شمس آباد؛ «فکر نمی‌کردم که زندگی من کفاف آن را بدهد که روزی بتوانم این جمله را بنویسم: چشمگیرترین روند اصلاحات در کل خاورمیانه در عربستان سعودی شروع شده است!» این صحبت ها را توماس فریدمن خبرنگار نیویورک تایمز در ابتدای مصاحبه اخیر خود با محمد بن سلمان، دیکتاتور سعودی نوشته است.

به گزارش شمس آباد، توماس فریدمن کارشناس و تحلیل گر سرشناس آمریکایی است که مواضع او در خصوص تحولات خاورمیانه بازتاب زیادی در رسانه ها دارد.

محمدبن سلمان که امروز می توان او را پادشاه اصلی رژیم سعودی نامید مصاحبه ای مفصل با وی داشته و صحبت های مهم و جنجالی را مطرح کرده و مانند همیشه یک پایه اتهام ها و توهین های خود را به ایران اختصاص داده است.

توماس فریدمن که سعی دارد پشت برند معروف خود و نیویورک تایمز، دیدگاه های مورد پسند آمریکا را به مردم سایر کشورها القا کند در حالی مدعی شده که چشم گیرترین اصلاحات خاورمیانه در عربستان در حال رقم خوردن است که سابقه این روزنامه در پشتیبانی از این رژیم بدنام و معرفی آن به عنوان کشوری اصلاح طلب و در حال مدرنیزاسیون به چند دهه قبل بر می گردد.

بررسی سابقه این رسانه در خصوص سعودی ها نشان می دهد مصاحبه طولانی اخیر فریدمن با ملک سلمان و رپورتاژ برای حکومت سعودی یک روال و راهبرد بلندمدت برای این روزنامه مشهور و جهانی بوده است.

شمس آباد در این گزارش درصدد تحلیل و تبیین صحبت های حاکم سعودی نیست بلکه درصدد است تا پشتیبانی های شدید رسانه یانکی ها از متحجرترین قبیله سعودی را به تصویر بکشد.

در ادامه قسمت هایی از تبلیغات این رسانه آمریکایی را می بینید که نشان می دهد چندین دهه دیکتاتوری و آدم کشی سعودی ها پشت اسامی زیبایی چون «اصلاحات» پنهان نگه داشته شده است:

این قسمت از روزنامه مربوط به سال ۱۹۵۳ است. پادشاه وقت سعودی بواسطه این رسانه به عنوان فردی بالا خواه و دارای فکری جهانی معرفی می شود که دنباله رو پدر دیکتاتورش نیست.

در سال ۱۹۶۰نیویورک تایمز تملق گویی خود از این رژیم را اینگونه نشان می دهد: «پادشاه سعودی به طور فزاینده ای نقش قهرمان لیبرال در اصلاحات قانون اساسی را به عهده گرفت.»

زمانی که خطر ناصریسم و ملی گرایی های ضداستعماری منطقه بلای جان قدرت ها شده بود این رسانه معروف از دیکتاتوری سعودی در مقابل آنها پشتیبانی می کرد. این قطعه از روزنامه نیز اصلاحات اجتماعی و توسعه اقتصادی در زمان فیصل را با شور و شادی فراوان روایت می کند.

یکی از روزنامه های سال ۱۹۶۴ که روایتش از پادشاه سعودی اینگونه است: او مردی است که نزدیک قدرت مطلق را به دست آورد و واقعا آن را نخواسته است!

مطلب زیر نیز از تغییرات عمده در سعودی در دهه ۷۰ می گوید.

این هم پروپاگاندای نیویورک تایمز در پشتیبانی از قبیله سعودی در سال ۱۹۷۵: « فیصل، غنی و قدرتمند، عربستان را به قرن بیستم هدایت می کند!»

سال ۲۰۱۱ در پروژه بزک کردن سعودی ها نیویورک تایمز می نویسد:«به طور کلی، برنامه اصلاحات از محبوبیت شخصی ملک عبدالله برخوردار است.»

مطلب زیر از کاشت بذر سیستم پارلمانی بواسطه سعودی ها و روند اصلاحات سیاسی می گوید.

نیویورک تایمز در سال ۲۰۱۲ اینگونه در خصوص روند اصلاحات می گوید: شاه فیصل، در عجله برای مدرن کردن قلمرو خود، تلویزیون دولتی عربستان سعودی را در دهه ۱۹۶۰ ایجاد کرد و احتمالا این اقدام جسورانه به تدریج زمینه ترور او را فراهم کرد.

این تنها قسمت هایی این روزنامه است که برای خوانندگان حوزه بین الملل به اندازه زیادی معتبر تلقی می شود اما همان گونه که پیداست در خصوص وضعیت رژیم سعودی هر بار در سال های متعدد از تغییرات و تحولات زیاد این کشور تمجید کرده در حالیکه واقعیت خلاف این موضوع بوده است. به همین دلیل وقتی از موفق بودن و چشم گیر بودن این تحولات بواسطه این روزنامه گفته می شود خواننده با دیده تردید و به عنوان تملق گویی به آن می نگرد و با این سوال رو به رو می شود که آیا این اصلاحات همچون اصلاحات دیکته شده کارتر برای شاه ایران روند فروپاشی قدرت در این کشور را تسریع نخواهد کرد؟

پیشنهاد ویژه :   سیاسی : شمس آباد - ایجاد مفصل‌بندی نظارتی جدید

این خبر را به اشتراک بگذارید :