به گزارش شمس آباد، جریانات دانشجویی یکی از مهمترین بخش های تاثیرگذار در فضای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی هر دانشگاه و جامعه ای می تواند باشد، جریاناتی که بر پایه مجموعه‌ای مشترک از اعتقادات و دغدغه ها شکل می‌گیرد که باعث ایجاد هویت جمعی می‌شود. جنبش دانشجویی در ایران نیز دارای فرازو و فرود های «سرنوشت ساز» بوده است، به طوری که در طول نزدیک به یک قرن اخیر پای این جریانات در بزنگاه های تاریخی نمایان و آشکار است. همین مسئله باعث شده در طول تشکیل جنبش دانشجویی در ایران دولتمردان و جریانات سیاسی با چشم طعمه به انها بنگرند و سعی در انحراف مرام نامه اصلی این جنبش داشته باشند. این مسائل از یک سوء و وارونه سازی و جعل تاریخ جنبش دانشجویی مسلمان از سویی، از اقداماتی است که طی چندسال اخیر از سوی برخی از جریانات در حال شکل گیری است؛ به همین بهانه «خبرنامه دانشجویان ایران» طی پرونده ای نگاهی دقیق و مستند به تاریخچه جنبش دانشجویی در ایران خواهد داشت. این پرونده از کتاب “موج سوم” علی خضریان استخراج شده است.
دهه ۴۰ برای جریان دانشجویی مسلمان دهه رشد نرم افزاری و فکری به حساب می آمد و ضدیت و بیزاری بنیادین با رژیم و سرسپردگی به آمریکا همراه با موازنه تحصیل با مبارزه در اندیشه و عمل دانشجویان از ویژگی ها و شاخصه های آن بود.

یکی از رویدادهای مهم و مؤثر در جریان دانشجویی، واقعه ۱۵خرداد ۱۳۴۲ است. سالی که نه تنها در جریان دانشجویی بلکه در تاریخ انقلاب اسلامی ایران وقایع مهم و تأثیرگذاری را در خود جای داده است و این خود اثبات کننده این مسئله می باشد که بدنه جریان دانشجویی با بدنه جامعه در یک مسیر قرار گرفته بوده است.

البته از طرفی اهمیت واقعه ۱۵خرداد در این مهم قابل بررسی می باشد که این حادثه در زمانی رخ داد که تمامی جریان های سیاسی منتقد و مخالف رژیم- به دلیل آنکه سیستم اطلاعاتی و امنیتی پهلوی(ساواک) در سطح کشور به طور چشمگیر مشغول به فعالیت شده بودند و همچنین محمدرضای جوان، به طور مربوط موفق به تثبیت موقعیت خود بعد از کودتای ۲۸مرداد ۱۳۳۲ شده بود- ناامید شده بودند ودر این میان برخی جریان های التقاطی همچون «سازمان مجاهدین خلق» پس از عدم تحرک در مبارزات سیاسی، در سران نهضت آزادی تشکیل شده بودند، اما در این میان امام خمینی(ره) بر اساس تفکرات اصیل اسلامی وارد میدان شدند و جان تازه ای به مبارزات علیه رژیم بخشیدند.

پس از این واقعه، دانشجویان دانشگاه تهران به سرعت نسبت به دستگیری امام خمینی(ره) واکنش نشان دادند. بعضی از دانشجویان با سخنرانی و تشویق سایر دانشجویان اقدام به راهپیمایی و تظاهرات در محوطه دانشگاه کردند و ضمن حمل تراکت بزرگی که خبر از دستگیری آیت الله خمینی می داد با دادن شعارهای ضد حکومتی در صدد راهپیمایی به طرف بازار تهران و پشتیبانی از بازاریان در مبارزه علیه حکومت شدند. بسیاری از دانشجویان در خیابان های اطراف دانشگاه اجتماع کردند که تعداد زیادی از آنها بواسطه پلیس دستگیر شدند. در ادامه تظاهرات، دانشجویان با قطع سیم های تلفن دانشگاه و با سر دادن شعار، پلاکاردهایی از پارچه تهیه و بر سر در دانشگاه نصب کردند. دانشجویان با تکثیر و توزیع نوار سخنرانی روز عاشورای امام(ره)، فعالیت خود را در کوی دانشگاه گسترش دادند که منجر به دستگیری و زندانی شدن گروهی از دانشجویان شد و آنان با تجمع خود دانشکده های مختلف را به تعطیلی کشاندند، به طوری که پلیس به سختی توانست تظاهرات را سرکوب کند.

دانشجویان دانشسرای عالی تهران و دانشگاه پلی تکنیک نیز ضمن تجمع و دادن شعارهایی علیه شاه، مردم را به شرکت در تظاهرات ترغیب کردند. پانزده خرداد موضوعی بود که دانشجویان در سال های بعد به مناسبت بزرگداشت این روز به تظاهرات، تجمعات، اعتصاب و … اقدام می کردند. همچنین آنان در سال ۱۳۴۶ به هنگام مرگ مشکوک غلامرضا تختی، در سال ۱۳۴۸ در بیزاری به افزایش قیمت بلیت اتوبوس، حضور خود را در صحنه به نمایش گذاشتند.
از اواخر دهه۴۰ فعالیت دانشجویان بیشتر سیاسی بود و فعالیت های صنفی نیز رنگ سیاسی به خود گرفت.

درخواست های دانشجویان از امکانات آموزشی و رفاهی به مسائل سیاسی تغییر کرد و شعارهای ساده جای خود را به شعارهای آزادی زندانیان سیاسی، مرگ بر شاه، اتحاد، مبارزه…» بر روی دیوار دانشکده های ادبیات و حقوق دانشگاه تهران داد.

روند تشدید سرکوب و اعمال حاکمیت مستبدانه بواسطه شاه تأثیر مستقیمی بر مهاجرت فعالان سیاسی و دانشجویان به اروپا و آمریکا داشت؛ به طوریکه طی سالهای ۵۲-۱۳۴۷ حدود سی هزار نفر برای ادامه تحصیل از کشور خارج شدند و این تعداد از کل دانشجویان داخل کشور بیشتر بود، این تعداد در سال های پایانی عمر رژیم از مرز صد هزار تن هم گذشت.
به همین دلیل دانشجویان ایرانی در اروپا دست به تأسیس یک کنفدراسیون دانشجویی زدند، کنفدراسیون محصلین و دانشجویان ایرانی در اروپا متشکل از فدراسیون های انجمن دانشجویان انگلستان، آلمان غربی و فرانسه در اتحادی با انجمن دانشجویان ایرانی در آمریکا پایه مهمترین تشکل دانشجویی خارج از کشور را که کنفدراسیون جهانی محصلین و دانشجویان ایرانی در خارج از کشور (اتحادیه ملّی) نام داشت، تشکیل دادند. نکته جالب آنکه انجمن دانشجویان ایرانی در آمریکا از ابتدای تحصیل در سال ۳۱ تا سال ۳۹ از پشتیبانی کامل سفارت ایران و انجمن دوستان آمریکایی خاورمیانه برخوردار بود و حتی سالانه هجده هزار دلار بودجه در اختیار داشت. آنها طی دیداری که شاه در سال ۳۷ از آمریکا داشت، او را به ریاست افتخاری سازمان دانشجویان ایرانی در آمریکا انتخاب کردند. اما هفده نفر به سرپرستی قطب زاده و محمد نخشب در شهریور ۱۳۳۹ روال کار را عوض کردند.

همچنین حائز اهمیت است که مرحوم دکتر علی شریعتی که ابتدا در اجتماع جوانان نهضت ملّی بود، در فعالیت های دانشجویان ایرانی مقیم فرانسه و بعد از آن در کنفدراسیون محصلین و دانشجویان ایرانی خارج از کشور، به ویژه کنگره های پاریس و لوزان حضوری فعال داشت و در تبیین خط و مشی کمیسیون ها و در نوشتن اظهار ها و قطعنامه ی کنفدراسیون همکاری نزدیکی داشت.

در کنار کنفدراسیون جهانی باید به انجمن اسلامی دانشجویان ایرانی در خارج از کشور اشاره کرد که حاصل انشعاب دانشجویان مذهبی از کنفدراسیون جهانی و پیوستن آنها به سایر دانشجویان مسلمان بود. همچنین «اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان در اروپا گروه پارسی زبان» نیز در آلمان غربی و با پشتیبانی مستقیم شهید بهشتی از جمله گروه های مسلمان دانشجویی بود که به عنوان رقیب اصلی برای کنفدراسیون جهانی مطرح شده بود و حتی با وجود بازگشت آیت الله بهشتی به وطن در سال ۴۹ همچنان پرقدرت و با تشکیلات وسیع در اروپا به کار خود ادامه می داد. در ایالات متحده و کانادا نیز حرکت های مشابه اسلامی دانشجویان شکل گرفته بود. در اوایل دهه ۵۰ انجمن اسلامی دانشجویان – گروه پارسی زبان در آمریکا و اروپا با یک دست کردن عقاید و با ایجاد سازماندهی مشترک بین صفوف خود توانسته بود جنبه مبارزاتی خود را به گونه ای نشان دهد که رژیم ایران خطر بیشتری را از جانب اسلام گرایان حس کند.
منبع:خبرنامه دانشجویان ایران
 

پیشنهاد ویژه :   شمس آباد نیوز : شمس آباد - سریال عاشقانه و انحراف در شبکه نمایش خانگی

این خبر را به اشتراک بگذارید :