به گزارش گروه بین‌الملل شمس آباد، با آغاز روند افول قدرت ایالات متحده در نظام بین‌الملل، قدرت‌های نوظهور سیاسی و اقتصادی بیش از پیش مطرح شدند. چین و هند دو نمونه از این قدرت‌های نوظهور جهانی هستند که پیش‌بینی‌ها نشان از روند فزاینده نفوذ این کشورها دارد. مهم‌ترین مولفه قدرت این کشورها اقتصاد پویا و رو به رشد آن‌ها می‌باشد. بر اساس گزارش بانک جهانی، تولید ناخالص داخلی چین از رقم ۱٫۲۱۱ تریلیون دلار در سال ۲۰۰۰ با رشدی حدودا ۱۰ برابری به رقم خیره‌کننده ۱۱٫۱۹۹ تریلیون دلار در سال ۲۰۱۶ رسیده است[۱]. در مورد هند نیز شاهد چنین رشد مشابهی، در مقیاس کوچک‌تر هستیم. تولید ناخالص داخلی این کشور در سال ۲۰۰۰ معادل ۴۶۲ میلیارد دلار بوده که در سال ۲۰۱۶  با رشدی ۵ برابری به ۲٫۲۶۴ تریلیون دلار رسیده است[۲].

مقایسه نمودار رشد تولید ناخالص داخلی هند و چین از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۶

همکاری و رقابت هند و چین

اما آنچه این دو قدرت نوظهور را بیشتر در عرصه‌های جهانی مطرح نمود، الگوی همکاری و رقابت آن‌ها در نظام بین‌الملل است. تشکیل بلوک قدرتمند سیاسی-اقتصادی بریکس(برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی) در بیزاری با یکجانبه‌گرایی غرب و توسعه همکاری‌ها در این چارچوب، موجب قوام‌بخشی متقابل قدرت و نفوذ این دو کشور در عرصه جهانی شده است. مبادلات تجاری دو کشور در سال ۲۰۱۶ قریب به ۷۰ میلیارد دلار بوده است[۳]. اما آنچه کمتر به آن توجه می‌شود اختلافات و رقابت این دو قدرت اقتصادی در عین تعامل و همکاری‌های گسترده آن‌هاست. یکی از اصلی‌ترین زمینه‌های اختلاف چین و هند اختلافات مرزی دو کشور است. اختلاف اصلی دو کشور در منطقه زنگان است که هند ادعای مالکیت آن را دارد و چین آن را تبت جنوبی می‌خواند. این اختلافات دو کشور بیش از ۲۰ سال است که ادامه داشته و بر تعاملات دو کشور تاثیر گذارده است[۴]. مساله تاثیرگذار دیگر بر روابط دو کشور پاکستان است. در حالی که هند و پاکستان اختلافات گسترده‌ سیاسی و نظامی دارند، چین روابطی راهبردی با پاکستان شکل داده و دو کشور مبادلات اقتصادی و به‌ویژه نظامی گسترده‌ای را شکل داده‌اند که موجب احساس خطر چین و ایالات متحده شده است[۵]. این اختلافات  موجب شده به‌رغم همکاری‌ها، رقابت دو کشور در حوزه‌ منافع ژئوپلیتیک و اقتصاد افزایش یابد. آسیای مرکزی یکی از اصلی‌ترین حوزه‌های رقابت اقتصادی و ژئوپلیتیکی دو کشور به حساب می‌آید که جمهوری اسلامی ایران در این رقابت موقعیتی منحصر به فرد می‌یابد.  

پیشنهاد ویژه :   بین الملل : آمریکا مسئول تحریک احساسات جدایی‌طلبانه کردها در سوریه است

پروژه کریدور شمال-جنوب هند برای دسترسی به آسیای مرکزی از طریق ایران

آسیای مرکزی یک منطقه محصور در خشکی به حساب می‌آید که هیچ دسترسی به آب‌های آزاد جهانی ندارد. هند نیز هیچ مرز مشترکی با آسیای مرکزی و حتی افغانستان نداشته و تنها مسیر دسترسی‌اش به آسیای مرکزی می‌بایست از طریق پاکستان، چین و ایران صورت بگیرد. از این رو، جمهوری اسلامی ایران موقعیت منحصر به فردی برای هند خواهد یافت. پروژه ترانزیتی کریدور بین‌المللی شمال-جنوب[۶] که بواسطه هند پیگیری می‌شود یکی از اصلی‌ترین برنامه‌های این کشور برای دسترسی به آسیای مرکزی به حساب می‌آید. از طریق این مسیر که از بمبئی به بندر چابهار و سپس به آسیای مرکزی و نیز آستاراخان روسیه و اروپا ادامه می‌یابد، هند می‌تواند علاوه بر این که ۴۰ درصد در مسافت و زمان ترانزیت صرفه‌جویی می‌شود، هزینه‌ها نیز تا ۳۰ درصد کاهش می‌یابد. علاوه بر این، دسترسی به منابع انرژی و مواد معدنی ارزشمند در ایران و آسیای مرکزی بر اهمیت استراتژیک این پروژه برای هند می‌افزاید. از این رو، به رغم بیزاری‌های ایالات متحده، هند به شدت پیگیری اجرایی شدن این پروژه بوده[۷] و کوشش‌های زیادی برای سرمایه‌گذاری در مسیرهای ایران ازجمله بندر چابهار و مسیرهای ریلی صورت داده است[۸].

پیشنهاد ویژه :   بین الملل : هفته جاری به امان بازمی‌گردم

نقشه دسترسی هند به آسیای مرکزی از طریق کریدور شمال-جنوب

پروژه «یک کمربند یک جاده» چین رقیب قدرتمند طرح کریدور شمال-جنوب هند

در همین حال چین که  مسیرهای دسترسی زمینی مناسبی به آسیای مرکزی دارد و طی سال‌های اخیر سرمایه‌گذاری‌های بسیاری در حوزه انتقال انرژی و کالا به آسیای مرکزی داشته است، به دنبال استفاده از موقعیت منحصر به فرد این منطقه برای دسترسی بیشتر و بهتر به مسیرهای ترانزیتی است. از این رو، پروژه یک کمربند یک جاده و کریدور اقتصادی از مسیر پاکستان را به منظور دسترسی آسان‌تر و ارزان‌تر به بازارهای اروپا و آسیای جنوب غربی آغاز کرده است. ایران نیز مجددا در این پروژه نقشی کلیدی دارد. در پروژه دیگر، مسیر کریدور اقتصادی چین از مسیر پاکستان و بندر گوادار به اقیانوس هند می‌رسد و درواقع آلترناتیوی برای کریدور شمال-جنوب هند است. چین سرمایه‌گذاری ۴۵ میلیارد دلاری برای این مسیر پیش‌بینی کرده است.

البته باید اشاره کرد که اهداف چین از این پروژه‌ها صرفا منافع اقتصادی نبوده و نفوذ سیاسی-امنیتی را نیز مد نظر داشته است. چین در این برنامه بیش از ۹ تریلیون دلار وام را به‌منظور توسعه زیرساخت‌های کشورهای ترانزیتی در نظر گرفته است که می‌تواند زمینه‌ساز نفوذ اقتصادی قابل توجهی در این کشورها شود[۹]. این کشورها نیز رقابت شدیدی برای جذب سرمایه‌گذاری‌های چین از طریق اعطای امتیازات سیاسی-اقتصادی کرده‌اند. علاوه بر این، چین طی سال‌های اخیر در صدد تثبیت نفوذ سیاسی-امنیتی خود از طریق سازمان همکاری شانگهای و تقویت پیوندهای دوجانبه با کشورهای آسیای مرکزی بوده است.

پیشنهاد ویژه :   بین الملل : رژیم اشغالگر به جای شیر شدن مقابل زنان، به فکر نظامیان ربوده‌ شده‌اش باشد

به هر ترتیب رقابت هند و چین برای دسترسی به بازارهای بین‌المللی تنها محدود به مسیرهای ترانزیتی نبوده و این کشورها از تمام ابزارهای نفوذ خود در این منطقه بهره می‌برند. در این رقابت جمهوری اسلامی ایران به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی منحصر به فرد و برخورداری از اشتراکات فرهنگی و تمدنی گسترده با آسیای مرکزی اهمیتی راهبردی یافته و می‌تواند از طریق ایفای نقشی میانجی‌گرانه، منافع خود را به صورت حداکثری تامین نماید. 

پی‌نوشت‌ها:

 


[۶] International North–South Transport Corridor

[8]  پایگاه خبری وزارت راه و شهرسازی، امضای تفاهم‌نامه ریلی ۲ میلیارد دلاری بین ایران و هند/ انعقاد قرارداد توسعه راه‌آهن چابهار- زاهدان و تولید ۲۰۰ لکوموتیو و ریل مشترک، قابل دسترسی از: http://news.mrud.ir/news/48203.

این خبر را به اشتراک بگذارید :