شمس آباد پویا– حجت‌الاسلام علی شیرازی*

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و دوران حاکمیت ملّی گراها و بازرگان، یکی از خیابان‌ها به نام مصدق شد، اما خیلی زود تغییر کرد. در دوران شورای اول شهر تهران، قصد داشتند که خیابان فلسطین را به نام مصدق بزنند! اما موفق نشدند.

سه شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۶، اما شورای پنجم شهر تهران، رای داد که خیابان نفت به نام مصدق تغییر یابد!! راستی مصدق کیست که این همه مجاهدت می شود تا نام او را زنده کنند؟ و سال هاست که اصلاح طلبان سنگ او را به سینه می زنند و رئیس دولت اصلاحات نیز در سال ۱۳۸۳ با عنوان نامه ای برای فردا، تمام قد به دفاع از مصدق برخاست!

شورای شهر تهران با چه هدفی مجاهدت می کنند سند خیابان نفت را به نام مصدق ثبت کنند؟! درباره مصدق گفتنی‌هایی‌ است؛

* مصدق و انگلیس

مصدق پس از اتمام تحصیلات در اروپا، با یک کشتی انگلیسی، در حالی که افسران سفیدپوش بدرقه اش می کردند، وارد بندر بوشهر شد. وی از نوشهر به شیراز رفت و از جمله اولین کسانی که در شیراز به دیدن وی رفتند، ماژور هود؛ کنسول انگلیس در شیراز بود. در همان جا پیشنهاد والی گری پارس را به مصدق می دهند.

مصدق می گوید: «سیاست انگلیس در انتصاب من به ایالت پارس دخالت تام داشت» (خاطرات و تألمات مصدق، صفحه ۳۴۲)

پس از ولایت پارس، مصدق والی آذربایجان می شود. در این باره نیز می گوید: «اعتراف می کنم که انگلیس نه فقط در انتصاب من به ایالت پارس، بلکه در انتصاب من به ایالت آذربایجان نیز اثری بسزا داشت». (میراث خوار استعمار، صفحه ۶۰۷(

برای همین خدمت انگلیس به مصدق است که وی در تیر ۱۳۳۰ نامه ای به هاری ترومن؛ رئیس جمهور وقت آمریکا می نویسد و در آن می آورد: «در ایران به هیچ وجه خطری به امنیت جانی و مالی اتباع انگلیس متوجه نیست». (جنگ قدرت ها در ایران، صفحه ۶۱)

* مصدق و آمریکا

مصدق رهبر جبهه ملّی بود. آمریکایی ها در روی کار آمدن جبهه ملّی نقش اساسی داشتند. باری روبین در کتاب جنگ قدرت ها در ایران می نویسد: «سیاست پشتیبانی و تقویت ناسیونالیسم در کشورهای همجوار شوروی که مورد توجه ایالت متحده واقع شده بود، زمینه های پیدایش جبهه ملّی را در ایران مهیا کرد و همراهی وابسته سیاستمداران آمریکایی از شروع چنین حرکت هایی در ایران، ملّی گرایان ایران را به وجود موقعیت مناسب بین المللی و شروع حرکت ملّی گرایی تشویق می کرد.» (جنگ قدرت ها در ایران، ص ۶۱).

پیشنهاد ویژه :   حوادث : پایان مرگبار مثلث عشقی در شهرری

مصدق نیز در مصاحبه با خبرنگار آمریکایی می گوید: «ما از ملت آمریکا و از شرکت های معنوی آمریکا که در پیشرفت ایرانیان به سوی این هدف مقدس و در این مبارزه ملّی، بسیار ذی قیمت و گرانبها بوده است، بسیار متشکریم.» (علل تشکیل و انحلال جبهه ملّی ایران، ص ۷۶)

وی در نامه ای در تاریخ ۲۰ تیر ۱۳۳۰ به هاری ترومن می نویسد: «دولت و ملت ایران، دولت و ملّت آمریکا  را طرفدار آزادی ملل و حق و عدالت می شناسد … در باب تمایل آن حضرت راجع مدد به کشور، باید بگویم که دولت و ملت ایران این نیت عالی را صادقانه و صمیمانه تقدیر می کند و به خصوص که اکنون شده اید یکی از رجال مشهور آمریکا؛ یعنی آقای اورل هاریمان را به سمت نمایندگی از طرف خودتان برای مشاوره با این جانب به تهران روانه دارید…»!! (خلع ید، ص ۷۳۶-۷۳۵)

* مصدق در دوران پهلوی

مصدق در مجلس پنجم می گوید: «بنده نسبت به شخص رضاخان پهلوی عقیده مند هستم و ارادت دارم.» (مصدق کیست،ص ۹)

مصدق در مجلس ششم می گوید: «یکی از علاقمندی های بنده به عصر پهلوی بر این بوده است که ایشان در مسایل سیاست خارجی و بین المللی همیشه خیلی ملاحظه داشته اند. همه می دانند که ایشان همه وقت ملاحظه داشته اند که حقوق ایران یک ذرّه به خارجی داده نشود.» (دکتر مصدق و نطق های تاریخی او، ص ۲۹۷)

این در صورتی است که شاه ایران، معتقد بود همۀ کارها در ایران با دستور آمریکایی ها انجام می شد!

* مصدق و بی دینی

مرحوم سید محمدعلی شوشتری (نماینده مجلس شانزدهم) می گوید: «آقای دکتر مصدق! من به خاطر دارم که نزدیک سی سال قبل دانشمند محترم آقای خلیلی، مقاله ای در روزنامه اقدام نوشته بود و در آن مقاله، انحراف شما را از توحید به استناد کتاب پایان نامه تحصیلی تان ثابت ساخته بود. شما در آن تاریخ به هریک از علما متوسل شدید، فایده ببخشید و بالاخره متوسل به آقای سید اسدالله خرقانی شدید و آن مرحوم خواست ماست مالی کند، ولی نتیجه ای نبخشید؛ چون در این تاریخ اطلاع پیدا کردید که کتاب شما را به دست آورده اند و می خواهند مردم را به افکار و حقیقت نوشته شما آشنا سازند.» (زندگی نامه مصدق السلطنه، ص ۲۵)

پیشنهاد ویژه :   شمس آباد نیوز : اعلام نتایج نهایی استخدام پیمانی ۹۵ آموز‌ش‌وپرورش/ دوره مهارت‌آموزی معلمان رایگان شد

وی خطاب به مصدق می گوید: «آقای محترم فاضلی که با شما دو سال قبل در دربار تحصن بسته بود، صریحاً اظهار کرد که شما در مدت تحصن حتی یک مرتبه نماز نخواندید».(مذاکرات مجلس شورای ملّی، دوره شانزدهم، جلسه ۱۵۳)

شهید حاج مهدی عراقی نیز درباره مصدق می گوید: «از اول عمرش تا آخر عمرش دو رکعت نماز هم نخوانده… یقین دارم، واقعا یقین دارم.» (خاطرات شهید حاج مهدی عراقی، ص ۱۴۳)

حجت الاسلام فلسفی در کتاب خاطراتش می نویسد: «دکتر مصدق به من گفت: آقای فلسفی! از نظر من مسلمان و بهایی فرق ندارند!» (خاطرات و مبارزات حجت الاسلام فلسفی، ص ۱۳۳)

* مصدق در نگاه امام خمینی(ره)

امام خمینی در تاریخ ۳ خرداد ۱۳۵۸ فرمودند: «مقصد ما نفت نیست، تا اگر یک نفر نفت را ملّی کرده، اسلام را کنار بگذاریم، برای اوسینه بزنیم.» (صحیفه نور، ج ۶، ص ۲۵۸)

آن رهبر حکیم در ۲۹ تیر۱۳۵۹ فرمودند: «ما چقدر سیلی از این ملّیت خوردیم. من نمی خواهم بگویم که در زمان ملّیت، در زمان آن کسی که این همه از آن تعریف می کنند (مصدق)، چه سیلی به ما زد آن آدم. من نمی خواهم بگویم که طلبه های مدرسه فیضیه را به مسلسل بستند در آن زمان، همان طور که در زمان پهلوی بستند که من و آقای حائری بالای سر این جوان هایی که از مدرسه فیضیه به تیر بسته شده بودند، رفتیم و اطبا جرأت نمی کردند بنویسند این زخمی شده است. بروند کنار این ها، بروند گم بشوند این ها.» (همان، ج ۱۲، ص ۲۵۶)

پیشنهاد ویژه :   بین الملل : در اعتراض به پشتیبانی‌های واشنگتن از تجاوز به یمن پرچم آمریکا در «ذمار» یمن به آتش کشیده شد

بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران در ۲۵ خرداد۱۳۶۰ فرمودند: «یک گروهی که از اولش باطل بودند، من از آن ریشه هایش می دانم. یک گروهی که با اسلام و روحانیت اسلام سرسخت مخالف بودند، از اولش هم مخالف بودند، اولش هم وقتی که مرحوم آیت الله کاشانی دید که این ها خلاف دارند می کنند و صحبت کرد، این ها کاری کردند که یک سگی را نزدیک مجلس عینک به آن زدند اسمش را آیت الله گذاشته بودند. این در زمان آن بود که این ها فخر می کنند به وجود او (مصدق) ، او هم مسلم نبود. من در آن روز در منزل یکی از علمای تهران بودم که این خبر را شنیدم که یک سگی را عینک زدند و به اسم آیت الله توی خیابان ها می گردانند، من به آن آقا عرض کردم که این دیگر بیزاری با شخص نیست، این سیلی خواهد خورد و طولی نکشید که سیلی را خورد و اگر مانده بود سیلی را بر اسلام می زد.» (همان، ج ۱۵، ص ۱۵)

امام خمینی در تاریخ ۲ تیر۱۳۶۰ فرمودند: «آن ها درصدد بودند رفراندوم برگزار کنند و یا رفراندوم قانون اساسی را مانع کنند. سنخ رفراندوم های دکتر مصدق که رفراندوم این طور بوده، یک صندوق برای مخالف و یک صندوق برای موافق می گذاشتند و پای صندوق مخالف، یک دسته از اشرار بودند و جزء مخالفین یک الاغ را آورده بودند که رأی بیندازد. چنین رفراندومی را شکل دادند  و قانون اساسی را آمریکایی درست کردند.» (صحیفه امام، ج ۱۴، ص ۴۹۹-۴۹۸).

حال باید از شهروندان و هم میهنان پرسید که این چهره مصدق است. آیا شما اجازه می دهید اعضای شورای شهر تهران، خیابانی را به نام مصدق، رونمایی کنند؟! آیا احیای نام مصدق، خیانت به ایران و اسلام نیست؟

به یقین دست های پشت صحنه، قصد بازگرداندن تفکرات خاندان پهلوی و تفکر غربی را به ایران اسلامی دارند و آرام آرام می خواهند مبانی انقلاب اسلامی و امام خمینی(ره) را کم رنگ و یا بی رنگ نمایند.

*نماینده ولی فقیه در نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

انتهای پیام/

کلیدواژه ها : ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,

این خبر را به اشتراک بگذارید :