ماهنامه همشهری اقتصاد: همان طور که پرفسور «کلاوس شواب» (رییس مجمع جهانی اقتصادی داووس) پیش تر توصیف کرده بود، اقتصاد در مرحله «چهارمین تحول صنعتی» خود قرار دارد؛ این انقلاب تغییر در نحوه تولید، مصرف و ارتباط ماست. تغییری که به واسطه همگرایی فیزیکی و دیجیتالی جهان و ما انسان ها به وجود می آید.

جهان پیش تر نیز تغییراتی در این مقیاس را به خود دیده است. نخستین تحول صنعتی در قرن هجدهم خواستادی رخ داد، یعنی زمانی که قدرت ماشینی جایگزین نیروی حیوانی شد؛ دومین مرحله نیز در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم به وقوع پیوست، دوره ای که میزبان پیشرفت قابل توجهی در سیستم های حرکتی، حجم بالایی از تولیدات و ارتباطات بوده است. سومین تحول نیز در نیم قرن گذشته و پس از ورود ماشین حساب و گشایش دنیای دیجیتال رخ داد.

انقلاب چهارم صنعتی در مقایسه با این تحولات، با سرعت بیشتری در حال روی با دست کاری را انجام دادن است و نواحی بیشتری را نیز در بر می گیرد. در حال فعلی مهم ترین بحث این است که در زمان وقوع تحول یا انقلاب چهارم، می توان موقعیت ها را مطابق خواست شکل داد و ریسک ها را کم کرد.

با این حال اگر بخوهیم به شیوه تفکر و آنچه در تحولات قبل رخ داده بسنده کنیم، موفق به این کار نخواهیم شد. پیش از هر چیز باید انقلاب صنعتی چهارم را مورد بررسی قرار دهیم و ابعاد آن را بشناسیم:

 

انقلاب چهارم صنعتی؛ کار یعنی مهارت و تخصص

از انقلاب چهارم صنعتی به عنوان موج بزرگی در آینده فعالیت های اقتصادی و ابتکار یاد می شود. آیا این انقلاب می تواند به اعتیاد ما به سوخت های فسیلی پایان دهد؟

ما مدیون افزایش قابل توجه در اتصالات همیشه در دسترس جهانی و اتصال سنسورها، روبات ها و تجزیه و تحلیل قدرتمند هستیم که هم در خدمت صنایع تولیدی و هم صنایع خدماتی قرار دارند، ما شاهد بروز فن شناسی هایی هستیم که قدرت هدایت تمام چرخه با حرارتد فعالیت های اقتصادی را دارند.

این رشد قابل توجه می تواند عمیق باشد اما این در حالی است که ما هنوز کمابیش از این انقلاب در مقایسه با انقلاب های قبلی نگران هستیم. به خصوص با توجه به نحوه توزیع منافع آن، چگونگی مدیریت ظهور و بروز آن، میزان اطمینان از افزایش بهره وری و این که باعث افزایش تورم و بیکاری نشود.

اگر بتوانیم حق انتخاب ها را در یک سطح جمعی در نظر بگیریم، منافع این موج می تواند نه تنها برای بشریت که برای محیط زیست نیز قابل ملاحظه باشد. «جیمز مودی» و «بیانکانو گرادی» در کتاب «موج ششم»، توصیف می کنند که برای نخستین بار نوع بشر فرصت استفاده از توانایی های افزایش یافته اش را یافته تا با تکیه بر مواد اولیه و طراحی مجدد سیستم های تولید و مصرف، اقتصادی را بسازد که به جای مصرف منابع بر پایه بازده آنها قرار گرفته است؛ در نتیجه بشریت وارد دورانی می شود که از وابستگی به سوخت های فسیلی فاصله می گیرد، کما این که این وابستگی از ویژگی های انقلاب های صنعتی پیشین بوده است.

انقلاب چهارم صنعتی همگرایی دنیای دیجیتال، انسان ها و حوزه های فیزیکی را با خود به دنبال دارد. چه اتفاقی می افتد که نرم افزاری «جهان را می خورد»؟

مسیر دیگر برای شکل با دست کاری را انجام دادن به انقلاب چهارم صنعتی، این است که دریابیم سه انقلاب قبلی تا چه حد و با چه سرعتی باعث همگرایی فن شناسی های با حرارتد شده اند و در این فرآیند چالشی است که ما جهان را می بینیم.

اولین حوزه نیز ،حوزه انقلاب صنعتی سوم یعنی جهان دیجیتال است که شاید بتوان به طور گسترده تر از آن با عنوان «تکنوسفر» یاد کرد. در این حوزه، نرم افزارها از یک جزء مفید به صفحات گسترده و بسته های تحلیلی تبدیل شده اند و «مارک اندرسون» آنها را با این جمله توصیف می کند: «در حال خوردن جهان».

حوزه دوم، محیط زیست طبیعی و فیزیکی اطراف ماست، محیطی که آگاهی ما درباره آن رو به افزایش است و به لطف استفاده از سنسورها و توسعه «اینترنت اشیا»، جهان فیزیکی نیز در حال دیجیتالی شدن است. تغذیه مداوم اطلاعات از خواستیاردها شیء متصل به اینترنت، راه با حرارتدی پیش پای مان می گذارد تا الگوهای جهان فیزیکی را دریابیم.

حوزه سوم، حوزه انسان و جامعه انسانی است. انقلاب سوم صنعتی فرایندی را با افراد شروع کرد، فن شناسی های تعاملی متداول و پیش پا افتاده شدند و انقلاب چهارم صنعتی در حال با دست کاری را انجام دادن فرصت هایی برای ادغام و تطبیق جسم ما با فن شناسی است.

این همگرایی در سراسر جهان فیزیکی، دیجیتال و انسانی نه تنها به واسطه فن شناسی های با حرارتد بلکه به واسطه ظهور نرم افزارها و سیستم هایی که فرصت بیشتری برای تجربه انسان با آنها به وجود می آورند، هدایت می شود.

افزایش فزاینده و توانایی ژن ها، مثال خوبی برای این همگرایی است. رشد فزاینده عطش پژوهشگران و کارآفرینان تنها متاثر از توسعه جزءهای ویرایش ژنی «CRISPR/Cas9» (موثرتر و مفیدتر از شیوه های قبلی) نیست بلکه مدیون وجود سیستم عامل های جهانی برای به اشتراک گذاشتن اطلاعات و توانایی ورودی «آر.ان.ای»۱ و همچنین خدمات تعیین توالی ژن هاست که به طور آنلاین خرید و فروش می شود. این سیستم عامل ها کار را آسان تر می کنند و آن طور که «اندرو دی. مینارد» توصیف می کند، «فن شناسی های فیوژن» اثری تحول آفرین دارند.

انقلاب چهارم صنعتی به مثابه عامل اختلال در قدرت های سازنده موجود در نظر گرفته می شود. حال سوال اینجاست که چه کسی سود می برد و چه کسی ضرر می کند.

 انقلاب چهارم صنعتی؛ کار یعنی مهارت و تخصص

 

قدرت در همه جا وجود دارد؛ به آن معنا نیست که همه چیز را می بلعد، به آن معناست که از هر جایی به دست می آید. «میشل فوکو»

تمام انقلاب های صنعتی اختلالاتی را با خود به دنبال داشته اند، اختلالات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی. انقلاب چهارم صنعتی، به نحوه چشمگیری نوید دهنده تغییرات در تجارت، استان ها، رسانه ها و سازمان های مدنی است که در دهه های اخیر تحت تسلط سایرین بوده اند.

یکی از امضاء های بازارهای جهانی و غیر مادی، گرایش آنها به اعطای جایزه هایی بزرگتر از اندازه مورد انتظار به «ستاره ها» است – محصولات، اشخاص یا شرکت هایی که به دلیل اسچندین خاص یا خوش اقبالی، به شدت مورد توجه قرار می گیرند – و برای کسانی که محصول نهایی شان به اندازه کافی خوب نیست یا کمی بدشانس هستند، هزینه بر خواهد بود.

با این حال، وجود سیستم عامل جهانی چنین توزیعی را با هزینه های کمتر انتقال میسر می سازد، همچنین دستاوردهای عظیمی برای کسانی که از سیستم عامل و زیرساخت های مرتبط با آن برخوردار هستند به خود به ارمغان می آورد؛ البته نگرانی های با حرارتدی از افزایش نابرابری در میان کشورها نیز، بخش دیگری از دغدغه های مرتبط است.

همان طور که اشاره شد، یکی از نگرانی ها ایجاد نابرابری میان کشورهاست. در اینجا، هم بیمه نامه های عمومی و هم مرحله فعلی توسعه کشورها، تاثیر بسیار زیادی بر چگونگی تحقق منافع دارند. از آنجایی که اطلاعات و استعداد به سرعت به بالاترین ارزش ورودی سازمان ها تبدیل شده است، تمام شهرها در سراسر جهان می توانند چرخه های نوآوری محلی را پرورش دهند و از منافعی که انقلاب صنعتی چهارم می تواند داشته باشد، بهره مند شوند. ضمن این که با تولیدت و خدمات پس از آن، نیازهای شهروندان در بازارهای جهانی نیز پاسخ داده شده است.

اما فقط به عنوان یک امکان که احتمال وقوعش زیاد است، شاهد ادامه شکاف شدید دیجیتالی خواهیم بود؛ شکافی که با بیمه نامه های عمومی تشدید می شود. این بیمه نامه ها جریان آزاد اطلاعات را محدود می کند و باعث برخورد این جریان با بن بست می شود. البته واضح نیست که دستیابی به نوآوری در جهان پس از انقلاب صنعتی چهارم آسان تر باشد. بسیاری از کشورها هنوز در حال دوران گذر از انقلاب های صنعتی پیشین هستند. به این ترتیب آیا تغییر کارخانه ها به واسطه روباتی شدن همه کارها و استفاده از فن شناسی پرینتر سه بعدی در هند که هنوز ۴۷ درصد مردم آن در بخش کشاورزی فعالیت می کنند، شرایط را ناخوشایند نخواهد ساخت؟

آسیب دیگری که انتظار آن می رود، ایجاد اختلال قدرت بین استان ها و شهروندان است. استفاده گسترده از ارتباطات دیجیتال، رمزنگاری و سنسورهای حساس شبکه ای (نظیر جی.پی.اس و تصویرنگاری ماهواره ای) قدرت بسیار زیادی را برای شهروندان تضمین می کند. در همین زمان شبکه های اجتماعی جهانی امکان حرکت های با حرارتد و ائتلافی را می دهند و به این ترتیب در کنار استان، سازماندهی و نوآوری می کنند تا در اثربخشی و همکاری برای تعیین بیمه نامه های عمومی حضور داشته باشند. با این حال، همین فن شناسی ها به منظور فرونشاندن و کاهش فضا برای مشارکت های مدنی در بسیاری از کشورها و اغلب به نام امنیت ملی مورد استفاده قرار می گیرند.

 انقلاب چهارم صنعتی؛ کار یعنی مهارت و تخصص

 

بنابراین در انقلاب چهارم صنعتی، پرسش حیاتی این نیست که قدرت با چه کسی و چگونه تغییر می کند بلکه باید اطمینان خاطر حاصل شود که تغییرات پرهیز ناپذیر معضلی در رابطه با امنیت ملی به وجود نمی آورد.

انقلاب چهارم صنعتی به عنوان یک تغییر رادیکال در آینده اشتغال، آموزش و مهارت ها در نظر گرفته می شود. این انقلاب، تقابل انسان در برابر ماشین نیست.

یکی از عمیق ترین آثار انقلاب چهارم صنعتی بر مشاغل و مهارت های مردم خواهد بود که یکی پس از دیگری ظهور و بروز پیدا می کنند. البته تمام انقلاب های صنعتی تغییرات قابل ملاحظه ای در شرایط کاری و اشتغال به وجود آورده اند. به عنوان مثال در اواسط دومین انقلاب صنعتی در سال های ابتدایی قرن بیستم، ۴۱ درصد از نیروی کار ایالات متحده در بخش کشاورزی مشغول به کار بود. این عدد در سال های دهه هفتاد خواستادی و همزمان با سومین انقلاب صنعتی به چهار درصد رسید و امروز کمتر از دو درصد است.

بنابراین نتایج پژوهش «کارل بندیکت» و «مایکل اِی اوزبورن»، دو محقق موسسه تحقیقاتی «آکسفورد» مبنی بر این که ۴۷ درصد از مشاغل در ایالات متحده از زمان تغییرات دیجیتالی و اتوماسیون در معرض خطر بالا قرار گرفته اند، دور از انتظار نیست؛ اما آنچه عجیب است، این است که پیش بینی می شود در ۲۰ سال آینده تنها یک زایش بیش از سه یا چهار زایش تاثیرگذار باشد. تاثیری بسیار بیشتر از صنایع و کارگران.

به نظر می رسد دو دسته از راهبردها در رابطه با خود افراد یا فرزندان شان در گستره این تغییرات قابل ملاحظه باشد. نخست سرمایه گذاری در بخش ساخت و ساز و توسعه مهارت ها در رابطه با علوم، فن شناسی و طراحی است؛ به این ترتیب ما جهان را با مردمی که قادر به انجام کار در کنار ماشین های هوشمندتر هستند، می سازیم. در نتیجه به جای این که فن شناسی جای این افراد را بگیرد، آنها را تقویت کرده ایم.

دومین راهبرد، بیشتر متمرکز بر توانایی هایی است که منحصر به انسان است نه ماشین ها. ویژگی هایی نظیر همدلی، الهام بخش بودن، وابستگی، خلاقیت و حساسیت در این بخش به طور خاص مد نظر قرار دارند. در این مسیر، ما می توانیم ارزش های آفریده شده با جوامع را تقویت و برجسته کنیم؛ موضوعی که اغلب در مقیاس های اقتصاد نادیده گرفته می شود. در واقع انقلاب صنعتی چهارم، تکیه گاهی برای برقراری هنجارهای با حرارتد حول محور فن شناسی و جامعه انسانی است؛ ما فن شناسی را تغییر می دهیم و فن شناسی ما را.

آخرین چارچوبی که می تواند در درک هر چه بهتر انقلاب چهارم صنعتی مفید باشد، از ارائه دورنمایی شروع می شود که در آن فن شناسی یک ساخته اجتماعی است و واژه های بسیاری برای توصیف آن وجود دارد. مصورت این است که ما هر روز به عنوان عضوی از یک خانواده، عضوی از جامعه یا یک شهروند، ناگزیر به انتخاب هایی از میان فن شناسی ها هستیم که بر جنبه های انقلاب صنعتی چهارم اثر می گذارد. گاهی اوقات این انتخاب ها نیروی بسیاری از فن شناسی های همگرا می گیرد تا نیاز به پاسخ را برجسته سازد، روندی که ممکن است به توقف یا حتی حل کردن فرایند مذکور منتهی شود.

این قدرت تصمیم سازی به طور ویژه بر افراد و گروه های خاص متمرکز می شود؛ این افراد و گروه ها، شرکت هایی که سیستم عامل های جهانی و دیجیتال را مدیریت می کنند و همچنین استان هایی که قدرت پیشبرد یا توقف توسعه، تجاری سازی یا پذیرش فن شناسی های نوظهور را دارند، در بر می گیرند؛ هنوز این مصورت برقرار است که فرایندهای نوآوری و انتشار آنها عمیقا اجتماعی است، همچنین به واسطه اصول اخلاقی و هنجارهایی که به طور مداوم در جریان هستند و همه ما در آنها سهیم هستیم، هدایت می شوند.

 انقلاب چهارم صنعتی؛ کار یعنی مهارت و تخصص

 

این انقلاب می تواند جسم و روح ما را تحت تاثیر قرار دهد، این تاثیر در راستای «ما فن شناسی را تغییر می دهیم و فن شناسی ما را» صورت می گیرد. چنین تغییری می تواند بنیادین و در عین حال برگشت ناپذیر باشد.

ما هنوز در مراحل ابتدایی این انقلاب قرار داریم؛ بنابراین موقعیت برای بحث و گفتگو و همچنین شناسایی اصول اخلاقی و هنجارهای با حرارتد فراهم است. در این زمینه آنچه پرفسور شواب آن را «یک آگاهی جمعی و اخلاقی با حرارتد بر اساس حسی مشترک از سرنوشت» می نامد، نیز بسیار کمک کننده خواهد بود.

به منظور تحقق این هدف، ما نیازمند همکاری با یکدیگر در تمام بخش ها، رشته ها و سازمان ها بر اساس مدل های با حرارتدی از همکاری هستیم. در این میان مجمع جهانی اقتصاد می تواند به این اهداف و فرصت ها شکل دهد تا هدف نهایی انقلاب صنعتی چهارم یعنی «بهبود وضعیت جهان» به درستی تحقق یابد.

در ایران انقلاب صنعتی چهارم در چه مرحله ای است؟

* بیش از ۴۵ درصد از زندگی مردم ایران در سال گذشته خواستادی به صورت دیجیتال سپری شده است.

* برای رسیدن به رشد هشت درصدی، تجاری سازی ایده های دانش بنیان در کشورمان باید ۱۳۰ برابر شود.

کمتر کسی است که این روزها تلفن همراه هوشمند به دست نداشته باشد. تلفن هایی با قابلیت و کاربردهای بسیار فراوان که در برخی مواقع می توان از آن به عنوان یک دفتر کار هم استفاده کرد؛ اما کافی است سر به عقب برگردانید. در ۱۰ سال گذشته تحولات و تغییرات صورت گرفته در بازار تلفن همراه به قدری چشمگیر بوده است که شاید در همان سال های آغازین دهه هشتاد شمسی تصور آن برای هر کسی غیرقابل ممکن بود.

این روزها کارشناسان از تلفن هایی صحبت می کنند که در ده زایش آینده بازار را با تغییرات بیشتری روبرو خواهد کرد. «تلفن های قابل کاشت» ایده ای است که در بسیاری از کشورها صحبت از تجاری سازی آن می شود. این ایده با توجه به تغییرات صورت گرفته، دیگر عجیب و غیرقابل دسترس به نظر نمی رسد. شاید یکی از معجزه های زایش چهارم انقلاب صنعتی همان تجاری سازی غیرممکن ها باشد.

 

انقلاب چهارم صنعتی؛ کار یعنی مهارت و تخصص

این روزها اگر نتوانیم زندگی را صددرصد دیجیتالی کنیم، بدون شک بخش مهمی از آن حضور دیجیتالی خواهد داشت. بر اساس تحقیقات صورت گرفته با نشریه نیلسون تمامی کشورها افرادی را دارند که زندگی صددرصد دیجیتالی دارند اما میزان حضور دیجیتالی افراد در کشورهای مختلف با هم متفاوت است.

بر اساس همین تحقیق، ایرانیان نزدیک به یازده ساعت در روز حضور دیجیتالی دارند که جدول زیر به رتبه بندی حضور دیجیتالی ایرانیان می پردازد.

این تحقیق که در پایان سال ۲۰۱۵ منتشر شده، نشان می دهد که با کسر شش ساعت از شبانه روز که به صورت متداول با خواب سپری می شود، مردم ۱۸ ساعت در شبانه روز فرصت دارند که حدود ۱۱ ساعت آن صرف زندگی دیجیتال می شود. به عبارت بهتر بیش از ۴۵ درصد از زندگی مردم ایران در سال گذشته خواستادی به صورت دیجیتال سپری شده است. این آمار حتما با ورود کاربران بیشتر به فضای دیجیتالی رو به افزایش است.

این تغییرات همزمان با اثرگذاری بر زندگی مردم، مشاغل را نیز تحت تاثیر خود قرار داده است. ظهور استارت آپ های متعدد در دو سال اخیر و گرایش قشر گسترده ای از مردم برای فعالیت های استارت آپی نشان از تغییر مشاغل و تاثیر فن شناسی های روز دنیا بر آنها دارد. مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی سال گذشته با انتشار گزارشی اظهارنامه کرد که آخرین نتایج نشان می دهد که رتبه کشورمان در شاخص سرمایه انسانی ۸۰ از میان ۱۲۴ است. همچنین رتبه کشورمان در شاخص استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات در سال های اخیر ۱۱۶ جهان است و در شاخص مهارت ها در رتبه ۶۸ قرار دارد.

این آمار نشان می دهد که ایران در دسته مبا های جهان قرار می گیرد؛ اما گرایش دانشگاه ها و ایجاد پل ارتباطی میان دانشگاه ها و صنایع کشور رد پای استفاده از فناوری نانو در صنایع را نشان می دهد. در حالی که صنایع ایران تا رسیدن به شرایط مطلوب فاصله زیادی دارند اما بر اساس آمار اظهارنامه شده در مجمع جهانی اقتصاد، کشورمان با انتشار چهار هزار و ۶۶۱ مقاله رتبه ۱۵ را کسب کرده است. البته این مقالات تا رسیدن به تجاری سازی فاصله بسیاری دارند اما رشد علاقه مندی دانشگاه ها به تحقیق در این حوزه می تواند نوید این را داشته باشد که صنایع ایران ظرفیت تغییر و ورود به انقلاب چهارم صنعتی را دارند.

 

 انقلاب چهارم صنعتی؛ کار یعنی مهارت و تخصص
کشورمان برای رسیدن به این انقلاب نیاز به بررسی و تغییر بسیاری از ساختارها دارد، در حالی که برنامه ها و طرح های متعددی برای رسیدن به این مهم ترسیم شده است، هنوز آنچنان که باید تحولی در صنعت و به طور کل اقتصاد کشور رخ نداده است.

بر اساس اظهارنامه معاونت فناوری ریاست جمهوری برای رسیدن به اهداف سند چشم انداز بیست ساله کشور حرکت به سمت اقتصاد مبتنی بر دانش، غیرقابل پرهیز است. به همین دلیل برای تحقق این اهداف باید دو دهم درصد از تولید ناخالص داخلی، ناشی از فعالیت های شرکت های دانش بنیان باشد. برای رسیدن به رشد هشت درصدی و تبدیل شدن به قطب اول منطقه، اقتصاد ایران باید دانش بنیان شود.

 

بر اساس بررسی های صورت گرفته برای رسیدن به رشد هشت درصدی، تجاری سازی ایده های دانش بنیان در کشورمان باید ۱۳۰ برابر شود. طی آخرین آمار از سوی صندوق نوآوری و شکوفایی، در حال فعلی دو هزار و ۲۱۹ شرکت دانش بنیان وجود دارد که از این تعداد ۱۳۴۸ شرکت نوپا، ۷۲۵ شرکت تولید کننده کالا و خدمات و ۱۴۶ شرکت صنعتی دارای فعالیت دانش بنیان هستند. به این ترتیب می توان گفت که ۶۱ درصد از شرکت های دانش بنیان نوپا، ۳۱ درصد تولید کننده کالا و خدمات و هفت درصد از نوع شرکت های صنعتی دارای فعالیت دانش بنیان هستند.

گفتنی است معاونت علمی و فناوری رییس جمهوری در فروردین ماه سال جاری با اظهارنامه آماری، شرکت های دانش بنیان کشور را نزدیک به ۲۸۰ شرکت معرفی کرده است. بر این اساس این شرکت ها توانسته اند محصولات دانش بنیان خود را به تولید انبوه برسانند و از حاصل فروش محصولات شان، گردش مالی بیش از یک خواستیاردی در سال داشته باشند.

پانوشت:

۱٫ اسید «ریبونوکلئیک اسید» یا آر.ان.ای همراه با دی.ان.ای پروتئین ها، سه مولکول درشت اصلی است که برای همه «گونه های شناخته شده» زیستی ضروری است.

نیکلاس دیویس – رییس بخش نوآوری و جامعه مجمع جهانی اقتصاد

این خبر را به اشتراک بگذارید :