به گزارش دفتر منطقه‌ای شمس آباد به نقل از «کارنگی»، هنوز تجربه ترس از نفوذ چین در منطقه آسیای مرکزی به پایان نرسیده بود که «مسکو» با طرح یکپارچگی قوانین اوراسیا مسیر این سازمان را تغییر داد.

«پکن» که در تابع استانداردهای هیچ نهادی نیست به راحتی می‌تواند روابط خود را با کشورهای منطقه بدون توجه به مسکو توسعه دهد.

هفته گذشته نشست اعضای سازمان شانگهای در «آستانه» پایان یافت.

در این نشست طرح پذیرفتن هند و پاکستان به عنوان اعضای اصلی این سازمان مطرح شد و «نورسلطان نظربایف» رئیس جمهور قزاقستان که میزبان این نشست بود در نطق خود عنوان کرد که پذیرش اعضای جدید انگیزه جدیدی برای توسعه سازمان بوده و باعث رشد قدرت بین المللی این نهاد خواهد شد.

نزدیک روسیه بیشتر از همه از رشد این سازمان خرسند می‌باشد به طوری که «یوری اوشاکوف» دستیار رئیس جمهور روسیه در این‌باره گفت: پس از الحاق هند و پاکستان به این نهاد، ۴۵ درصد از جمعیت جهان در قلمرو اعضای این سازمان زندگی می‌کنند که ۲۵ درصد تولید ناخالص جهانی را شامل می‌شود.

مسکو انتظار دارد که این شاخص سازمان شانگهای در صحنه بین المللی نگه داشتن شود زیرا در این نهاد بزرگ ۳ کشور بزرگ چین و هند و روسیه قرار دارند.

 

تأسیس این سازمان در سال ۲۰۰۱ تنها با حضور چین و کشورهای سابق شوروی انجام گرفت که در آن زمان می توانستند همکاری خوبی در رابطه با مشکلات مرزی با چین را داشته باشند.

در آغاز ایجاد این سازمان، این نهاد راه حل مشکلات مرزی را در ۳ جهت امنیت، رشد اقتصادی، و همکاری‌های بشر مساعد متمرکز کرد.

اما چینی‌ها در ابتدای ایجاد این سازمان هدف مشخص خود را داشتند، قبل از ایجاد این سازمان در کشورهای پسا شوروی هیچ ساختاری وجود نداشت که «پکن» در آن عضویت داشته باشد.

روسیه در همه سازمان‌ها از بلوک نظامی سازمان پیمان امنیت جمعی گرفته تا تعادل بین کشورهای همسود حضور داشت.

در واقع ظهور سازمان همکاری‌های شانگهای در جمهوری‌های سابق شوروی، برای اولین بار حضور چین را در این کشورها نشان داد.

تمرکز جغرافیایی این بلوک از جمله روسیه برای چینی‌ها بسیار مهم بود در واقع بخشی از امپراطوری اتحاد شوروی به نام آسیای مرکزی در این بلوک و نهاد قرار داشت.

اهمیت این منطقه پس از فروپاشی شوروی به طور فزاینده‌ای برای چین مهم بوده است.

هم مرز بودن این منطقه با «سین کیانگ» و منطقه خود مختار اویغورها باعث بی‌ثباتی مرزها در چند دهه اخیر بوده است.

چین با نگرانی تمام ناظر استقرار زیر ساخت‌های نظامی آمریکا در قرقیزستان بوده و از آغاز جنگ در افغانستان به دنبال متحدی برای مقابله با واشنگتن می‌باشد.

چین در نهایت در سال ۱۹۹۴ به وارد کننده مهم مواد نفتی تبدیل شد که ایجاد یک مسیر قابل اعتماد و امن برای دریافت مواد نفتی و گاز از اولویت‌های آن به شمار می‌آمد.

در چشم اندازی دیگری  چین علاقمند به بازار در آسیای مرکزی شد و برای صادرات محصولات خود به این منطقه نیاز به سکویی برای ایجاد همکاری‌های اقتصادی بود که مهمترین آنها ایجاد منطقه آزاد تجاری در این منطقه است.

با توجه به نقش روسیه در آسیای مرکزی، چین نمی‌توانست بدون همکاری با روسیه به اهداف خود در این زمینه دست یابد به همین خاطر سازمان همکاری‌های شانگهای را ایجاد کرد.

البته در روند ایجاد این سازمان صحبت‌های زیادی انجام شد و کارشناسان و متخصصین زیادی درگیر بحث و تبادل نظر بودند زیرا این اولین تجربه چین بود که نهادی را با مالکیت مشترک در منطقه‌ای خاص و با حضور بازیکنان بزرگ ایجاد می‌کند.

منافع روسیه و چین در آسیای مرکزی دارای وجوه مشترک بود و آن نگه داشتن قدرت‌های محلی و رژیم‌های مقتدر و استبدادی و مبارزه با ۳ معضل جدایی طلبی، افراط گرایی و تروریسم می‌باشد.

در سال ۲۰۰۰ روسیه هیچ مخالفتی با کشیدن خط لوله انتقال گاز و نفت از منطقه به چین را نداشت زیرا این انتقال انگیزه کشورهای منطقه را برای یافتن مسیری به اروپا با دور زدن روسیه کاهش می‌داد. 

سازمان همکاری‌های شانگهای باید برای پکن و مسکو به سکویی تبدیل می‌شد تا این ۲  کشور به طور مشترک قوانین بازی در منطقه را رعایت کنند و بعد آرام قصد جمعی و همکاری خود را در کشورهای منطقه تحمیل می‌کردند.

برای چین این اولین تجربه بود که در منافع سنتی خود با یک قدرت بزرگ دیگر همکاری نماید و اگر این همکاری موفق می‌شد پکن می‌توانست تحول در این موفقیت را مغتنم دانسته و با هند در خلیج «بنگال» و حتی با آمریکا در رابطه با جنوب شرقی آسیا همکاری نماید.

در زمینه امنیت، سازمان همکاری‌های شانگهای به عنوان مکانیسمی هماهنگ کننده در نگه داشتن منافع چین و روسیه در منطقه آسیای مرکزی عمل می‌کند.

در «تاشکند» اولین مکانیسم چین، ایجاد ساختار ضد تروریستی منطقه‌ای بود که بعد از ایجاد این نهاد اغلب در نشست‌های سازمان شانگهای به شوخی عملکرد آن را زیر سؤال برده و می‌گویند مامورین امنیتی این نهاد بیشتر از اینکه وقتشان را صرف مبارزه مشترک علیه تروریسم منطقه‌ای نماید، وقت خود را در جاسوسی بر علیه یکدیگر صرف کرده و ناظر بر اعمال یکدیگر هستند.

در زمینه اقتصادی چین نتوانست به اهداف خود برسد و از سال ۲۰۱۰ طرح ایجاد بانک توسعه و منطقه آزاد تجاری زیر نظر سازمان شانگهای را پیگیری می‌کند.

ایده ایجاد منطقه آزادی تجاری را نزدیک تمامی اعضای این سازمان با نگرانی پذیرفتند و معتقد بودند که با بردن موانع گمرکی تمام بخش‌های اقتصادی این کشورها زیر غلطک ماشین اقتصادی چین خواهد رفت.

اما با ایده ایجاد بانک توسعه آسیای مرکزی با نظر مثبت‌تری برخورد شد بعد از بحران اقتصادی جهانی در سا‌ل‌های ۲۰۰۹-۲۰۰۷ بسیاری به شدت، نیاز به پول داشتند و چین ثروتمند آماده بود که تحت شرایطی مطلوب و با مکانیسم‌های چند جانبه به آنها سودمند کند.

در تب و تاب بحران اقتصادی در نشست سران سازمان شانگهای در «ایکا ترنبورگ» روسیه نماینده وقت چین «هو شین تائو» در جلسه عمومی قول داد تا به همه اعضای سازمان تا ۱۰ میلیارد دلار سودمند کند که با این نظر مسکو بیزاری کرد.

در رابطه با ایجاد سازمان شانگهای، روسیه برابری موقعیت خود را با چین تصور می‌کرد و وظیفه این سازمان از همان لحظات آغازین در زمینه نظامی و سیاسی در اولویت قرار داشت که کاملا بر وفق مراد کرملین بود.

زمانیکه رهبران منطقه در سال ۲۰۰۵ موضوع مدت اقامت و زمان خروج نظامیان آمریکایی را در منطقه آسیای مرکزی مطرح کردند، سازمان شانگهای بسیار برای حل این موضوع مغتنم بود.

چین همراه فوق‌العاده‌ای در بیرون کردن نظامیان آمریکایی از پایگاه هوایی «ماناس» در قرقیزستان بود.

با این حال سعی پکن برای گسترش سازمان شانگهای در فضای اقتصادی نگرانی مسکو را به دنبال داشت.

کرملین به روشنی در گزارش‌های خود اذعان داشت که پتانسیل‌های اقتصادی مسکو و پکن قابل مقایسه نیستند.

به هرحال در رابطه با منطقه آزاد تجاری با توجه به پشتیبانی کشورهای دیگر به راحتی تصمیم گیری شد اما در رابطه با بانک توسعه مسکو شرایط غیر عملی را به چین پیشنهاد کرد.

مسکو به چین پیشنهاد کرد که به بانک اوراسیا با دفتر مرکزی در «آلماتی» ملحق شود و  سهم روسیه ۹۷/۶۵ درصد باشد.

علاوه بر این عضویت چین در این سیستم و سرمایه گذاری نباید مواضع مسکو و آلماتی را تضعیف کند اما این شرایط مورد قبول پکن قرار نگرفت در نتیجه بحث در رابطه با ایجاد بانک توسعه شانگهای به بن بست رسید.

در سال ۲۰۱۱ مسکو در ارتباط با گسترش سازمان شانگهای اصرار در الحاق هند به این سازمان را داشت بنابراین به سازمان شانگهای یکی از مهمترین دوستان روسیه اضافه می‌شد که می‌توانست با چین قابل مقایسه باشد.

استدلال مسکو بر این بود که روسیه، چین، هند و همکاری‎های ۳ جانبه آنها و قرار بردن در این قاره مهم باعث افزایش وزنه و اعتبار جهانی برای سازمان شانگهای خواهد شد.

چین به مدت طولانی در برابر این ایده مقاومت کرد، الحاق هند به سازمان شانگهای با نقشه مالکیت مشترک روسیه و چین در منطقه آسیای مرکزی متناسب نبود.

نقطه عطف پکن در این وضعیت در سال ۲۰۱۳ با ۳ دلیل مشخص شد.

اول: چین به طور مشخص متوجه شد که روسیه با ایجاد بانک توسعه شانگهای و منطقه آزاد تجاری موافقت نمی‌کند.

ضمن اینکه در همان زمان چین متوجه شد که برای منافع چین در منطقه آسیای مرکزی وجود بانک چندان هم لازم و ضروری نیست.

بعد از بحران اقتصادی جهانی، کشورهای منطقه برای دریافت وام از چینی‌ها صف کشیده بودند و پکن به آنها وام دوجانبه می‎داد.

پکن در اعطای وام به این کشورها به هیچ قاعده و قانونی محدود نبود ضمن اینکه به راحتی می‌توانست از شرایط سختی که برای آن ایجاد شده بود بیرون بیاید و از شرایط وام گیرندگان نهایت استفاده را ببرد و شرایط مطلوبی برای خود ایجاد کند.

روسیه به طور کامل از این طرح کنار زده شده بود علاوه بر این مسکو قادر به مقاومت در برابر توسعه وام پکن نبود.

در همان زمان بسیاری از کمپانی‌های دولتی روسی، مثل روس نفت، وام چینی‌ها را دریافت می‌کردند زیرا مسکو پول اضافی برای رقابت نداشت.

دوم: در سال ۲۰۱۳ نماینده چین «سیجین پین» مفهوم کمربند اقتصادی راه ابریشم را مطرح کرد و در سپتامبر سال ۲۰۱۳ نظربایف این طرح را ارائه نمود.

در ماه می ۲۰۱۵ چین توافق‌نامه‌ای را در رابطه با برنامه‌های جاده ابریشم با ساخت زیر ساخت‌های ملی قزاقستان، قرقیزستان و تاجیکستان امضا کرد.

در ۸ ماه می بیانیه «ولادیمیر پوتین» و سین جین پینگ در یکی شدن و جفت شدن طرح جاده ابریشم و اوراسیا نیز به امضا رسید.

ابتکار بی‌شکل و بدون ابعاد جاده ابریشم به قدرت و پشتیبانی مالی چین وابسته است و به راحتی در هر جا که برای ارتقای منافع اقتصادی این کشور لازم باشد بکار گرفته می‌شود.

سوم: در سال ۲۰۱۴ چین ایجاد مؤسسه‌های مالی جهانی را در بوته آزمایش قرار داد که می‌توانست جایگزینی کلیدی برای سیستم «برتون- ودسک» و چیزی شبیه بانک جهانی یا بانک توسعه آسیا باشد.

بانک جدید توسعه با مرکزیت شانگهای، می‌تواند تمامی نیازهای پکن را در سکوهای مورد آزمایش به طور کامل پوشش دهد تا جایی که سرمایه‌داران چینی می‌توانند برای ایجاد مراکز مهم جهانی اقدام کنند.

ارزیابی همه این شرایط نشان می‌دهد که در نهایت چین راضی به عضویت هند در سازمان شانگهای شده ولی به شرطی که همزمان پاکستان نیز به عضویت این سازمان در بیاید.

به گفته دیپلمات‌ها و کارشناسان چینی، پکن معتقد است که پذیرفتن «دهلی نو» و «اسلام آباد» که همواره در حال نزاع و درگیری هستند در بدنه سازمان شانگهای ممکن است کار در این سازمان را به طور کامل فلج نماید.

اگر چه بدون الحاق آنها نیز دائما اختلاف نظر و درگیری لفظی در تصمیمات این سازمان وجود داشته است.

روسیه در رابطه با بانک توسعه شانگهای، تاجیکستان در رابطه با عضویت ایران و ازبکستان در رابطه با تعمیق همکاری‌های ضد تروریستی و همکاری‌های نظامی مسائلی را مطرح می‌کردند.

نمی‌توان این واقعیت را گفت که روابط بین هند و پاکستان بهتر خواهد شد، تصور کنید که چطور «اسلام آباد» و «دهلی نو» می‌توانند اطلاعات مشترکی در رابطه با گروه‌های تروریستی داشته باشند.

وضعیت استراتژیک برای قدرت‌های کلیدی اوراسیا به سرعت در حال تغییر است از جمله برای هند که مسکو چشم امید به آن دوخته است.

به نقل از «راجا ماهان» رئیس اندیشکده «کارنگی» در هند، تصمیم گیری در رابطه با الحاق هند به سازمان شانگهای در دهلی نو گرفته شد زمانیکه احساس کرد باید موقعیت خود را در اوراسیا تقویت نماید.

حالا چین به دشمن استراتژیک هند تبدیل شده و رابطه این کشور با آمریکا بهبود یافته است و روسیه هم چنان درگیری‌هایی طولانی بل واشنگتن دارد.

این داستان درس مهمی به مسکو داد و هنوز تجربه ترس از تحکیم و نفوذ موقعیت چین در منطقه آسیای مرکزی را که به شدت مورد علاقه روسیه است به آخر نرسانده بود که خودش طرح یکپارچگی اوراسیا را مطرح نمود.

حالا اژدهای چین بدون در نظر بردن مسکو قادر به توسعه روابط با هر کشوری می‌باشد بدون اینکه محدودیتی از نظر سازمانی یا ارگانی داشته باشد.

سازمان شانگهای فلج شده است و پکن هیچ فرمان و حکمی ندارد.

این حالت پکن در این مثال به خوبی روشن است و آن ایجاد مکانیسم مشاوره ۴ جانبه در مورد مسائل امنیتی با حضور چین، تاجیکستان، افغانستان و پاکستان می‌باشد.

اگر این مکانیسم در چارچوب سازمان شانگهای انجام می‌شد منطقی‌تر بود به ویژه اینکه تاجیکستان عضو سازمان پیمان امنیت جمعی است.

اما پکن راه خود را رفت و در برابر هر گونه ادعای مسکو می‌تواند جواب دهد که وضعیت سازمان شانگهای بسیار آشفته است و قدرت توافق ندارد و چین باید موضوع امنیت مرزهای خود را با سین کیانگ و منطقه خودمختار اویغورها حل و فصل نماید.

دمیدن در فرمت نامتناسب همکاری‌های چین و روسیه با هزینه دیگر بازیکنان، باعث کاهش فعالیت چین نمی‌شود و امکان عملکرد مسکو را در روند رشد پکن در آسیای مرکزی را نیز کم نمی‌کند.

تنها راه مؤثر می‌تواند رهبری فکری در نوشتن قانون بازی در چارچوب نهادهای چند جانبه باشد که حداکثر حقوق و منافع ضعیفان را نسبت به چین و روسیه تضمین می‌کند.

به طور مثال اگر مسکو وقت دیپلمات‌ها و تیم مذاکره کننده خود را صرف بلوکه کردن ایده ایجاد بانک توسعه شانگهای نمی‌کرد تا بخواهد چین را کنترل کند وضعیت منافع ملی روسیه بیشتر و بهتر بود.

سعی برای محدود کردن گسترش چین در اوراسیا باید با تدبیر انجام شود تا جاییکه ولادیمیر پوتین در نطق خود در نشست آستانه اقرار کرد که مسکو مرتکب اشتباهات قبلی خود شده است.

انتهای پیام/ح

این خبر را به اشتراک بگذارید :