به گزارش شمس آباد به نقل از بهارانه،این پدیده از چند منظر قابل بررسی است: 

 از منظر حاکمیتی و رابطه نظام و مردم ، به نظر می رسد اعتماد مردم به مسئولین و دستگاههای حاکمیتی کاهش یافته است و یکی از مهمترین دلایل آن هم افشای سریع فسادهای موجود در دستگاهها به مدد رسانه های جدید به ویژه شبکه های اجتماعی و افزایش آگاهی مردم است که این بی اعتمادی را رغم زده است که مردم مستقلا دست به سودمند رسانی به مناطق زلزله زده کرده اند.
این در نگاه اول ممکن است به ضرر نظام به نظر برسد! در حالی که اگر دقیق تر و عمیق تر به قضیه بنگریم میتوانیم استراتژی فرصت سازی انقلاب اسلامی را به خوبی مشاهده کنیم؛ الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت الگویی است منحصر به فرد که در پی تغییر و بازتعریف نظامات اجتماعی موجود در کشور است،  تغییر این نظامات اجتماعی، بدون همراهی مردم امکان پذیر نیست و نخواهد بود، و این ضرورت وجود دارد تا مردم و نخبگان با آگاهی از نقص های موجود در نظامات اجتماعی کنونی و همچنین آگاهی از فواید بازتعریف و ایجاد نظامات اجتماعی جدید بر اساس الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، در اجرای این مرحله از تمدن سازی همراه نظام پیش بروند، یک مثال می تواند قضیه را روشن تر کند، به عنوان مثال شما در نظر بگیرید اگر یک دهه پیش شما می آمدید از تغییر نظام بانکداری کشور یا تغییر نظام اقتصادی کشور سخن میگفتید به نظر شما چقدر برای مردم و نخبگان قابل هضم بود!؟ اما الان اغلب مردم به ناکارآمدی این دو نظام بانکی و اقتصادی پی برده اند و مطمئنا در راستای تغییر این نظامات مقاومت کمتری نشان خواهند داد و چه بسا که همراهی شتابناکی نیز داشته باشند، این حضور خودانگیخته مردم بدون تکیه بر دستگاههای حکومتی در سودمند به زلزله زدگان عزیز، خود می تواند نشانگر ایجاد این دید در مردم باشد.
نکته دیگری که میتواند استقبال ما را از این رفتار مردم فراهم سازد این است که در چند سال پیش دیدی در مردم ایجاد شده بود که میخواستند همه مشکلات کشور از بالا به پست حل شود در واقع همه منتظر نشسته بودند که مشکلات را مسئولان حل کنند بدون اینکه خودشان مشارکت چندانی در رفع مشکلات داشته باشند! اما الان می بینیم که این دید دیگر رنگ باخته و مردم دیگر منتظر نیستند و نمیمانند که مسئولان خود دست به اقدام بزنند بلکه این خود مردمند که دست به کار شده اند و در راستای رفع مشکلات برآمده اند؛ که این خود پدیده مبارکیست! همانطور که وقوع انقلاب اسلامی بدون حضور و مشارکت مردم ممکن نبود؛ تغییر نظامات اجتماعی نیز بدون سودمند مردم ممکن نیست و همانطور که میدانیم حکومت مهدوی نیز وقتی برقرار خواهد شد که مردم خود رشد یافته و در راستای برقراری عدالت قدم بردارند!
از منظر دیگری که می توان به این قضیه نگاه کرد قدرت یافتن کسانیست که به مدد شبکه های اجتماعی قدرت یافته اند در واقع سلبریتی هایی که اکنون قدرت یافته اند و میتوانند روی عامه مردم اثرگذار باشند!
 اینکه یک قهرمان ورزشی یا یک هنرپیشه قدرت جریان سازی یافته است چندان جالب نیست؛ چراکه در حوزه ای وارد شده که شاید به نفع هیچ یک از طرفین نباشد نه به نفع مردم و نه به نفع حاکمیت! شاید این قدرت یافتگان شبکه های اجتماعی اکنون بتوانند در فرآیند سودمند رسانی به زلزله زدگان مثمرثمر باشند اما این را باید در نظر داشت که این سلبریتی ها فردا در هرقضیه ای اظهار نظر خواهند داشت؛ در مواردی به خود اجازه سخن کوبیدن خواهند داد که هیچگونه تخصصی در آن زمینه ندارند! و این میتواند با توجه به تحت تاثیر قرار بردن عامه مردم خطرناک باشد!
تاثیر پذیری مردم از سلبریتی ها و همچنین برخورد مبتنی بر احساس و به دور از تفکر انتقادی غالب مردم با جریان های رسانه ای نشانگر این است که ما در حوزه افزایش تفکر انتقادی و در واقع سواد رسانه ای خوب عمل نکرده ایم! و باید سواد رسانه اجتماعی جدی بگیریم!
نکته دیگری که باید در نظر داشت این است که رهبران افکار نظریه جریان دو مرحله ای ارتباطات اکنون بسیار قوت یافته اند؛ اکنون باید بپذیریم که به مدد پست بودن سواد رسانه ای اغلب مردم سلبریتی هایی رهبری افکار مردم را در دست گرفته اند که شایستگی آن را به هیچ وجه ندارند!
این را باید در نظر داشته باشیم که غرض ورزان داخلی و خارجی بیکار ننشسته اند و مطمئنا برنامه ریزی کرده اند برای استفاده از این رهبران افکار نو پدید!  
فضای زندگی رسانه ای شده امروز پر شده است از مغالطات! اساتید دانشگاهی که به مدد سواد رسانه ای پست در جامعه، به خود اجازه میدهند از هر نوع مغالطه و حیله ورزیی در جهت اهداف حزبی و شخصی خود بهره ببرند! اگر دیر بجنبیم این مغرضان با بهره گیری از احساسات مردم و با جریان سازی های مبتنی بر مغالطات و تکنیک های عملیات روانی ضربه خود را به مردم و نظام خواهند زد!
به عنوان نمونه به چند مورد از عملیات روانی و جریان سازی های رسانه ای در استفاده از احساسات مردم در این حادثه زلزله اخیر اشاره میکنم:
-ایجاد اختلاف و تقابل بین ارتش و سپاه
– ایجاد اختلاف بین شیعه و سنی
– افزایش بی اعتمادی ها نسبت به مسئولین و دستگاهها
– تخریب مسکن مهر به هر شکل ممکن و ربط آن به جریان انقلابی
– تخریب راهپیمایی اربعین و حضور موکب ها در این جریان عظیم
– تخطئه تشیع و علمای شیعه؛ زلزله و شعار مرگ بر آمریکا،،، یا زلزله و بدحجابی
-در تقابل قرار دادن حضور ایران در سوریه و پشتیبانی از حزب الله با حادثه زلزله
اگر خوب نگاه کنیم میتوانیم تاثیر این جریان سازی ها و عملیات روانی را به خوبی در اطراف خود مشاهده کنیم…
 عبدلی خرسند
کارشناس ارشد علوم ارتباطات اجتماعی

پیشنهاد ویژه :   سیاسی : معاون اول رئیس جمهور عازم بولیوی شد

این خبر را به اشتراک بگذارید :