر پادشاهی سلمان بن عبدالعزیز بار دیگر با عبارت‌های مشابه ” برکناری بنا به درخواست” همراه بود. همچنین پیش از مراسم بیعت زدودن برای محمد بن سلمان ویدئویی کذایی از بیعت محمد بن نایف با پسرعمویش منتشر شد ، بیعتی که گفته می‌شود در کاخ الصفا واقع در شهر مکه گرفته شده است. حضور دو مرد دیگر در کادر کوچکی که در این فیلم وجود دارد و به نظر نمی‌رسد که سالن دیدارهای رسمی باشد، عجیب است. بن‌سلمان کم‌سن و سال ترین ولیعهد تاریخ عربستان سعودی در اتاقی کوچک منتظر بن نایف می ماند و بن نایف وارد اتاق می شود. بن سلمان در حالی که تحت پشتیبانی یک نگهبان مسلح قرار بود، جلو  می‌رود و در ابراز احترام و تجلیل از بن نایف بزرگ‌نمایی کرده و دست او را می‌بوسد و این‌گونه وانمود می‌کند که خم شده تا پای او را نیز ببوسد. این در حالی است که بن نایف احساس قابل توجهی از خود نسبت به این اقدام نشان نداده و با لکنت زبان می گوید: من با تو بر اساس سنت خداوند و پیامبرش بیعت می‌کنم. وی سپس می گوید: خداوند به تو همدستی کند، الان من آسوده خاطر شدم. بن نایف شانه بن سلمان را می گیرد و باعجله سعی در رفتن می کند. مشخص است که این صحنه تردیدهای زیادی را برای مخاطب ایجاد می‌کند و نشان می‌دهد که حاکمیت سعودی این فیلم را با عجله تهیه کرده تا نشان دهد انتقال قدرت در عربستان با نرمی و در فضای مملو از وفاق بین جریان‌های حاکم انجام می شود.

البته کسانی که شخصیت ین نایف و نقش و موقعیت وی در این کشور را می‌شناسند،‌ فریب این صحنه‌سازی‌ها را نخواهند خورد. چرا که بن نایف با وجود تمامی انتصابات صورت گرفته بر خلاف نظرش طی ماه‌های گذشته اصرار داشت که در حاکمیت باقی بماند و تا آخرین نفس سعی کرد مراکز قدرت خود را نگه داشتن کند. اگر او می‌خواست داوطلبانه از حاکمیت کنار برود، این کار را خیلی زودتر از این‌ها انجام داد. حتی اخیراً خبر دریافت پرونده مناسبات با عراق از سوی بن نایف منتشر شد، این نشان می دهد که بن نایف از این اقدام غافلگیر شده است و دامنه محاصره به تدریج بر وی تنگ تر شده تا اینکه تنها مانده و در نهایت از قدرت برکنار شد.

او در حالی سعی کرد در هرم قدرت باقی بماند که شمشیر آخته بر گردن خود را حس می کرد. او از سناریوی عمویش مقرن نیز درس نگرفته بود و همچنان به دنبال دو نقطه امید بود:  اول بیزاری شاخه‌های مختلف حاکمیت با خاندان سلمان و دوم جلب نظر مقامات آمریکایی برای رسیدن به تخت پادشاهی که در زمان سفر ترامپ به ریاض این امید به یأس تبدیل شد.

فریبکاری سلمان در عدم موروثی کردن تخت و تاج

یکی از مجموعه دستوراتی که چهارشنبه منتشر شد اصلاح بند دو ماده پنجم اساسنامه حاکمیت عربستان بود که براساس آن بعد از این، فرزندان و نوادگان پادشاه موسس نمی توانند پادشاه و ولیعهد را از یک خانواده انتخاب کنند. این اصلاحات باعث می‌شود بن سلمان در صورت رسیدن به تاج و تخت پادشاهی نتواند یکی از فرزندان یا برادرانش را به عنوان ولیعهد انتخاب کند. اما این موضوع تنها تلاشی برای اطمینان بخشیدن به سایر شاخه‌های خاندان حاکم مبنی بر کنار نرفتن کامل از هرم قدرت است. آنها می خواهند این‌گونه وانمود کنند که سایر شاخه‌های خاندان حاکم نیز می‌توانند در ابعاد نظری به پادشاهی برسند. به این ترتیب آنها همچنان به طمع رسیدن به تاج‌وتخت پادشاهی دور محمد بن سلمان باقی می مانند.

عربستان در آستانه انفجار

با مجموعه دستوارت پادشاهی عربستان بن نایف دیگر هیچ نقش سیاسی در کشور نخواهد داشت و بن سلمان تمامی مناصب خود از جمله وزارت دفاع را نگه داشتن خواهد کرد. این موضوع باعث می‌شود لیست بلندبالایی از دشمنان در داخل و خارج عربستان داشته باشد. مجموعه این دشمنی ها که در پی سیاست‌های ولیعهد جدید شکل گرفته بود، به این ترتیب در سایر شاخه‌های خاندان حاکم منحصر نخواهد شد. مرحله دیگری از انزوا و حاشیه نشینی جریان افراط گرای وهابی در عربستان آغاز خواهد شد که بخشی از پروژه تغییر هویت فرهنگی عربستان است که بن سلمان ارائه کرده است. علاوه بر اینها ، جنگ هایی که بن سلمان در کشورهای خلیج پارس بر ضد محور قطر و اخوان‌المسلمین و یمن به راه انداخته ، باعث افزایش این دشمنی‌ها خواهد شد.

تمام این عوامل باعث می‌شود که پادشاه آینده بر روی بمب ساعتی و با وجود دشمنان زیاد در منطقه به حاکمیت خود ادامه دهد و تنها بر پشتیبانی آمریکایی‌ها چشم داشته باشد.

انتهای پیام/

این خبر را به اشتراک بگذارید :