به گزارش گروه بین الملل شمس آباد، جامعه صهیونیستی علاوه بر اینکه با خطرات و تهدیدات روزافزون جریان‌های مقاومت در مرزهای شمالی و جنوبی خود در بن بست امنیتی قرار گرفته و راهکاری برای تعامل با این جریان ها را در دستور کار خود ندارد، با تناقض و شکاف گسترده داخلی میان احزاب مختلف دست به گریبان است. احزاب تلمودی و صهیونیستی با وجود اختلاف نظرهای زیادی که در عرصه‌های مختلف ایدئولوژیک و سیاسی در میان خود دارند، طی سالهای اخیر در کشمکش های فراوان، جریان های لائیک را که موسس جامعه صهیونیستی بودند، از میان برداشته و خود را به تاثیرگزارترین جریان در حاکمیت تل آویو تبدیل کرده اند.

آنچه در مقاله مرکز مطالعات فلسطینی و رژیم صهیونیستی باحث، مورد بررسی قرار می‌گیرد، شکاف‌های قومیتی در نتیجه کشمکش احزاب مختلف تلمودی، صهیونیستی و لائیک در جامعه صهیونیستی و ابعاد تاثیرگزاری جریان‌های افراطی بر تصمیم سازی های سیاسی رژیم صهیونیستی طی دهه های اخیر است که این رژیم را بیش از پیش به ورطه فروپاشی و نابودی حرکت می‌دهد.

سلطه افراط گرایان بر حاکمیت رژیم صهیونیستی

پیروزی اسرائیل در بحبوحه جنگ سرد شرایط خوبی برای واشنگتن پایتخت آمریکا به وجود آورد. چرا که این پیروزی شکستی برای دو متحد مسکو یعنی مصر و سوریه به شمار می‌رفت و به نوعی جبران خسارت این کشور در شکست ویتنام بود. این طرح همچنین باعث بروز رژیم‌های محافظه کار تحت عنوان رژیم‌های معتدل شد که به هم‌دستی و همکاری با رژیم صهیونیستی روی آوردند تا بتوانند ائتلاف خود را با آمریکا مستحکم کنند. از جمله این کشورها مصر در دوره انور سادات بود که باعث انزوای نقش مصر به عنوان کشور پیشرو در جهان عرب شد.

در داخل سرزمین‌های اشغالی نیز تغییراتی در ترکیب نخبگان این رژیم به وجود آمد و بعد از این که لائیک های اشکنازی مناصب تأثیرگذار در عرصه‌های سیاسی و رسانه‌ای و آکادمیک و امنیتی را در اختیار داشتند، شاخص‌های زیادی روی کار آمد که نشان از شکست آنها در مواضع تأثیرگذار و نفوذ به نفع دو جریان تلمودی و صهیونیستی بود. این جریان ها اصرار برای در اختیار بردن ابزارهای تأثیرگذار بر محافل تصمیم‌سازی سیاسی داشتند و در چارچوب یک طرح طرح کلی و آشکار این رویکرد را دنبال می‌کردند. آنها موفق به نفوذ گسترده در داخل ارتش و مؤسسات امنیتی شدند.

پیشنهاد ویژه :   بین الملل : رویکرد ترامپ می‌تواند به خشم ایرانی‌ها از آمریکا منجر شود

در گذشته با وجود اینکه حامیان جریان صهیونیستی ۱۲% از مجموع یهودیان ساکن در سرزمین‌های اشغالی را تشکیل می‌دادند ، اما در اوایل دهه ۷۰ قرن گذشته تنها ۲ در صد از افسران یگان‌های عملیاتی را شکل می‌دادند . اما در حال اکنون بلغ بر ۳۵ تا ۴۰ درصد از افسران یگان‌های ویژه و عملیاتی از میان این گروه‌ها هستند.  تعداد این نیروها در درجه‌های بالای نظامی نیز افزایش پیدا کرده است. به عنوان مثال فرمانده سه گروه از گروه‌های ویژه چهارگانه پیاده‌نظام ارتش رژیم صهیونیستی از جریان های دینی هستند.

خدمت نظامی یکی از ابعاد اختلاف میان جریان‌های صهیونیستی و جریان تلمودی حریدی است. صهیونیست ها اصرار به حضور در ارتش و نیروهای نظامی دارند اما حریدی ها علاقه‌ای به این موضوع از خود نشان می‌دهند و به جای خدمت نظامی به دنبال آموزش آموزه‌های تلمودی هستند.

جریان های دینی صهیونیستی معتقدند که افزایش حضور حامیان این جریان در سطح فرماندهی ارتش و مؤسسات امنیتی باعث می‌شود تأثیرگذاری آنها بر مراکز تصمیم‌گیری سیاسی افزایش پیدا کرده و فرصت‌ها برای رسیدن به هر نوع سازشی برای تخلیه شهرک‌های صهیونیست‌نشین را کاهش دهد. درست است که تصمیم‌گیری‌های سیاسی در سرزمین‌های اشغالی برعهده سطوح سیاسی است ، اما راهکار این تصمیم‌گیری‌ها راهکاری پیچیده و مرکب است و مقامات سیاسی هیچ تصمیم مهمی را بدون بردن گزارش‌های ویژه از ارگان‌های مهم امنیتی نظیر ارتش و سرویس اطلاعات اتخاذ نمی‌کنند و پیشنهادات و گزارش های ارتش و موسسات جاسوسی رژیم صهیونیستی تأثیر بالایی بر مواضع ایدئولوژیک فرماندهان این گروه ها دارند.

نتایج تسلط تلمودی ها بر ارتش و حاکمیت رژیم صهیونیستی

یکی از نتایج قابل پیش بینی تسلط جریان‌های بایکوت و دیگر مؤسسات امنیتی و ارتش ، خود را در نحوه تعامل اسرائیل با عرب‌ها و فلسطینی‌های ساکن سرزمین‌های اشغالی نشان می‌دهد. دانیل کارلی نویسنده صهیونیست در کتاب خود با عنوان “ملائکه ای در آسمان یهودا” پیش‌بینی‌های متعددی در رابطه با نتایج افزایش حضور عناصر متدین در ارتش اسرائیل بر نحوه رفتار رژیم صهیونیستی در قبال فلسطینی‌ها و عرب‌ها دارد. وی در این کتاب پیش بینی می‌کند که ارتش اسرائیل تحت فرماندهی عناصر تلمودی فشار برای تخریب مسجد الاقصی و احداث هیکل موهوم سلیمان بر ویرانی های مسجد را افزایش دهد. همچنین پیش‌بینی می‌شود در نتیجه این رویکرد، فلسطینیان ساکن قدس و کرانه باختری از این کشور اخراج شده و به کشورهای عربی مجاور منتقل شوند.

پیشنهاد ویژه :   سرگرمی ، تفریحی : شمس آباد - راهبرد امام کاظم(ع) برای به دست آوردن قلب‌ها

عمیر بار اور پژوهشگر صهیونیستی نیز معتقد است که تسلط تلمودی ها بر ارتش به معنی از بین بردن هر فرصتی برای تحقق سازش سیاسی برای درگیری ها است.

شکی نیست که جامعه‌شناسان سیاسی صهیونیست افزایش گرایش‌های افراطی تلمودی را متأثر از پیروزی‌های نظامی ارتش اسرائیل بر کشورهای عربی می‌دانند. بخش بالایی از یهودیان این پیروزی‌ها را تحقق پیش‌بینی‌های تورات و منابع تلمودی ارزیابی می‌کنند و همین موضوع شور و حماسه بالایی در آن زمان میان آنها ایجاد کرده بود. در همین راستا مقامات ارشد تلمودی، این پیروزی را معجزه الهی و مقدمه‌ای برای ظهور منجی یهودیت توصیف می کردند.

یکی از نتایج تقویت نفوذ تلمودی ها در مؤسسات حاکم اسرائیلی، افزایش شهرک‌سازی در سرزمین‌های اشغالی بود. خاخام زفی کوک فرزند آبراهام کوک که بعد از مرگ پدرش سرکردگی جریان‌های ملی گرای تلمودی را در اختیار گرفته بود، تأکید داشت حتی اگر کابینه رژیم صهیونیستی با این موضوع بیزاری کند، آنها موظف به تحریک مردم برای افزایش شهرک سازی هستند. او مدعی بود که در صورتی که صهیونیست‌ها نتوانند شهرک‌های متعددی را زیر فشار مختلف عربی ایجاد کنند، نمی‌توانند کنترل اراضی آباء و اجدادی خود را در دست گرفته و پادشاهی اسرائیل را بر اساس مبانی تلمودی تشکیل دهند.

او در یکی از نامه‌های خود به هوادارانش می‌نویسد: « این سرزمین متعلق به ما است. هیچ اراضی عربی وجود ندارد. اینجا سرزمین اسرائیل است و میراث آبا و اجدادی ما است و بر اساس مبانی تورات با تمامی مرزهایش تحت حاکمیت اسرائیل قرار دارد.» طولی نکشید که شعارهای خاخام کوک به مبنای فعالیت‌های حامیان وی از جنبش غوش ایمونیم تبدیل شد که در عمل مسئولیت ایجاد شهرک های صهیونیست نشین در تمامی مناطق کرانه باختری و نوار غزه را بر عهده داشتند.

پیشنهاد ویژه :   سرگرمی ، تفریحی : تقریظ سرلشکر سلیمانی بر کتاب نقاشی‌های روح‌الامین+عکس

جنگ سال ۶۷ فضای تلمودی را در جامعه صهیونیستی تقویت کرده و باعث شد بسیاری از شهرک نشینان به سمت آموزه‌های تلمودی بروند. اوی ایتام یکی از این افراد است. او در خانواده‌ای لائیک متولد شد ، اما بعدها گرایش‌های تلمودی به خود گرفت و مناصب بالایی از جمله ژنرال ارتش و رهبر حزب ملی گرای دینی مفدال و وزارت در کابینه های متوالی رژیم صهیونیستی را عهده‌دار بود.

نقش احزاب تلمودی و تأثیرگذاری آنها بر تصمیم‌سازی رژیم صهیونیستی

احزاب تلمودی طی سالهای اخیر در اثر تأثیرگذاری بالایی که در احزاب و جریان‌های جامعه شناختی پیدا کرده‌اند، حاشیه مانور بالایی به دست آورده اند. تا جایی که علنا از تغیییر توافق وضع موجود که بین بن گوریون و خاخام لیفین امضا شد، سخن می گویند. این توافق چارچوب مناسبات بین آموزه های تلمودی با حاکمیت سیاسی را روشن می کند. آنها می خواهند جامعه صهیونیستی را بیش از پیش به سمت گرایش های افراطی پیش ببرند.

مشارکت در جنگ ها

صهیونیسم دینی در سرزمین‌های اشغالی در سال ۱۹۴۸ با دو حزب همزراحی و هابوعیل همزراحی نقش برجسته‌ای در جنگ آن زمان ضد جامعه فلسطین داشت. این نقش از طریق تجمع‌هایی تلمودی سهیم در درگیری‌ها و عملیات تروریستی ضد گروه‌های فلسطینی دنبال می‌شود. خاخام موشه شابیرا تأثیر ویژه‌ای در جهت‌دهی به فعالیت‌های گروهک‌های تروریستی هاگاناه و اتسل ضد فلسطینی‌ها داشت.

شابیرا  و فیشمن نماینده دو حزب تلمودی در کابینه جنگی رژیم صهیونیستی بودند که در سال ۱۹۴۸ اعلام موجودیت کرد. بعد از ادغام این دو حزب، در یک جریان واحد، نام مفدال بر روی آن گذاشته شد. مفدال که از سال ۱۹۵۶ تشکیل شده بود، پس از آن غیر از سالهای ۱۹۵۸ و ۱۹۵۹ در تمامی کابین‌های رژیم صهیونیستی مشارکت داشت.

ادامه دارد…

این خبر را به اشتراک بگذارید :