به گزارش شمس آباد؛ در تاریخ ایران و اسلام پدیده «جاسوسی» به اشکال و انحای گوناگون قابل ردیابی و شناسایی است. در مقالی که هم‌اینک پیش روی شماست، این موضوع از منظری تاریخی مورد بررسی قرار گرفته است. امید آنکه مقبول افتد.

واژه «تجسس» کلمه‌ای عربی است که «با دست لمس کردن» معنا کرده‌اند و مجازاً «نگاه کردن از سر کنجکاوی برای شناسایی دیگران» دانسته‌اند. دهخدا «تجسس» را «خبر جستن» معنا کرده است که همان کنجکاوی کردن در اسرار دیگران می‌باشد. البته باید توجه داشت برخی «تجسس» را جست‌وجو در باطن کارهایی که شورانگیز است معنا نموده‌اند. قابل ذکر است بعضی از منابع فقهی اهل سنت «تجسس» را تفتیش و جست‌وجوی اطلاعاتی دانسته‌اند که مخفی و سری است. این واژه در قرآن یک‌بار به صورت «ولا تجسسوا» آمده است که تجسس را نهی نموده‌ و در احادیث مورد اعتماد شیعه و سنی نیز تفتیش و تجسس در امور خصوصی مؤمنان سخت نکوهش شده است.

  «تجسس» در تاریخ اسلام و سیره معصومان(ع)
 علمای اخلاق نیز تجسس در امور پنهانی دیگران را امری ناپسند دانسته‌اند، اما با توجه به برخی آیات از جمله آیه ۱۸۹ سوره بقره و آیه ۲۷ «سوره نور» تفتیش که تجسس را نهی کرده است، این در همان مواردی است که رسول خدا(ص) فرموده‌اند: «من مأمور نشده‌ام که به دل‌های مردم نقب زنم[که در آن چیست].» ولی اگر مصالح جامعه اسلامی و امنیت آن به میان آید از تجسس و تفتیش گریزی نیست؛ به لحاظ چنین مهمی، در مواردی تجسس مانند زیر نظر زدودن تحریکات نظامی دشمنان، مراقبت از فعالیت‌های مخالفان بیگانه و معاندان داخلی و جاسوسان و نظارت بر کارگزاران حکومت و نحوه عملکرد آنان جایز و حتی واجب می‌شود. چنان که پیامبر اکرم(ص) پیش از جنگ بدر و احد، جاسوسانی را جهت به دست آوردن اطلاعات ضروری اعزام داشت یا از عباس بن عبدالمطلب می‌خواهند جهت خبررسانی در مکه بماند یا به نعیم بن مسعود برای تجسس از وضع بنی قریظه در جنگ خندق مأموریت می‌دهند یا بریده بن حصیب اسلمی به هنگام جنگ بنی مصطلق یا عبدالله‌بن ابی حدود اسلمی را در غزوه حنین به میان قریش جهت اجتماع‌آوری اخبار اعزام داشته‌اند.

حضرت امیرالمؤمنین(ع) نیز به تبعیت از سیره رسول خدا(ص) قبل از آغاز جنگ، جاسوسانی را جهت کسب اطلاعات ضروری اعزام می‌داشتند. این سیاست به هنگام جنگ هم از جمله شیوه‌های آن حضرت بوده است و متقابلاً حضرتش در مورد اشخاص مناطق و مشکوک دستور می‌دادند شدت عمل داشته باشند. در بعضی مواقع هم شخصاً به این کار اقدام می‌کردند. در همان دوره اگر جاسوسی در جامعه اسلامی به سود بیگانگان فعالیتی می‌داشت، به اعدام محکوم می‌شد، برای نمونه معاویه بعد از شهادت علی(ع)، دو نفر را برای جاسوسی به کوفه و بصره فرستاد. حضرت امام حسن مجتبی(ع) از ماجرا مطلع شدند بی‌درنگ فرمان دادند هر دو را دستگیر و اعدام کنند.

به استناد اینگونه مدارک -که کم نیست- و آیه مبارکه «اذهبوا فتجسسوا من یوسف و اخیه» نه تنها تجسس نهی نمی‌شود، بلکه چون خیر نظام اسلامی و امت مسلمان در آن است باید به این مهم همت نمود. لذا بسیاری از فقها فرموده‌اند: تفتیش و تجسس در کارهای مشکوک و تحریکات موذیانه دشمنان اسلام از این قاعده مستثنی نیست و در تاریخ اسلام مواردی مشاهده می‌شود که پیامبر اکرم(ص) به منظور کشف اغراض دشمنان و ارزیابی وضعیت نظامی آنها، کسانی را مأموریت داده‌اند، برای نمونه پیش از غزوه بدر، سپاس وعدی بن ابی الزغباء را برای اطلاع از وضعیت کاروان قریش به نواحی بدر فرستادند.

پیشنهاد ویژه :   اجتماعی : شمس آباد - چه بخوریم فشارخونمان کنترل شود؟

در فرمان علی ولی وصی، برگزیده خدا و پیامبر اکرم (ص)، آمده است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌: «ثم تفقد اعمالهم وابعث العیون من اهل الصدق و الوفاء علیهم» در کارهای آنها [= عمال و کارگزاران] رسیدگی کن و افرادی را که اهل راستی و وفا باشند برای دیده‌بانی آنها مأمور کن. حتی بنا بر تصریح برخی از فقهای امامیه جاسوس از غنایم نیز سهم می‌برد.

  پوشش ظاهری جاسوسان حرفه‌ای
طبیعی است با اینکه جاسوسی لباس و نشان مخصوص ندارد، ولی دیده نشده بدون عنوان و نشانی که در جامعه شناخته شده است بتواند در میان مردم محل مأموریتش فعالیت موفقیت‌آمیز داشته باشد. مروری بر آنچه پیرامون جاسوسی نوشته شده است یا سفرنامه‌هایی که از جاسوسان در دسترس قرار دارد می‌تواند بهترین مقدمه فشرده‌ای برای این بحث کوتاه باشد که فهرست‌وار برای ذکر در این مقال در نظر گرفته‌ایم.

کسانی که به فعالیت جاسوسی می‌پرداختند، گاه افرادی عادی بودند که به صورت موردی و کوتاه‌مدت به این عمل گمارده می‌شدند. گاه افرادی با مهارت‌های خاص اجتماع‌آوری خبر به صورت مقطعی برای انجام مأموریتی خاص، به محل مأموریت خود گسیل می‌شدند. گاه جاسوسانی حرفه‌ای بودند که در محل مأموریت خود نفوذ می‌کردند و می‌توانستند در پوششی که برای دشمن، خودی به نظر می‌آمد مأموریت خود را انجام دهند. در چنین مواردی بود که گاه حضور جاسوس حس می‌شد، اما شخص شناخته نبود. به هر روی جاسوسان چه در مأموریت کوتاه‌مدت چه درازمدت، از پوشش‌های موجه و بعضاً طبقه متوسط جامعه استفاده می‌کردند. طبق گزارش‌های تاریخی قابل استناد و استدلال، جاسوسان گاهی با عنوان و منصب حکومتی که وارد کشور دیگری می‌شدند، مانند گینیاز دالکورگی سفیر روس تزار که جهت هدایت سفارتخانه تزار در زمان قاجار به ایران اعزام شد و به لحاظ اطلاعاتی که کسب کرده بود، از طرف تزار روس جهت مسلک‌سازی و شکاف بین شیعیان عراق و حکومت عثمانی به نجف اشرف رفت. او در مجلس کاظم رشتی با انتخاب و تحریک علی محمد شیرازی، مسلک گمراه بابیه را به وجود آورد یا مستر همفر انگلیسی به نام گردشگری وارد سرزمین‌های اسلامی شده و با انتخاب محمدبن عبدالوهاب، مسلک تکفیری وهابیت را پایه گذاشت یا به نام مدرس مانند کاظم رشتی، جاسوس عثمانی و روحانی‌نمایی مانند احمد احسایی که با ابداع رکن رابع فتنه شیخیه را در تشیع راه انداخت حمایت کردند. در تاریخ بسیاری از کلیساها و کنیسه‌ها مرکزی برای جاسوسی بوده‌اند، حتی در این اواخر محمد مرسی رئیس‌جمهور سابق مصر برای قطر و قرضاوی- که داستان عشقبازی او در مقام مفتی اهل تسنن به رسوایی کشید- برای اسرائیل غاصب کودک‌کش جاسوسی کرده‌اند. غیر از این نوع مشاغل رسمی حکومتی، طبق گزارش‌هایی که در متون تاریخی به ثبت رسیده است، از البسه تجار استفاده کرده به شکل و شمایل و عنوان تاجران برای جاسوسی بر ملتی وارد شده‌اند یا در لباس درویشان و فقیران ظاهر می‌شدند. این پوشش به اندازه‌ای برای جاسوسی شیوع داشت که طی سال‌ها از لباس درویشان یا خود درویشان برای جاسوسی استفاده می‌کردند. در سرزمین‌های اسلامی نیز جاسوسان در لباس فراش، مطرب، جهانگرد، صوفی، درویش، داروفروش، کنیزِ گدا و بیمارِ زمینگیر، پهلوان، دریانورد، کارگر، پزشک، مبلغ مذهبی، وقایع‌نگار، سوانح‌نگار، خفیه‌نویس و هر کاره، حوادث سرزمین‌های مختلف را به سلطان گزارش می‌دادند. عثمانیان حتی از جاسوسان تربیت شده مسیحی و یهودی با عنوان«مارتولوس» و اسرای دشمن و اروپاییان ناراضی و هنرمندان و پزشکان نیز برای اجتماع‌آوری خبر استفاده می‌کردند.

پیشنهاد ویژه :   اجتماعی : توصیف مکتوب اصحاب رسانه از عملکرد انتظامی - شمس آباد

در دوره قاجار عده‌ای به نام راپورتچی و خفیه‌نویس برای پادشاه جاسوسی می‌کردند. در این دوره سفارتخانه‌ها یکی از مراکز مهم فعالیت جاسوسی بوده است. در دوره پهلوی جاسوسان در هر لباس و شغلی برای دشمن به اجتماع‌آوری خبر می‌پرداختند و هر وزارتخانه، سازمان، صاحب‌مقامی برای بقای خود در دستگاه‌های دیگر، جاسوسی داشتند. خنده‌آور این است که حتی رؤسای فرقه‌دار صوفیه هم در دستگاه رقبای خود جاسوس داشته‌اند.

  مقررات جاسوسی
هر جامعه‌ای همان‌طور که عنوانی جهت معرفی شاغلان دارد، بعضاً صاحبان مشاغل مانند ارتش، نیروی دریایی، نیروی هوایی، نیروی زمینی و… دارای لباس مخصوص می‌باشند که به قوانین و مقرراتی هدایت می‌شوند. جاسوسی در ایران دارای وزارتخانه یا سازمانی نیست، ولی در کشورهایی نظیر امریکا، انگلیس، روسیه، فرانسه، آلمان و… -که دارای سرویس‌های اطلاعاتی جاسوسی هستند- تردید نیست که با قوانین و مقرراتی خاص هدایت می‌شوند. در گذشته‌های تاریخ، هدایت‌کنندگان کشورها حتی ایران قبل از انقلاب شکوهمند اسلامی، توجه خاصی به جاسوسی داشتند و بدون جاسوس، کشورداری را غیرممکن می‌دانستند، به همین اعتبار هر کشوری به لحاظ ویژگی‌های خاص جاسوسی، برای جاسوسان خود قوانین و مقرراتی داشته است که به طور فهرست‌وار به آنها اشاره می‌نماییم:
*تیزهوشی و زیرکی
*قابل اعتماد بودن
*آزموده بودن
*آشنایی با محل مأموریت
*قدرت تجزیه و تحلیل و استنباط قوی زدودن
*صبر و قدرت شکنجه
*آشنایی با زبان قوم و ملتی که جهت جاسوسی به میان آنها می‌روند
* دانستن چند زبان خارجی
*دریافت مقرری گزاف
*جاسوسان نباید یکدیگر را می‌شناختند
*در میان سپاهیان نباید شناخته می‌شدند

  «شبهه‌افکنی» در راستای جاسوسی
با توجه به اینکه وظیفه اصلی جاسوس خبررسانی از درون تشکیلات تصمیم‌گیرنده دشمن است، اما گاه کارکردهای دیگری نیز برای او مفروض بود، از جمله برخی جاسوسان وظیفه داشتند که در صفوف دشمن رخنه کنند و بدون آنکه مقصد خود را آشکار سازند، در لباس خودی با شبهه‌افکنی، به تضعیف سازماندهی آنان بپردازند و این یکی از مصادیق بارز معنای متعارف جاسوس در جوامع اسلامی است.

اشاعه شبهاتی که افراد جامعه‌ای را به سمت و سوی مقاصد جاسوس بکشاند، از جمله وظایف جاسوسان در کنار خبررسانی از جامعه‌ای است که حوزه مأموریت او را تعریف می‌کند. آیت‌الله شیخ حسین لنکرانی-که تاریخ گویای زمان خود بود و افرادی نظیر استاد علی ابوالحسنی منذر هر آنچه را داشتند اطلاعاتی بود که آن مرحوم بیان می‌کرد- در ارتباط با شهید مظلوم آیت‌الله شیخ فضل‌الله نوری می‌گفت: «شیخ ابراهیم زنجانی ملعون که خود جاسوسی بود در ماجرای شیخ شهیدفضل‌الله نوری، جاسوسانی داشت تا شیخ را مردی مزور و مزدور، بی‌آبرو و حقه‌باز معرفی کنند. آنها مأموریت داشتند بگویند قرآنی که شیخ بالای دار به آن سوگند یاد کرد قوطی سیگار او بود» یا در ماجرای جیکاک جاسوس انگلیس، طبق مدارک و مسانیدی که در دسترس است، او جهت تأمین اطلاعات برای ارباب انگلیسی خود به ایران اعزام شده بود. لکن وقتی با مسئله ملی شدن نفت مواجه شد، با استفاده از ارادت و مهرورزی مردم خوزستان به علی مرتضی(ع) به انواع شبهه‌افکنی‌ها نظیر اینکه شما که مهر علی امیرالمؤمنین را در دل دارید، با ملی شدن نفت چه کار دارید… ، مردم را به سمت و سویی می‌کشاند که رسمیت دادن به سیاست انگلیس بود یا در ارتباط با جداسازی شیعه شجاع مظلوم از اسلام چه شبهاتی را وهابیان به پیروی از این تیمیه‌های تاریخ رواج نداده‌اند. مانند اظهارات خصمانه وهابیان و منحرفان در معنای واژه «مولی» در کلام نورانی «من کنت مولا فهذا علی مولا» که پیامبر اکرم(ص) به هنگام نصب حضرت علی بن ابیطالب(ع) به جانشینی خود فرمود که خوشبختانه مفاخر علمی بلندپایه شیعه به این نوع جعلیات پاسخ‌های جدی داده‌اند. این شبهات که در همیشه تاریخ، شیعه با آن مواجه بوده و هست، بوسیله جاسوسان نفوذی دشمنان نه فقط گفته شده بلکه به چاپ رسیده است. چنانکه حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای مدظله العالی به این ترفند اشاره کرده و فرموده‌اند: «شبهه‌افکنی به نفوذیان و جاسوسان خلاصه نمی‌شود، بلکه گاهی از جنس ایرانی هم شبهه‌افکنی می‌کند.»
برای این کلام هشداردهنده مرجع و رهبر معظم، شواهد زیادی می‌توان ارائه داد، اما در این جایگاه می‌توان به نمونه‌ای در ارتباط با یکی از انتشارات کشور -که وظیفه مبارزه با شبهات و فرق ضاله را برای خود تعریف کرده- اشاره کرد. چند سال قبل جوانی از قماش نفوذیان فرقه‌ای- که برای رخنه در نشر انتخاب شده بود- بعد از شناسایی با مؤلفان و مراکز نشر آثار این انتشارات تماس گرفت تا آنها را از همکاری با این مرکز آثار ضد فرقه‌گرایی منصرف کند و چون با سکوت مسئولان این نشر مواجه شد، با شب‌نامه‌هایی افراد مسئول این مرکز را تحریک به مقابله کرد، چون به او بی‌اعتنایی کردند، به مقاله‌نویسی در فصلنامه‌ای پرداخت که مراجع عظام را به لحاظ اظهار عقایدشان مورد تجاوز قرار می‌دهند. این افراد از نفوذیان و جاسوسان جنس ایرانی هستند که به نفع دشمن با شبهه‌افکنی، مراکزی را که فعالیتشان مانع رشد و پیشرفت دشمن است، مورد تجاوز قرار می‌دهند. البته جای تعجب نیست، زیرا یکی از علل و انگیزه‌هایی که زمینه شبهه‌سازی و رواج دادن آن را فراهم می‌آورد، کمبودها و عقده‌هاست. خاطرم هست که ابوالفضل برقعی به فقیه اهل بیت عصمت و طهارت آیت‌الله العظمی مرحوم سیدمحمدهادی میلانی (قدس‌الله روحه العزیز) نسبت تصوف داده بود، در صورتی که ایشان تصوف را باطل می‌دانست یا همین دار و دسته شیعیان پناهنده به انگلیس که نان مظلومیت علی(ع) را می‌خورند، وقتی آیت‌الله العظمی خویی اجتهاد مدعی مرجعیت آنان را تأیید نکردند، با رواج اینکه آن مرجع بزرگ سید نیست، سال‌ها مردم ناآگاه را با این نوع فتنه‌ها مبهم شبهه ‌واهی و بعضاً آلوده به اشاعه آن نمودند. اینگونه حرکت‌های مذبوحانه دانسته یا ندانسته، تأمین خواسته انگلیس فرقه‌ساز می‌باشد که هر بی‌سروپایی را مرهم زخم‌های عقده‌ها و کمبودها می‌نماید و از وجود آنها به نفع خویش بهره می‌گیرد.
 

پیشنهاد ویژه :   اجتماعی : شمس آباد - بار سنگین فقر بر شانه های نحیف کودکان کار
کلیدواژه ها : ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,

این خبر را به اشتراک بگذارید :