:گروه سیاسی شمس آباد‌- ابراهیم متقی- استاد دانشگاه تهران

۲۴ جولای ۲۰۱۵ مذاکرات وین موسوم به ماراتن دیپلماتیک منجر به انتشار برنامه جامع اقدام مشترک شد. انتشار نتایج حاصل از مذاکرات، واکنش‌های متفاوتی را در ایران، ایالات متحده، کشورهای عربی و حتی تل آویو به وجود آورد. هم اکنون دو سال از زمان انتشار توافق برجام سپری شده است. هنوز ابهام درباره نتایج و پیامدهای برنامه جامع اقدام مشترک وجود دارد. هریک از نظریه پردازان کوشش دارند تا بر اساس انگاره ذهنی و تحلیلی خود به تبیین فرایندهای سیاسی و اقتصادی ناشی از تنظیم برنامه جامع اقدام مشترک بپردازد.

اگرچه در سال‌های بعد از برجام، همواره کنگره امریکا محور اصلی محدودسازی قدرت راهبردی ایران بود، اما واقعیت‌های شکل گرفته بیانگر آن است که برنامه جامع اقدام مشترک تاکنون نتوانسته به اهداف پیش بینی شده از سوی کارگزاران سیاستمداری هسته‌ای ایران نایل شود. بررسی ادبیات به کار گرفته شده بوسیله مقامات رسمی ایران در دوران مذاکرات هسته‌ای ژنو، وین و لوزان بیانگر این واقعیت است که بین رویکرد مطرح شده با اهداف تحقق یافته فاصله نسبتا زیادی وجود دارد.

۱٫ تابلو‌شناسی برنامه جامع اقدام مشترک برای اقتصاد و امنیت ایران

مذاکرات هسته‌ای ایران و کشورهای گروه ۱+۵ در شرایطی شکل گرفت که اصلی‌ترین دغدغه ایران معطوف به پایان دادن بایکوت‌های اقتصادی بوده است. در این دوران، ایالات متحده از سیاستمداری اجبار برای محدودسازی قدرت تحرک و مانور ایران بهره گرفت. برنامه جامع اقدام مشترک  را می‌توان انعکاس محدودیت‌های امریکا علیه ایران در چارچوب سیاستمداری اجبار دانست. برجام می‌توانست زمینه‌های لازم برای بهینه سازی معادله قدرت و امنیت ایران را به وجود آورد.

اصلی‌ترین کارویژه سیاستمداری را باید کوشش چندجانبه برای کاهش محدودیت‌های اقتصادی، راهبردی و امنیتی کشورها تلقی نمود. چنین مفاهیمی در دوران سیاستمداری هسته‌ای از سوی کارگزاران دیپلماتیک به کار گرفته شده است. براساس برنامه جامع اقدام مشترک، مقرر گردیده است که بایکوت‌های هسته‌ای اعمال‌شده علیه ایران در هشت سال بعد از توافق انجام‌گرفته، پایان یابد. در چنین فرآیندی، بایکوت‌ها در وضعیت «تعلیق مرحله‌ای» قرار می‌گیرد.

برخی از اعضا و نمایندگان مجلس سنای امریکا کوشش دارد تا زمینه کاهش همکاری‌های اقتصادی نهادهای بین‌المللی با ایران را به وجود آورد. این افراد در ۱۰ جولای ۲۰۱۷ با ارسال نامه‌ای به وزیر امور خارجه امریکا از نامبرده درخواست نموده‌اند که روند همکاری ایران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در چارچوب برنامه جامع اقدام مشترک را مورد تایید قرار ندهد. بر اساس قواعد درون ساختاری ایالات متحده، وزارت امورخارجه آمریکا هر سه ماه یک بار گزارشی از روند اجرای تعهدات ایران براساس توافق انجام‌گرفته در برنامه جامع اقدام مشترک را منتشر می‌سازد.

پیشنهاد ویژه :   شمس آباد نیوز : رپورتاژآگهی بی.بی.سی عربی از تبدیل در عربستان سعودی

گزارش رکس تیلرسون وزیر امورخارجه آمریکا به کاخ سفید، منجر به صدور دستور اجرایی دونالد ترامپ برای تمدید فرآیند تعلیق بخشی از بایکوت‌های هسته‌ای ایران گردیده است. درباره گزارش تیلرسون و دستورالعمل اجرایی دونالد ترامپ برای تمدید تعلیق بایکوت‌ها به‌مدت ۹۰ روز دیگر، رویکردهای مختلفی ارائه شده است. برخی از نظریه‌پردازان موضوعات راهبردی آمریکا به این موضوع اشاره دارند که انتخابات ۱۳۹۶ می‌بایست زمینه لازم برای اعاده فضای اعتدال سیاسی و بین‌المللی را به‌وجود آورد.

۲٫ تابلو‌های افزایش محدودیت‌های اقتصادی و تهدیدات راهبردی امریکا بعد از برجام

اگرچه چنین رویکردی به‌مفهوم آن است که بایکوت‌های اقتصادی جدیدی علیه ایران وضع نشود، اما روند افزایش بایکوت‌های اقتصادی علیه ایران به گونه تدریجی در حال افزایش است. به‌موجب چنین رویکردی، می‌توان تابلو‌هایی را مورد ملاحظه قرار داد که محدودیت‌های اقتصادی تهاجمی علیه ایران به‌گونه مرحله‌ای در وضعیت تعلیق قرار می‌گیرد. تهدید راهبردی امریکا علیه ایران عموما ماهیت مرحله‌ای، حقوقی و راهبردی دارد. در چنین فرایندی، بایکوت‌ها و محدودیت‌های اعمال شده از تداوم بیشتری برخوردار می‌شود.

در شرایط موجود، ادبیاتی از سوی جیمز متیس و سایر کارگزاران راهبردی امریکا مطرح می‌شود که نشان می‌دهد تیم دفاعی و امنیتی دونالد ترامپ هنوز بر تابلو‌هایی از تهدید منطقه‌ای ایران تأکید دارند، اما روندهای حاکم بر حوزه سیاست خارجی آمریکا، زمینه‌های لازم برای تعدیل الگوهای تهدید پرشدت را به‌وجود آورده است. ارائه گزارش سه ماهه وزارت امورخارجه به کاخ سفید و کنگره آمریکا بیانگر این واقعیت است که الگوی رفتاری ترامپ و ساختار سیاسی آمریکا در ارتباط با برنامه جامع اقدام مشترک براساس تابلو‌هایی از عدم اطمینان تاکتیکی و راهبردی شکل گرفته است. الگوی رفتاری وزارت امور خارجه و کنگره امریکا، تابلو‌هایی از محدودیت‌های تاکتیکی علیه ایران را فراهم می‌سازد. چنین محدودیت‌هایی به مفهوم مشروط سازی همکاری‌های مرحله‌ای نهادهای سیاسی امریکا با فرایند برنامه جامع اقدام مشترک خواهد بود.

۳٫ ابهام و عدم اطمینان در الگوهای اقتصادی و راهبردی امریکا نسبت به ایران

انجام تعهدات ایران در برابر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و کشورهای ۱+۵ ماهیت صریح، آشکار و تایید شده داشته است. نهادهای بین المللی به عنوان مرجع سنجش انتظارات امریکا و کشورهای ۱+۵ در ارتباط با ایران محسوب می‌شوند. در حالیکه سیاست اقتصادی و راهبردی امریکا در برخورد با ایران تابلو‌هایی از عدم اطمینان و اعتماد را منعکس می‌سازد. عدم اطمینان در روابط بین‌الملل مربوط به شرایطی است که بازیگران از رویکردهای متفاوتی درباره یک موضوع بهره می‌گیرند.

ابهام و عدم اطمینان در سیاست اقتصادی و راهبردی امریکا نسبت به ایران نشان می‌دهد که تفسیرهای متفاوتی جایگزین واقعیت‌های یکسان درباره موضوعاتی همانند توافق هسته‌ای گردیده است. اگرچه، مقامات وزارت خارجه آمریکا در ۱۰ نوامبر ۲۰۱۶ به این موضوع اشاره داشتند که دولت جدید آمریکا به عنوان مقام مسوول و تعیین‌کننده در ارتباط با برنامه جامع اقدام مشترک خواهد بود، اما تمدید فرآیند تعلیق بایکوت‌های هسته‌ای علیه ایران نشان می‌دهد که تاکنون تیم سیاست خارجی و راهبردی ایالات متحده آمریکا هیچ‌گونه تغییر بنیادین در ارتباط با برنامه جامع اقدام مشترک اعمال نکرده‌اند.

پیشنهاد ویژه :   شمس آباد نیوز : آمریکا به مشکلی در سیاست جهانی تبدیل شده است/ سیاست‌های ترامپ عامل اختلاف در اروپا

دستور تمدید تعلیق بایکوت‌های هسته‌ای ایران در ۱۸ آوریل ۲۰۱۷ نشان می‌دهد که سیاست خارجی دونالد ترامپ برخلاف الگوهای تبلیغاتی نامبرده در دوران رقابت‌های انتخاباتی ماهیت سازمانی و بوروکراتیک دارد. به همین دلیل تغییر دولت، جابه‌جایی قدرت و جایگاه‌یابی حزب جمهوری‌خواه در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا تأثیر چندانی در روندهای تعامل ایران و ایالات متحده در ارتباط با فرآیند برنامه جامع اقدام مشترک به‌جا نگذاشته است.

از سوی دیگر، تعلیق مرحله‌ای بایکوت‌های هسته‌ای ایران بیانگر این واقعیت است که برجام بیش از آنکه انعکاس سیاست خارجی جان کری و باراک اوباما باشد، می‌توان آن را در قالب اهداف راهبردی و امنیتی ایالات متحده تبیین کرد. براساس چنین نگرشی تغییر در کارگزاران اجرایی و رهبران سیاسی آمریکا تاثیر چندانی بر روندهای توافق راهبردی ایران و کشورهای گروه ۱+۵ به جا نمی‌گذارد. اگر برخی از حوزه‌های سیاست خارجی آمریکا در قبال برجام تغییر نماید باید آن را مربوط به الگوهای کاهش بایکوت‌های اقتصادی و یا فرآیندی دانست که بایکوت‌های جدید را امکان‌پذیر می‌سازد. واقعیت‌های موجود نشان می‌دهد که گذشت زمان، محدودیت‌های بیشتری علیه ساختار اقتصادی و راهبردی ایران را شکل داده است.

نتیجه‌گیری

ارزیابی برنامه جامع اقدام مشترک و یا هر موضوع راهبردی دیگری را صرفا می‌توان بر اساس نتایج حاصل از آن مورد ارزیابی و تحلیل قرار داد. هم اکنون دو سال از زمان توافق ایران و کشورهای ۱+۵ درباره تعهدات متقابل آنان در ازای کاهش قدرت و قابلیت اصلی ایران می‌گذرد. در این دوران، بسیاری از تعهدات مطرح شده در ارتباط با پایان یافتن بایکوت‌های ایران هنوز به قوت خود باقی مانده است. واقعیت آن است که برجام بیشترین سود راهبردی برای اهداف امنیتی آمریکا و متحدین منطقه‌ای ایالات متحده را به‌وجود آورده است.

تمامی کوشش بازیگران منطقه‌ای و قدرت‌های بزرگ در سال‌های ۱۵-۲۰۰۳ را می‌توان کنترل قابلیت ایران برای پرهیز از «گریز هسته‌ای» دانست. به همین دلیل است که تصمیم ترامپ و تیلرسون ادامه سیاست عمومی آمریکا درباره آینده همکاری‌های هسته‌ای با ایران در فضای برجام تلقی می‌شود. در برابر تعهدات عملی ایران، ایالات متحده پذیرفته بود که زمینه‌های اعطای «تقلیل تحریمی» را فراهم می‌سازد. بایکوت‌های اعمال شده از سوی نهادهای راهبردی امریکا علیه ایران بیانگر آن است که پایان یافتن بایکوت‌ها به عنوان انگاره دور از ذهن خواهد بود.

پیشنهاد ویژه :   شمس آباد نیوز : شمس آباد - عربستان صادرکننده افراط‌گرایی است

در این فرایند شکل دیگری از بایکوت‌های اقتصادی و راهبردی آمریکا علیه ایران در حال شکل‌گیری است. بایکوت‌هایی که ماهیت مرحله‌ای داشته و با الگوی رژیم‌های بایکوت در سیاست خارجی آمریکا هماهنگی دارد. بایکوت‌های جدید علیه ایران درباره موضوعات موشکی و روندهایی است که از آن به‌عنوان نقش ایران در پشتیبانی از تروریسم نام برده می‌شود. هر یک از این اقدامات دارای ریشه‌های تاریخی خاص خود بوده و زمینه‌های لازم برای ایجاد محدودیت علیه ایران در گذشته را به‌وجود آورده است.

واقعیت‌های رفتار بین‌المللی ترامپ بیانگر آن خواهد بود که تغییر در رؤسای جمهور آمریکا تأثیر چندانی بر روندهای سیاست خارجی ایالات متحده به‌جا نمی‌گذارد. تغییرات بیش از آنکه ماهیت راهبردی داشته باشد، براساس تابلو‌هایی از سلیقه سیاسی و در چارچوب قواعد ساختاری تعریف و اجرا می‌شود. برخی از موضوعات سیاست خارجی و راهبردی آمریکا که در دوران باراک اوباما شکل گرفته، با جهت‌گیری‌های نسبتاً مشابهی ادامه خواهد یافت. علت چنین وضعیتی را می‌توان ناشی از الگوهای سیاستگذاری بوروکراتیک در ساختار سیاسی آمریکا دانست.

واقعیت آن است که اگرچه گزارش تیلرسون درباره فرآیندهای سیاست هسته‌ای ایران به کاخ سفید و کنگره، بخشی از فرآیند بوروکراتیک ایالات متحده در ارتباط با ایران محسوب می‌شود، اما فرآیندهای رقابت انتخاباتی در ایران و آنچه که زمینه تعلیق مرحله‌ای بایکوت‌های جدید اقتصادی و راهبردی علیه ایران را در اواخر مارس ۲۰۱۷ به‌وجود آورد، در زمره عواملی محسوب می‌شود که تعلیق بایکوت‌های مرحله‌ای در حوزه هسته‌ای براساس برجام را پرهیز‌ناپذیر می‌سازد.

چنین فرآیندی بیانگر آن است که مؤلفه‌های بین‌المللی و ضرورت‌های سیاست داخلی ایران به‌ویژه در فضای سیاسی و اجتماعی بعد از رقابت‌های انتخاباتی نمی‌تواند بر روندهای مربوط به کاهش یا افزایش بایکوت‌ها تأثیرگذار باشد. سیاست راهبردی امریکا در قبال ایران معطوف به کاربرد سیاستمداری اجبار برای وادارسازی و یا اقناع مسئولین دیپلماتیک جهت همکاری های راهبردی با سیاست بین الملل است. دیپلمات‌ها و نهادهای ساختاری دیپلماتیک باید به این موضوع واقف باشند که ادامه بایکوت‌ها به منزله سیاستمداری متوازن مبتنی بر نتایج برد- برد نخواهد بود.

در شرایطی که هنوز بایکوت‌های اقتصادی علیه ایران اعمال می‌شود، نمی‌توان به این موضوع امیدوار بود که تهدیدات راهبردی امریکا علیه ایران پایان گرفته و یا در حال کاهش است. در چنین شرایطی، نهادهای سیاسی ایران نیز باید به این موضوع واقف باشند که تحقق اهداف صرفا از طریق نگه داشتن قدرت و گسترش قدرت حاصل می‌شود. زیرا قدرت به عنوان اصلی‌ترین ابزار کنترل کننده سیاستمداری اجبار علیه ایران و یا هر بازیگر دیگری محسوب می‌شود.

انتهای پیام/

این خبر را به اشتراک بگذارید :