به گزارش شمس آباد؛ از همان ابتدای تماس که نام سمنان را می شنود، مطایبه را آغاز می کند! می گوید:«۱۶ سال است که مملکت دست شماست، سعی کنید رئیس جمهور بعدی را که به پاستور می فرستید، این ۱۶ سال را جبران کند!» می گویم:«داریم می گردیم تا فرد دیگری را در قد و قامت رئیس جمهور در استان پیدا کنیم.» می گوید:«نیازی به قد و قامت ندارد، مگر آن قبلی قد و قامت داشت؟ همه چیز با مُهر سمنانی درست می شود! اگر یک شناسنامه سمنانی به من بدهید شاید برای من هم فرجی شد!» می گویم:«به گمانم خودم جزو بی شناسنامه ها باشم ولی اگر با شناسنامه سمنانی مسأله حل می شود، با هدایت ثبت احوال صحبت می کنیم!»

 

به گزارش شمس آباد به نقل از دانا وقتی موضوع گفتگو را که با او در میان می گذارم می گوید:«تخصص شما در پیدا کردن فسیل هاست! ما فسیل ها را از کجا پیدا می کنید؟» و من تأکید می کنم که دود از کنده بلند می شود!

 

از وضعیت سیاسی سمنان و ترکیب آراء در انتخابات می پرسد. وقتی می گویم آقای رئیسی در استان سمنان آراء بیشتری به نسبت آقای روحانی داشت، می گوید:«شما سمنانی ها آدم های پیچیده، سیاستمدار، باهوش و بافکری هستید و به همین خاطر هم هست که رئیس جمهور صادر می کنید» تعجبش وقتی بیشتر می شود که می شنود همشهریان آقای کواکبیان در یکی از انتخابات های مجلس به ایشان رأی ندادند!

 

از همان سال ۹۲ دغدغه مذاکرات هسته ای را داشت. در اسفند ۹۲ مقاله ای برای وطن امروز نوشت و ۶ مطالبه ملی مهم را درباره مذاکرات مطرح کرد و جالب است بدانید که در این مقاله از ورود دشمنان در مساله توان موشکی ایران ابراز نگرانی کرده است. معتقد است که سیاستمداری در کشور ما نا درست، عقب افتاده و قجری است! با شناختی که از روسیه دارد، تعاملات کنونی ایران و روسیه را تحلیل می کند و می گوید نباید معیار تعاملات با کشورها «اعتماد» باشد.

 

شما را به مطالعه گفتگوی تفصیلی  با دکتر ناصر نوبری، سفیر سابق ایران در شوروی دعوت می کنیم.

 

 در حالی که برخی از کارشناسان(!) سیاست هسته ای دولت را هم ارز با نجات کشور از «چاه ویل» می دانستند، حضرتعالی از ابتدا با این سیاست ها چندان سر سازگاری نداشتید و جزو نخستین منتقدان این سیاست ها به شمار می روید. از دیدگاه شما این سیاست ها با علم به فرجام کنونی آن طرح ریزی شده بودند و به قول برخی اساتید اهدافی محیلانه در دل خود دارند یا آنچه طرح ریزی و انجام شد ناشی از یک خطای استراتژیک بود؟

 

واضح است که یک خطای بزرگ استراتژیک صورت گرفته اما دوستان با تردستی خلط مبحث می کنند، همواره ایرادهای حرفه ای و کارشناسی بنده را به نحوه مذاکره و متن برجام پاسخ نمی دهند و با هوچیگری می گویند اگر مذاکره نمی شد چه می شد و چه می شد، در حالیکه بنده قویا طرفدار مذاکره بوده ام اما با این نحوه مذاکره که بر اساس تخصصم مطمئن بودم به بن بست می رسد و کشور را به هچل می اندازد بیزاری می کردم.

پیشنهاد ویژه :   سیاسی : احزاب فعالیت نداشته باشند مدل‌های محفلی جایگزین می‌شود/ ارتقای سطح شفافیت از وظایف احزاب است

 

من از چهار سال پیش آنچه که اکنون کشور دچار آن شده را پیش بینی کرده بودم و اگر توجه و دقت لازم به هشدارها می شد این وضعیت قابل پیشگیری بود. سیاستمداری ما با شعبده بازی به دغلکاری و تقلب عادت کرده، تیر را شلیک می کند هر جا خورد دورش را خط می کشد و می گوید هدف اینجا بود و به هدف خورد! اکنون وقتی بگوبید، قرار بود بایکوت ها کامل رفع شوند، چرا نشد و بلکه بایکوت های جدید هم وضع شد، می گویند شما خبر ندارید به اهدافمان رسیده ایم منتها اهداف محیلانه در دل خود دارند!

 

سیاستمداری ما ده ها سال است که با دغلکاری بوسیله دو ترفند محرمانه بودن و تخصصی بودن در همه سفرها و مذاکرات خود را موفق جلوه داده و از پاسخگوئی واقعی طفره رفته است.

 

پیش بینی های موجود در نامه ام به رئیس جمهور، در آینده آشکار خواهد شد

 

 حضرتعالی بیش از یکهزار و صد روز قبل، نامه ای خطاب به آقای رئیس جمهور نوشتید و رویکردهای ایشان در قبال منتقدان را به نقد کشیدید. گذشت زمان البته ثابت کرد که حق با منتقدان منصف بود! اکنون و با گذشت این هزار و صد روز اگر قصد داشتید که نامه مذکور را بازنویسی کنید، با این تجارب جدید چه نکاتی را بر آن می افزودید که به گمانتان در نامه نخست مغفول مانده است؟

 

بنده اولین نامه سرگشاده به آقای رئیس جمهور را در تاریخ ۱۶ آذر ۹۲ نوشتم یعنی بیش از یکهزار و ۴۰۰ روز قبل و نامه یکهزار و ۱۰۰ روز قبل نامه دوم بنده است. در نامه اول با نقد کارشناسانه موافقتنامه ژنو نشان دادم که دقیقا برنامه و اهداف آمریکائی ها چیست. اگر امروز این دو نامه را که در سایت ها موجود است بخوانید تعجب خواهید کرد که گوئی امروز نوشته شده و بطور کامل همه موارد و مسائل امروز در آنها بدون هیچ کم و کاستی تصریح شده است.

 

با همه تجارب امروز نه تنها نکته ای برای اضافه کردن در آن دو نامه وجود ندارد بلکه حتی نکاتی در آنها هنوز وجود دارد که در آینده آشکار خواهد شد و مردم بیشتر با آنها مواجه خواهند شد.

 

به درخواست خرازی جواب رد دادم

 

 برخی از رسانه ها پس از طرح انتقادات شما نسبت به توافق هسته ای و به ویژه حضور حضرتعالی در همایش دلواپسیم، عنوان کردند که علت انتقادات حضرتعالی عدم دعوت به تیم مذاکره کننده هسته ای است! اولا از دیدگاه خودتان، اگر در تیم مذاکره کننده هسته ای به عنوان یک عضو موثر و تصمیم ساز حضور داشتید، کدام خطاهای راهبردی اتفاق نمی افتادند؟ و ثانیا به نظر شما اگر تیم مذاکره کننده پیشین همچنان و تا کنون به فعالیت خود ادامه می دادند، وضعیت تعاملات ایران و ۵+۱ اکنون در چه نقطه ای بود؟

 

بنده اگر دعوت هم می شدم قطعا دعوت را نمی پذیرفتم و با این تیم کار نمی کردم. وقتی با برنامه و استراتژی تیم مخالف هستم پیوستن به آن بی صداقتی است و فقط موجب تزاحم و درگیری درون گروهی می شدم. بنده با برنامه و استراتژی این تیم از بیست سال پیش آشنا بودم و آن موقع هم وقتی بوسیله آقای دکتر خرازی وزیر محترم امور خارجه وقت برای مسولیت بخش راهبردی وزارتخارجه دعوت شدم، از پذیرش این مسولیت امتناع کردم و تصریح کردم که با استراتژی تیم حاکم بر وزارت خارجه موافق نیستم و لذا پذیرش این مسولیت در چنین شرایطی بی صداقتی است.

پیشنهاد ویژه :   شمس آباد نیوز : شاخص‌های توسعه در آذربایجان‌اروپای عقب‌مانده است/ خبرنگاران امنیت شغلی ندارند

 

بعد از آن آقای دکتر صدر معاون محترم وقت وزارت خارجه نیز از بنده دعوت کردند که کشوری را انتخاب کنم و برای سفیری بروم اما بنده همین جواب را دادم و از پذیرش سفارت در چنان شرایطی امتناع کردم، حتی در ابتدای دولت فعلی تصور بنده این بود که دیگر آن استراتژی که ۱۴ سال پیش شکست خورده است را کنار می گذارند و برای همین خیالم راحت بود و با آقای سرمدی که اکنون قائم مقام محترم وزیر هستند قرار گذاشته بودیم که به نمایندگی کنفرانس اسلامی مستقر در جده برویم و آخر کار را در جوار خانه خدا به زهد و پرستش بپردازیم اما وقتی مذاکرات و توافقات اولیه ژنو را دیدم متوجه شدم که متاسفانه دوستان همان استراتژی شکست خورده و نا درست گذشته را دوباره دارند اجرا می کنند و لذا بر اساس مصالح ملی به انتقاد برخاستم.

 

برای مصالح ملی، موقعیت های زیادی را از دست داده ام

 

سوابق بنده نشان می دهد که همواره بدلیل ایستادگی بر صیانت از مصالح ملی، موقعیت ها و مقامات را از دست داده ام و نه بالعکس، بنده با همه آقایان دوست هستم و هیچ مشکل شخصی ندارم اما قویا معتقد بوده ام که استراتژی آقایان، کشور را دچار مخمصه خواهد کرد و امروز می بینید که متاسفانه دچار مخمصه شده ایم ، بنابراین مشکل بنده با آقایان حرفه ای و بر اساس مصالح و منافع ملی بوده است.

 

اما در مورد چگونگی وضعیت امروز در صورتی که تیم قبلی کار خود را تا کنون ادامه می داد، نمی توان براحتی قضاوت کرد چون تیم قبلی کم تجربه بود بویژه معامله گری، یک حرفه است که سال ها تجربه می خواهد و نمی توان صرفا با پایان تحصیلات به تخصص معامله گری دیپلماتیک در آن سطح عالی حرفه ای رسید، کسی که در رشته پزشکی دکترا می گیرد تا موقعی که یک جراح حاذق قلب باز شود به ده ها سال زمان و انجام صدها جراحی نیاز دارد.

 

 

 

دستگاه سیاستمداری با نظام جمهوری اسلامی تفاوت ماهوی دارد!

 

 از یک منظر آینده پژوهانه، اگر سیاست های خارجی دولت آقای روحانی به همین منوال ادامه پیدا کند، طی ۲۵ سال آینده ایران با کدام مشکلات اساسی روبرو خواهد بود؟

 

اگر در کوتاه مدت و اسرع وقت در مجموعه سیاست خارجی ایران هم به لحاظ نرم افزاری و هم به لحاظ سخت افزاری تحول اساسی و بنیادین صورت نگیرد جمهوری اسلامی ایران قطعا دچار چالش های خطرناک حیاتی خواهد شد، در حال اماده دستگاه سیاستمداری کشور تفاوت ماهوی با نظام جمهوری اسلامی ایران دارد برای همین مسائل مهم خارجی و منطقه ای ما خارج از وزارت خارجه مدیریت می شود.

 

وزارت خارجه در جمیع جهات آنقدر باید توانمند شود که تمام مسائل و روابط خارجی را مدیریت کند. وزارت خارجه خط مقدم هر کشوری برای مقاومت در برابر فشارهای خارجی و شناسائی و کنترل و خنثی سازی انواع نفوذ آن هاست اما در ایران مجموعه نهاد روابط خارجی نقش معکوس عمل می کند و حسگرها عمل نمی کنند و فشارهای خارجی را اگر بتواند، بی نزاع(مانند ۲۰۳۰) و اگر نتواند، با نزاع(مانند برجام) به ارکان درون کشور منتقل می کند.

پیشنهاد ویژه :   اقتصادی : شمس آباد - گران ترین خودرو های شاسی بلند+عکس

 

شرایط کنونی به لحاظ بین المللی و منطقه ای و داخلی کاملا با گذشته متفاوت شده است و لذا شکاف بین دستگاه روابط خارجی و ارکان کشور قابل تداوم نیست و نهایتا با انتقال فشارهای خارجی به روشهای گوناگون ارکان اصلی کشور را ضربه پذیر و وضعیت آن ها را نهایتا بحرانی خواهد کرد.

 

قدرت های خارجی تفاوت ماهوی ندارند

 

 روسیه اکنون می کوشد که خود را در برخی از مواضع راهبردی با ایران همسو نشان دهد و بلکه همسو عمل کند. دیدارهای پوتین با رهبر معظم انقلاب نیز تابلو ای از نوعی اتحاد استراتژیک میان ایران و روسیه است. با این وجود برخی معتقدند که اعتماد به روسیه خطاست و این کشور در هنگامه عمل، بیش از آن که به هم پیمانان خود بیاندیشد به منافع خود می اندیشد و چه بسا که از ایران روی گردان شود. تحلیل شما از عملکرد روسیه در قبال ایران چیست؟

 

امام(ره) می فرمایند:«آمریکا از انگلیس بدتر، انگلیس از آمریکا بدتر، شوروی از هر دو بدتر یکی از یکی بدتر و پلیدتر لکن امروز سروکار ما با آمریکاست» این جمله باید مبنای دکترین سیاست خارجی ما باشد که حاوی دو نکته اساسی است اول آنکه از نظر ما قدرت های خارجی تفاوت ماهوی ندارند و لذا نباید به هیچکدام تکیه کنیم و دوم آنکه در نحوه مواجهه با قدرت ها باید اولویت بندی کنیم و بر اساس میزان مزاحمت و نفوذشان مقابله کنیم.

 

امروز مبنای روابط بین الملل، منافع متقابل است، نه مروت و اعتماد

 

طبق دکترین امام(ره) اعتماد به هر قدرت خارجی خطاست، این نظریه با ماهیت کنونی روابط بین الملل مطابقت دارد، در جهان امروز مبنای اصلی روابط بین الملل توازن قوا و منافع متقابل و اهرم های متقابل است و چیزی بنام اخلاق و معرفت و مروت و اعتماد و… معنا ندارد، برای همه قدرتها منافع ملی شان نسبت به هر امری در اولویت است و این صرفا مختص این قدرت یا آن قدرت نیست.

 

امروز همراهی روسیه در برخی موارد با ایران را در همین چارچوب باید دید و در آن موارد همراهی نیز اشتراک منافع متقابل عامل این همراهی شده است. بنظر بنده حتی در این همراهی تا کنون روس ها بیشتر سود برده اند، کارکرد این همراهی هم تا زمان تداوم اشتراک در آن منافع است و لذا ما باید با دقت بالا مراقب اوضاع باشیم وگرنه نارو خورده و سرخورده خواهیم شد.

 

صحبت از اعتماد به این یا آن در روابط بین الملل با مختصات امروز جهان مطابقت ندارد و سیاستمداری قدیمی و قجری و از رده خارج شده است، همان استراتژی که متاسفانه دوستان ما در این سال ها در اعتماد به آمریکا بکار بردند و به هشدارها توجه نکردند و اکنون سرخورده شده اند.

 

 بابت وقت ارزشمندی که در اختیارم قرار دادید سپاسگزارم.

 

این خبر را به اشتراک بگذارید :