به گزارش شمس آباد، سبحان محمدی فعال دانشجویی و دانشجوی ارشد روابط بین الملل دانشگاه تهران  طی یادداشتی درباره تاخت موشکی آمریکا و غرب سوریه نوشت: پیروزی‌های ارتش سوریه و متحدانش، اهداف و منافع کشورهای همسو با غرب، را به این سمت حرکت داد که سناریوی نخ‌نما شده‌ای تحت عنوان تاخت شیمیایی، می‌تواند اقدامات نظامی آنها را برای جبران از دست رفتن موازنه قوا در منطقه توجیه کند.

متن این یادداشت در ادامه آمده است:

« تاخت موشکی محدود  ۱۴ آوریل آمریکا، انگلیس و فرانسه به سوریه و جنگ روانی و رسانه‌ای روزهای گذشته، تاثیر بسیارکمی بر مواضع ایران و روسیه و سوریه خواهد داشت و بیشتر جنبه احیای حیثیت و نقش از دست رفته آمریکا را دارد و همچنین می‌توان اینطور گفت که این تاخت نه به مواضع اصلی ارتش سوریه در جغرافیای میدانی بلکه به مراکز و پایگاه هایی صورت گرفت که از دید غرب ظن وجود تسلیحات و توانایی شیمیایی در آنها می‌رفت تا اینکه دلیل و بهانه این تاخت یعنی سناریوی استفاده از سلاح شیمیایی توجیه گردد و پاسخی مناسب برای افکار عمومی باشد که بوسیله رسانه در روزهای گذشته احتمال یک رویارویی همه جانبه نظامی را مطرح می‌کردند. 

این تاخت اولویتی را پیش روی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران قرار خواهد داد که هدف ائتلاف و اتحاد استراتژیک را جدی تر از گذشته دنبال کند چرا که همانطور ذکر خواهیم کرد شرایط سوریه بازدارندگی و ائتلاف راهبردی را بیش از پیش ضرورت می‌بخشد.

پیشنهاد ویژه :   شمس آباد نیوز : شمس آباد - چشم‌انداز گروه ۲۰

پیروزی‌های ارتش سوریه و متحدین آن، اهداف و منافع کشورهای همسو با دیدگاه غرب، را به این سمت حرکت داد که سناریوی جدیدی تحت عنوان تاخت شیمیایی، می‌تواند اقدامات نظامی آنها را برای جبران از دست رفتن موازنه قوا در منطقه توجیه کند؛ حربه نخ نما شده‌ای که به قول اظهارات روز جمعه گذشته جیم متیس، وزیر دفاع آمریکا هیچ شواهدی دال بر استفاده سلاح شیمیایی بوسیله ارتش سوریه وجود ندارد. و بنا بر اظهارات سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه سازمان منع گسترش سلاح شیمیایی به هیچ سرنخی درباره این موضوع دست نیافته است و یک سناریوی از پیش تعیین شده بوسیله سازمانهای اطلاعاتی غربی است.

حال می‌توان این شرایط را از دیدگاه علم روابط بین الملل بررسی کرد؛ نگاه واقع گرایی و تحول پیرامون آن، نگرش سیستمی و چشم انداز علمی را در روابط بین الملل گسترش داد. نگرش سیستمی، موضوع نظم و در کنار هم قرار بردن واحدها ( دولت ) و کارکردهای مشخص آن را مورد بررسی قرار می‌دهد. یکی از ویژگی‌های نظم، مدیریت و کنترل الگوهای رفتاری بازیگران بین الملل، دینامیک‌ها (پویایی) و چارچوبها و چرخه‌ها است.

سیستم روابط بین الملل از دو بخش کنترل کننده و کنترل شونده تشکیل شده است که همانطور که ذکر شد هدف بخش کنترل کننده آن اعمال نظم مطابق با منافع خود و هدف کنترل شونده در یک تعریف تابعی و موازی با قدرت مسلط سیستم ، دسترسی به یک چتر حمایتی برای پیشبرد اهداف منطقه ای  و بین المللی و در تعریف متعارض ، تغییر وضع موجود است . برای بررسی تعارض ما باید ابتدا به این سوال پاسخ دهیم که ماهیت کنترل کننده چیست !؟

پیشنهاد ویژه :   سیاسی : تفاهم‌نامه همکاری‌های امنیتی و انتظامی ایران و اتریش نهایی شد

چهار ویژگی کنترل کننده عبارتست از :

۱- انگیزه، که جنبه کلی دارد.

۲- هدف ، که در اولویت دوم قرار دارد.

۳- کنش که ممکن است جنگ یا ممنوعیت علیه کنترل شونده باشد.

۴- عملیات و ابزارهای کنترلی، که شامل تسلیحات متعارف یا نامتعارف است.

در اینجاست که ما می‌توانیم تعریف دقیق‌تری از کنترل ارائه دهیم و آن اینکه موضوع اصلی کنترل تحمیل وصیت است ! قدرت مسلط بر ساختار جهانی (هژمون) سه هدف کلان را مدنظر دارد، تسلط بر منابع اقتصادی، تحمیل وصیت خود بر نظم و قدرت نظامی؛ در این بخش ما وارد حوزه قدرت می‌شویم.

همه کشورها در ساختار جهانی به منظور بقای خود که مهمترین انگیزه هر بازیگر و کنشگر سطح بین المللی است ، منافعی را دنبال و برای دستیابی به آن، کسب، باقی و افزایش قدرت ضرورت پیدا می‌کند. یکی از ویژگی های سیستم بین المللی، توانایی عرضه برخی از منابع مانند ” کالای امنیت ” است.

تعارضات در خاورمیانه به سبب تحمیل وصیت برای کنترل منابع و توزیع نقش‌ها و همچنین ظهور ایدئولوژی‌های متفاوت و متعارض است. ایالات متحده به عنوان کشوری که در منطقه خاورمیانه به دنبال نظم منطقه ای و تحمیل وصیت خود برای شکل گیری نظمی منطبق با منافع خود وکشورهای متحدش است، هدف را بر تجزیه کشورهای جریان مقابل می‌بیند.

پیشنهاد ویژه :   سیاسی : مجلس برای استیضاح آخوندی به اقناع رسید/ وجود چالش‌ها از فقدان مدیریت در وزارت راه حکایت دارد

چون به دلیل عدم امکان کاهش عمق استراتژیک قطب جدید قدرت در مناسبات خاورمیانه که بر محور نزدیکی استراتژیک روسیه، ایران و سوریه قرار دارد، این واحدها وارد یک ترکیب شده اند. در تجزیه تغییر در مرز بندی سیستم و سازه فیزیکی و همچنین تضعیف واحد سیاسی برای کاهش عمق استرتژیک مدنظر است. آمریکا و متحدانش جریان تجزیه را برای ایجاد یک موازنه قوای منطقه ای دنبال می‌کنند. چرا که نفع قدرت‌های بزرگ در موازنه و نفع قدرت‌های متوسط و کوچک‌، بازدارندگی است.

موازنه قوا مربوط به زمانی است که حالت وضع موجود، در شرایط بحران قرار ندارد واگر سطح تهدیدات بالا برود دیگر جوابگو نخواهد بود و وارد مرحله بازدارندگی می‌شود. اگر موازنه در حال فروپاشی باشد روند ائتلاف و اتحاد شکل می‌گیرد. همین جاست که کشورها تصمیم میگیرند که سیستم را عوض کنند. شرایط چند روز گذشته منطقه و سوریه حاکی از همین ماجراست.»

انتهای پیام/

کلیدواژه ها : ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,

این خبر را به اشتراک بگذارید :