به گزارش شمس آباد؛ در پی فرمان امام خمینی ـ قدس سره ـ در تاریخ ۲۳/۳/۵۹ مبنی بر تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی، جهاد دانشگاهی به عنوان یک نهاد انقلابی و برخاسته از انقلاب به منظور تحقق بخشیدن به اهداف انقلاب فرهنگی، تأسیس شد. به حاشیه رفتن تولید فرهنگ و علوم انسانی و نیز بحث انقلابی بودن این مرکز موضوعاتی است که حمیدرضا طیبی، مدیر حال اماده جهاد دانشگاهی در گفت‌وگو با «جوان» به آنها پاسخ داد.  
 
درباره خاستگاه شکل‌گیری جهاد دانشگانی به نظر می‌رسد عنوان جهاد بر این مرکز نشان می‌دهد که هدف اصلی تولید علم بومی در دانشگاه با نگاه جهادی باشد که برای مثال اسلامی کردن متون دانشگاهی در علوم انسانی از این قبیل می‌تواند باشد، ولی به نظر می‌رسد جهاد دانشگاهی نتوانسته آن‌طور که باید در این زمینه موفق عمل کند.
ایده شکل‌گیری جهاد دانشگاهی پس از تأسیس جهاد سازندگی عمدتاً میان بچه‌هایی که علاقه‌مند و معتقد به انقلاب اسلامی و آرمان‌های آن بودند بسیار ایده جذابی بود، باید نهادی ایجاد می‌شد که در زمینه ساختارهای اصلی پیشرفت کشور ایده‌پرداز بوده و منشأ اثر باشد و نیز الگوپردازی نماید، پس از اعلام نارضایتی امام از وضعیت دانشگاه‌ها و تعطیلی مراکز آموش عالی این ایده سرعت گرفت و پس از تشکیل شورایی به منظور انقلاب فرهنگی ایده جهاد دانشگاهی به عنوان بازوی شورای عالی انقلاب فرهنگی شکل گرفت. به منظور اسلامی شدن دانشگاه‌ها، تعریف اسلامی شدن در اساسنامه این‌گونه ذکر شده که انجام فعالیت‌های علمی و به ویژه فناورانه برای ایجاد روحیه خودباوری و خوداتکایی در نسل جوان و انجام فعالیت‌های فرهنگی و آموزشی، توسعه فعالیت‌های پژوهشی برای کاربردی شدن آنها، انجام فعالیت‌های انتشاراتی به منظور کمک به مستند‌سازی علمی و فعالیت‌هایی از این دست که نگاهی کاملاً کاربردی دارد پیش‌بینی شده است، به طور طبیعی کشور ما کشوری مذهبی است ولی آنچه پیش از انقلاب ما را آزار می‌داد این مسئله بود که ظاهراً دست‌هایی در کار است که ما را عقب نگه می‌دارند، پیش از انقلاب در صنایع مونتاژ اجازه داده بودند در کشور کارهایی انجام شود، اگر به انتظارات بزرگان نظام به ویژه رهبر معظم انقلاب که مدام فعالیت‌های جهاد را مونیتور می‌کنند نگاه کنیم متوجه می‌شویم که نوع نگاه بیشتر گرایش به توسعه فناورانه و پیشرفت علمی در کشور دارد ولی از آن‌طرف خود ما هم متوجه شده بودیم که وقتی در این حوزه حرکت می‌کنیم با موانع فرهنگی مواجه می‌شویم مثل عدم خودباوری برخی مدیران، یعنی با اینکه در این کشور انقلاب شده و قاعدتاً باید افکار انقلابی به معنای اتکا بر ظرفیت‌های داخلی غلبه داشته باشد با انبوهی مدیر در بخش‌های مختلف مواجه می‌شدیم که اینگونه نگاه نمی‌کردند و البته تأثیرگذار هم بودند چون توجیه کردن آنها کار سختی بود، گویا ذهنیت این مدیران به گونه‌ای شکل گرفته بود که نمی‌شد آن را تغییر داد.
نکته دیگر فساد مالی در میان بخش‌های مختلف است که ناشی از نظام مالی نفتی و رانتی در کشور است، وقتی درآمد آسان و مجانی نفت وجود دارد علاقه به خرید از خارج هم افزایش پیدا می‌کند، این علاقه به خرج کردن دلارهای نفتی انگیزه تولید را در میان مدیرانی که به همه چیز سطحی نگاه می‌کنند پایین می‌آورد، در واقع جهاد دانشگاهی که یکی از اهدافش ایجاد پل ارتباطی میان صنعت و دانشگاه است نمی‌تواند مدیران صنعتی را به اعتماد به جوانان جلب کند یا در این زمینه با مشکل مواجه می‌شود. بنابراین مشکل اصلی فرهنگی است که مانع جهاد دانشگاهی شده است.
ظاهراً وظایف و اهداف جهاد دانشگاهی دامنه وسیعی را تشکیل می‌دهد، احساس می‌شود این وسعت دامنه موجب موازی‌کاری با دستگاه‌های دیگر می‌شود، یعنی روی موضوع فرهنگ تأکید شده، روی تولید دانش هم همین‌طور، جهاد قرار است پلی میان دانشگاه و صنعت هم باشد، اسلامی کردن دانشگاه هم از جمله این وظایف است، درواقع ما با انبوهی از اهداف مواجه‌ایم که در برخی موارد تعریف ثابت و جامعی هم ممکن است روی آن وجود نداشته باشد.
البته امروز شاید این‌طور به نظر برسد، نه می‌شود این حرف شما را کامل نفی کرد و نه کامل تأیید کرد، جهاد در سال ۵۹ شکل گرفت، من خودم جزو کسانی بودم که آن سال جهاد دانشگاهی صنایع را ایجاد کردم و به انگیزه نفی وابستگی این ایده شکل گرفته بود. آن‌زمان از طیف وسیعی از دانشجویان انقلابی برخوردار بودیم که معتقد بودند برای نفی وابستگی باید تغییر ایجاد شود، این تفکر آن زمان تفکر پیشرویی محسوب می‌شد. الان دیگر باید پس از نزدیک به ۴۰ سال نظام سیاست‌های دقیق و درستی درباره علم و پژوهش داشته باشد و مأموریت‌های خاص از نهاد‌ها بخواهد. ما در این زمینه حرف داریم ولی هنوز در کشور ساختارمند نشده است، در واقع هنوز ساختارها از ابتدای انقلاب تا الان تغییر زیادی نکرده است.
چه نمره‌ای به جهاد دانشگاهی می‌دهید؟
معتقدم ما به عنوان یک نهاد کم‌خرج در مقایسه با بسیاری از نهادهای دیگر در کشور ارزش افزوده بهتری داریم. ما معتقدیم در همه حوزه‌ها باید صاحب دانش باشیم، ما به «دانش بنیان» بودن علم در کشور اعتقاد راسخ داریم؛ ما معتقدیم اقتصاد ما باید دانش بنیان باشد، ما روی کسب دانش کار می‌کنیم.
چقدر فکر می‌کنید فعالیت‌های این نهاد با واژه جهاد نسبت درستی پیدا می‌کند؟ برخی دلیل اصلی ضعف بخش‌های مختلف کشور را اسلامی نشدن دانشگاه‌ها می‌دانند، همین روحیه خودناباوری در میان مدیران صنعتی و اقتصادی را می‌توان در میان اساتید دانشگاه به وفور ملاحظه کرد، می‌توان گفت تفکراتی که موجب وابسته شدن کشور می‌شود همچنان وجود دارد.
بله ایراداتی وجود دارد ولی خود جهاد دانشگاهی الگوسازی‌های خوبی انجام داده، برای مثال به محض اینکه مشخص شد سلایق سیاسی مختلفی برای هدایت امور کشور وجود دارد و خود حضرت امام(ره) هم قبول کرد که یک جامعه و یک مجمع روحانیتی باشد و اینها گسستن از هم فعالیت بکنند، جهاد سعی کرد سیاسی حرکت نکند اگرچه بدنه جهاد از بدنه دانشجویی دانشگاه‌ها شکل گرفت و در ابتدا آنها به اندیشه سیاسی خاصی گرایش داشتند که آن زمان با عنوان چپ از آن یاد می‌شد، اما فعالان جهاد تصمیم قاطع گرفتند سیاست را وارد فعالیت‌های این مجموعه نکنند، باید با همه دولت‌ها کار کنند، الگوسازی‌های بدی هم شکل نگرفت. زمانی که ما سلول‌های بنیادی را شروع کردیم، تازه چند سال بود در دنیا آغاز شده بود و همزمان جلو رفتیم و رسیدیم به مرزی که بگوییم الان در مرز علم جهان هستیم.
پیشرفت در سلول‌های بنیادی را افتخار جهاد دانشگاهی قلمداد می‌کنید؟
چیزی که در جوان ما ایجاد خودباوری می‌کند انجام همین کارهاست، در دنیا سازمان‌هایی تأسیس می‌کنند برای همین کارها که مثلاً فرانهوفر در آلمان بخشی از بودجه تحقیقات در کشورهای دیگر را هم می‌پردازد، آیا از کارهایی که رویان انجام می‌داد مردم احساس شعف و افتخار نمی‌کردند؟
آقای دکتر به نظرم نگاهتان به سمت امور صنعتی سنگینی دارد و از امور فرهنگی قدری غفلت شده است، یعنی تولید علم در حوزه علوم انسانی اصلاً در جهاد دانشگاهی جدی گرفته نشده و همین مسئله سبب شده ما امروز چه در دانشگاه و چه در جامعه با مشکلات فرهنگی عدیده‌ای دست و پنجه نرم کنیم. خود شما هم تحصیلات فنی مهندسی دارید ظاهراً ؟
بله، این درست است، مهم این است که رئیس جهاد اهمیت فرهنگ را درک کند، یک موقع است که ما کار فرهنگی را خیلی شاذ می‌دانیم، برخی از کارهایی که در دانشگاه تحت نام فرهنگی انجام می‌شود دانشجوها را بدبین کرده است. ما را از یک مقطعی از فعالیت‌های فرهنگی کنار گذاشتند، این سیاسی‌کاری‌هایی که در دانشگاه حاکم شد دامنه عمل ما را در امور فرهنگی کاهش داد.
یعنی جهاد به نوعی انفعال رسید؟
نه، بحث این است که گروه‌های مختلفی آمدند و از یک جناح شد، خود ما هم دیدیدم قرار نیست ما هم همان کارها را ادامه بدهیم.
احتمالاً علت این بوده که جهاد در بحث فرهنگی ایده‌ای نداشته است.
خیر، نگاه‌های تندی وجود داشت که به دیگران اجازه عرض اندام نمی‌داد، من خودم مدتی عضو شورای فرهنگی بودم، بحث ما این بود که بیاییم روی موضوعات عمیق کار کنیم، ما دوست داشتیم روی این موضوع که چرا دانشجوی ما دارد روز به روز از فرهنگ فاصله می‌گیرد پژوهش صورت بگیرد. اماده نشدند این تحقیق انجام شود، چرا؟ چون خودمان زیر سؤال می‌رویم، عملکرد ما این وضعیت را به وجود آورده است. جوان ما چرا این‌قدر گرایش به رفتن به غرب دارد؟
مشکل ظاهراً فرهنگی است.
باید ببینیم چرا بی‌بندوباری غرب برای جوان ما جذاب است.
نه منظورم بی‌بندوباری نیست، عرضم این است که نابسامانی‌های فرهنگی و تناقض‌هایی که وجود دارد جوانان را فراری می‌دهد. ظاهراً دانشجویان ما قدری نسبت به جامعه خود بی‌تفاوت شده‌اند.
ما که در محیط پیش از انقلاب بودیم، دانشجوها قدری دلسوزانه‌تر به جامعه نگاه می‌کردند، باید پرسید چرا دانشجوهای ما به این بی‌تفاوتی رسیده‌اند. اتفاقاً فرهنگ و هنر بستری شده برای نفوذ در جامعه. ما ابتدا باید یک جامعه الگوی فرهنگی بسازیم تا در بستر آن دانش‌افزایی کنیم.
حرف من هم همین است، مشکلی که در آموزش عالی وجود دارد این است که علوم انسانی مظلوم است، نگاه تحقیرآمیز است اما در غرب بهترین دانشگاه‌هایشان مراکز علوم انسانی است، قبول دارید ضعف فرهنگی ناشی از همین نگاه می‌شود که در مدیران ما وجود دارد چون فرهنگ در قالب علوم انسانی قابل تعریف است و ما در تولید علوم انسانی مشکل اساسی داریم. این غلبه علوم مهندسی، فنی در کشور ما از ابتدای انقلاب وجود داشته است، حتی سمت‌هایی که بیشتر جنبه فرهنگی دارد را به آدم‌هایی می‌دهند که فنی مهندسی خوانده‌اند.
ما اگر تصمیم بگیریم جامعه را دانش‌‌بنیان هدایت کنیم و نگاهمان به همه مسائل نگاه علمی باشد، ریشه مشکلات اصلی ما اغلب برمی‌گردد به ضعف علوم انسانی، ما این نگاه را در هدایت جامعه نداریم.
اصلاً نخبگان ما تمایلی به تحصیل در علوم انسانی ندارند.
بله، مطالعات اقتصادی ما پیوست فرهنگی ندارد، جسارت در تصمیم‌گیری درباره یکی از مدیران ارشد سابق کشور وجود داشت اما ما به نبود مطالعات کارشناسی انتقاد داشتیم، جهاد دانشگاهی می‌تواند به عنوان اتاق فکر عمل کند، مبنای جهاد دانشگاهی علوم انسانی بود ولی انجام نشد، به نظرم مشکل اساسی ما که فرهنگی هم است این است که به نظرم هنوز خواست پیشرفت در جامعه ما شکل نگرفته است.
ولی ما سند چشم‌انداز تدوین کردیم.
بله ولی این سند که باید در چهار برنامه پنج ساله تحقق پیدا کند، وقتی سند می‌نویسیم سناریوی تعامل با دنیای ما هم باید مشخص و شفاف باشد دیگر، یا در نظام فعلی باید هضم بشویم یا هوشمندانه در کنار نظام بمانیم و از تجربیات آن استفاده کنیم یا اینکه بگوییم نه روحیه انقلابی من ایجاب می‌کند بر اساس قانون اساسی از نهضت‌های آزادی‌بخش حمایت کنم و این یعنی تحریم و ارتباط با دنیای ما قطع می‌شود.
به نظر شما این موضوع در سند چشم‌انداز شفاف نشده است؟
به نظرم نشده.
یعنی در اسناد بالادستی ما نوع تعامل با دنیای مشخص نیست؟
رهبر معظم انقلاب سال ۸۶ به شورای عالی انقلاب فرهنگی فرمودند که سند نقشه جامع علمی را بنویسید، وقتی سند را می‌نویسیم به طور طبیعی وقتی قصد داریم در یک افق مشخص به اهدافی خاص برسیم، نمی‌توانیم سند توسعه فرهنگی و اجتماعی را ننویسیم، ایشان به درستی مأموریت دادند به شورای عالی انقلاب فرهنگی که هم سند نقشه جامع علمی تهیه شود و هم سند نقشه جامع فرهنگی تحت عنوان سند مهندسی فرهنگی تدوین شود. بنده هم به عنوان رئیس جهاد دانشگاهی و عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی مسئول بخش فناوری نقشه جامع شدم، آن زمان با دوستانی که سند را تهیه کرده بودند که صحبت می‌کردند می‌گفتند ما این سند را در تعامل با دنیا نوشته‌ایم.
یعنی شورای عالی انقلاب فرهنگی؟
خیر، منظورم سند توسعه علمی و فناوری است، افرادی که سند چشم‌انداز را در دولت آقای خاتمی نوشته بودند اذعان داشتند که سند در تعامل با دنیا نوشته شده است. وقتی این سند نوشته شده بنابراین نباید تن به رئیس‌جمهوری بدهیم که یک‌دفعه لحن بیانش با دنیا غیردوستانه می‌شود.
مراد شما از دنیا قدرت‌های غربی است؟
بالاخره آنها بخش غیرقابل انکاری از دنیا هستند. من کاری به نا درست یا درستی این سند ندارم، حرفم این است اگر سند چشم‌انداز تعامل‌گونه نوشته شده باید رئیس‌جمهوری روی کار بیاید که اهل تعامل باشد. همه کارهای ما باید بر اساس سند چشم‌انداز شکل بگیرد حتی انتخاب رئیس‌جمهور ما، پیشرفت الزاماتی دارد، باید همه جوانب را در نظر بگیریم، اگر قرار است به استقبال تحریم‌ها برویم پس باید پیش از آن سند چشم‌انداز را به گونه‌ای دیگر بنویسیم.
مطالبه رهبر معظم انقلاب درباره سند جامع فرهنگی به کجا رسید؟
این سند در دولت دهم تدوین و تصویب شد، شورای عالی انقلاب فرهنگی به درستی متولی سیاستگذار توسعه فرهنگی کشور باشد، خیلی طبیعی است که شورای عالی باید خارج از بدنه دولت باشد که سیاست‌ها تغییر نکند، اما این باید در هماهنگی با دولت باشد و نباید اصطکاکی میان شورا و دولت وجود داشته باشد.
الان می‌فرمایید که تعارض وجود دارد؟
بله، الان نرمی که باید در شورای عالی انقلاب فرهنگی وجود داشته باشد وجود ندارد، زحمت می‌کشند و خودم حضور فعال دارم، قلب دولت با شورای عالی انقلاب فرهنگی نیست.
من از فرمایشات شما این‌طور می‌فهمم که اصطکاک میان دو جناح، کشور را در امر تولید علم معطل نگه داشته است، یک تفکر اعتقاد به مبنا قرار دادن ظرفیت‌های داخلی برای پیشرفت دارد و یک تفکر کلید حل مشکلات کشور را در ورای مرزها می‌داند. ظاهراً جنابعالی یک مقدار به تفکر دوم گرایش دارید.
ببینید حرف من این است که کشور باید با یک گرایش ثابت به جلو برود وگرنه دچار اصطکاک می‌شود و همین اصطکاک مانع پیشرفت است. روی اصول باید به توافق برسیم، در امریکا و انگلیس راهبردهای سیاست خارجی ثابت است و تاکتیک‌ها با عوض شدن دولت‌ها تغییر می‌کند. من دارم از راهبردهای کشور در تولید علم صحبت می‌کنم. دعوای سیاسی در غرب روی ۱۰درصد امور است و روی ۹۰ درصد به توافق رسیده‌اند و همین توافق منجر به جلو رفتن کشور می‌شود، ولی جناح‌های سیاسی ما هنوز روی برخی اصول اختلاف نظرهای جدی دارند.
به نظر می‌رسد جاهایی که ما در تولید علم و فناوری موفق بودیم اتفاقاً افرادی در مرکز و محور کار قرار گرفته‌اند که تکیه بر ظرفیت‌های داخلی داشته‌اند مثل شهید کاظمی در بحث سلول‌های بنیادی.
ما اگر به دنبال اقتدار علمی و فرهنگی هستیم باید به این توجه کنیم که اینها باید دانش بنیان باشند، فرهنگ را باید تولید کنیم، یک راه دانش بنیان شدن این است که از دنیا این را بگیریم و یک راه هم این است که خودمان ایجاد کنیم، ما می‌گوییم هر دو راه را برویم، ولی وقتی مدیران اصولگرا و اصلاح‌طلب ما نگاه خودباورانه به ظرفیت‌های داخلی ندارند چه باید بکنیم؟ چشم اغلب مدیران ما به خارج است، آزمایشگاه مرجع ملی ما کجاست؟ مدیری که باور به تولید ملی ندارد باید جایی باشد که من به او ثابت کنم محصولم توان رقابت با مشابه خارجی را دارد، وقتی گواهی صادر شد او با اطمینان کامل محصول را خریداری کند، اگر من همراه با یک خارجی بیایم مدیر راحت‌تر من را قبول می‌کند، به علت وضعیت فرهنگی و فسادی که بر کشور حاکم است باید این نگاه‌ها ترمیم شود.
مرکزی مانند رویان چقدر با خارج ارتباط داشته است؟
خیلی زیاد، بیشترین سفر خارجی ما را بچه‌های رویان دارند، آنها اگر نتوانند مواد اولیه خود را تأمین کنند دچار مشکل می‌شوند، ما نمی‌توانیم همزمان پیشرفته‌ترین تجهیزات و مواد را بسازیم، اصلاً اقتصادی نیست، فناوری پیشرفته قطعه پیشرفته را هم می‌خواهد، اگر سناریوی تحریم را انتخاب می‌کنیم برنامه تحریم را هم باید داشته باشیم.
فکر نمی‌کنید اول و آخر مجبوریم سناریوی تحریم را انتخاب کنیم؟ مرگ یک‌بار، شیون هم یک‌بار، غربی‌ها دنبال سود خودشان هستند، تجربه نشان داده وقتی ببینند ما در داخل مصمم هستیم کوتاه می‌آیند مگر اینکه پالس‌های اشتباه از داخل کشور دریافت کنند.
عیبی ندارد، ما که می‌گوییم می‌شود، بله ما با امریکا آبمان در یک جوی نخواهد رفت، ولی اگر بتوانیم با بخش‌های دیگر دنیا کار کنیم خوب است، اگر هم کار نمی‌کنیم بپذیریم و جامعه را آماده کنیم، تحریم به گونه‌ای نباشد که فقط عده‌ای از آن بهره‌مند شوند. همه سیاسیون این را قبول کنند و جلو برویم. نمی‌شود که عده‌ای این راه را بروند و اکثریت این راه را دنبال نکنند.
پس تأیید می‌فرمایید که مشکل بیشتر فرهنگی است.
بله فرهنگی است، اگر در این تحریم یک آقای واسطه‌ای روز به روز وضعیت مالی‌اش بهتر می‌شود، افرادی که پول انتقال می‌دهند به همین شکل که نمی‌شود، بله در تحریم هم می‌شود پیشرفت کرد به شرطی که برنامه مشخصی بنویسیم به نام پیشرفت در تحریم و اگر کسی عدول کرد با شدت با او برخورد کنیم ولی اگر به واقعیات کشور توجه نکنیم از آن فساد بیرون می‌آید. ما به شدت به آینده خوشبین هستیم، اگر درست برنامه‌ریزی کنیم در یک بازه ۱۰ساله می‌توانیم به بسیاری از اهدافمان برسیم، مسئولان در برنامه پیشرفت باید به توافق برسند. تقاضای ما این است که مأموریت‌های کلان را به جهاد دانشگاهی واگذار کنند، رهبر معظم انقلاب به ما گفتند شما نقش خودتان را در نقشه جامع علمی کشور مشخص کنید، در شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب برسد و از دولت مطالبه کنید که نقش‌ها را به شما واگذار کند. الان هفت مأموریت برای جهاد تصویب شده است.
یعنی ادعا دارید کار جهادی دارد انجام می‌شود؟
ممکن است تعریف شما از کار جهادی با توجه به نگاه سیاسی‌تان متفاوت باشد.
نگاه من به این موضوعات ملی است.
کار جهادی همان‌طور که رهبر معظم انقلاب گفتند این است که نیل به هدف بکند، دشمن از آن کار ناراحت باشد، شرکت‌های خارجی به ما می‌گویند شما نفت دارید و نباید وارد کار تولید شوید.
به همین صراحت؟
بله به همین صراحت به ما می‌گویند. می‌گویند حق ندارید طراحی کنید، ما یکی از محصولات را تولید کردیم، بخشی را به صنعت فروختیم، مرتب ایجاد اشکال می‌کردند که این خیلی «های‌تک» است، مدیر مربوطه ایرانی هم می‌گوید تو برو اسم یک خارجی را بیار و بگذار کنار اسمت، آنها می‌دانند که مدیران ایرانی دوست دارند ما در صنعت سیمان تجهیزاتی را ساختیم برای غبارروبی کارخانجات سیمان، دانش پایلوت را به دست آوردیم، به ما اجازه نمی‌دادند به پروژه‌های اصلی کشور ورود کنیم، در واقع مدیران ایرانی اجازه نمی‌دادند، ما با آقای نعمت‌زاده وزیر وقت صنعت نشستیم و گفتیم شما که مارا می‌شناسید، ما توان کار داریم، گفتیم ۴۰۰ میلیون به ما پول بده یک نمونه در مقیاس اصلی بسازیم و اگر خوب بود، شما از ما بخر، وامت را بردار و به ما وام بده، اگر هم خوب نبود ما وام شما را پس می‌دهیم، آقای نعمت‌زاده قبول کرد ولی مدیر زیردست او زیربار نرفت، ایشان هم نمی‌توانست زیاد اصرار کند، گفتیم پس ما را به عنوان پیمانکار اصلی قبول کن، بگو یک شرکت صاحبنام خارجی باید کنار شما باشد، تا در مناقصه قبولتان کنند، وقتی این را قبول کرد خارجی که حتی اماده نبود با ما حرف بزند، سه شرکت معتبر اروپایی اماده به همکاری با ما شدند، چون گفتند راهبرد دولت‌تان این است که ما باید همراه باشیم، خب ما در مناقصه برنده شدیم، کارمان را شروع کردیم، در حین کار هم روی تکمیل کردن دانشمان کار می‌کردیم، یک روز دیدیم یکی از مهندسان شرکت خارجی عصبانی آمد پیش من که من می‌دانیم دارید چه کار می‌کنید، نباید این کار را می‌کردید، رفتیم عراق دیدیم اتفاقاً ما هفت ماه پس از سرنگونی صدام پس از شرکت‌های غربی به عراق آمده‌ایم، ما آخرین گروهی بودیم که رفتیم، در آنجا رقابت کردیم با همین شرکت اروپایی که همکار ما بود و دعوایمان هم شد، متأسفانه شرکت‌های ایرانی هم به رغم اینکه این‌همه با هم کار کرده بودیم، مدام می‌گفتند باید آن خارجی هم همراه شما باشد.
چرا؟
عدم خودباوری، بعد هم اینکه ارز از خارج می‌گیرند بیشتر گیرشان بیاید، هم پورسانت می‌گیرند و هم زیادی ارزشان را می‌آورند و تبدیل می‌کنند به ریال. همین بازی‌هایی که متأسفانه وجود دارد.
یعنی مدیران صنعت در ایران تا این حد انگیزه‌های پست و شخصی دارند؟
متأسفانه نگاه در صنعت ملی نیست. به خارجی می‌گوییم بیا در عراق پروژه بگیر و با ما رقابت کن، می‌گوید ببین، طیبی تو پول نفت داری باید بیایی از ما بخری، برای چی در طراحی ورود پیدا می‌کنی، برای ما راهبرد تعیین می‌کنند، همان‌طور که حق ندارید غنی‌سازی کنید حق طراحی هم ندارید. همین نظام اسلامی اماده نبود در مقطعی به ما وام بدهد تا لیاقت خود را نشان بدهیم.
این تفکرات هنوز هم وجود دارد؟
بله هنوز هم هست. هم از اصولگراها و هم از اصلاح‌طلب‌ها هستند، اتفاق دیگری که در یک صنعت افتاد این بود که ما یکی از محصولات «های‌تک» را تولید کردیم و بخشی را به صنعت فروختیم، مرتب ایجاد اشغال می‌کردند که چون این خیلی «های‌تک» است و سیستم‌های کنترل ما را پشتیبانی می‌کند و ما نمی‌توانیم اعتماد کنیم، مدیر مربوطه می‌گوید شما برو اسم یک خارجی را بیار و کنار اسمت بگذار. رفتیم دیدیم ما تکنولوژی را خودمان داریم، به ما گفتند اگر شما در ایران این تکنولوژی را دارید ما می‌آییم آن را از شما می‌خریم و مدیر فنی شرکت را فرستاد ایران و مدیر فنی گزارش تهیه کرد که بله ایرانی‌ها این تکنولوژی را دارند، می‌توانیم بخریم، ما خوشحال و خندان رفتیم با مدیر ایرانی صحبت کنیم، به ما گفت مثل اینکه شما نمی‌گیرید من چه می‌گویم، تو باید بروی و اسم شرکت خارجی را بیاوری کنار اسم خودت، بعداً آن شرکت خارجی به ما گفت ایرانی‌ها دوست دارند خرید خارجی بکنند به خاطر همان طمع‌ورزی‌هایی که عرض کردم. همان تکنولوژی قدیم را آورد مجدد به ما فروخت. چرا باید در صنعت، مدیران شرکت‌ها تا این اندازه قدرت و نفوذ داشته باشند که حرف وزیر را هم نخرند.
این نفوذ متأسفانه وجود دارد.
این یک نگاه سوداگرانه و سودمحورانه است که در واقع مشکل فرهنگی است.
ما ساختارها را درست نچیدیم، شرکت ایرانی که این‌همه از مواهب دولتی استفاده می‌کند وقتی دولت به او می‌گوید از شرکت ایرانی بخر، می‌گوید من ریسک نمی‌کنم. فقط سود لحظه‌ای خود را می‌بیند. اگر خارجی خطا کند حرفی نمی‌زند ولی اگر ایرانی خطا کند می‌گوید دیدید گفتم، اگر ما یک آزمایشگاه مرجع ملی داشتیم که تولیدات صنعتی را تست می‌کرد و بعد گواهی مورد قبول ارائه می‌داد و ضمانت اجرا می‌شد شرایط بهتری داشتیم. در دولت اصولگرا و اصلاح‌طلب همین آدم‌ها مدیر بودند و جلوی کار جوان‌های ما را می‌گرفتند. واقعیت این است که همه چیز را گذاشتیم کنار، داریم دعوای سیاسی می‌کنیم.
پس فکر نمی‌کنید جهاد دانشگاهی بیش از همه باید در تولید و ارتقای فرهنگ و علوم انسانی تمرکز داشته باشد، چون این آسیب‌هایی که می‌فرمایید ریشه فرهنگی دارند.
ببینید سیستم آموزشی ما از مقاطع پایین باید تغییر کند. در چین سیاستگذاری‌ها در تولید است، رانت را به تولید می‌دهند اما در ایران با رشوه می‌توان رانت در واردات گرفت، بازارها را تسخیر کرده‌اند. در چین برای مسئله تولید با کسی شوخی ندارند، با واردکننده‌ای که به تولید ملی لطمه بزند برخوردهای شدید می‌شود. تمرکز روی ایجاد کار و تولید ملی است نه واردات. اما در ایران متأسفانه واردکننده جولان می‌دهد.

پیشنهاد ویژه :   شمس آباد نیوز : آیا ماهی‌ها هم تشنگی را احساس می‌کنند؟

 

این خبر را به اشتراک بگذارید :